
بر اساس اعلام پليس همكلاسان يك دختر 13 ساله بنگلادشي كه والدينش قصد داشتند او را به زور شوهر دهند براي جلوگيري از اين كار دست به تظاهرات زدند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از بي بي سي، حدود 50 كودك در شهر ستخيرا به خيابانها ريختند و خواستار توقف ازدواج حبيبه سلطانا شدند. اين كودكان همچنين با ارائه شكايتي به پليس خواستار اقدام پليس در اين زمينه شد كه پليس هم با احضار پدر حبيبه دستور داد تا ازدواج دختر كه به نظر آنها غير قانوني بوده متوقف شود.
به پدر دستور داده شد تا تعهدنامه اي را امضا كند كه در آن متعهد مي شود تا زمانيكه دخترش يك كودك است او را شوهر ندهد. قرار بود عروسي روز جمعه در شهر ستخيرا در جنوب غربي بنگلادش صورت گيرد.
پليس گفت حبيبه زماني كه پدر فقيرش مي خواسته او را به همسري پسر 23 ساله اي كه همسايه آنها بوده است درآورد ابراز نارضايتي كرده است اما آنقدر مي ترسيده كه آشكارا اعتراضي نكرده است.
زماني كه او مسئله را با همكلاسيها و دوستانش در ميان مي گذارد آنها او را تشويق به مقاومت و نپذيرفتن ميكنند. والدين دوستان حبيبه نيز با پدر مادر او تماس گرفتند تا آنها را از اين كار منصرف كنند.
شهربابک : دیاری است کهن ، به جای مانده از دوران باستان ، همان روزگاری که آیین مهر پرستی بر جریان زندگی مردمان آن زمان حکم می راند . علاقه به پایداری و روحیه شکست ناپذیری و امید به جاودانه بودن و همیشه ماندن ، مردمانش را بر آن داشت تا صلابت کوه را پشتوانه خویش قرار داده و در میان صخره های سنگی سخت ، مسکن و ماوایی جاودانه بنا نهند که چو خورشید بماند و میمند زاده شد . بنای سنگی عظیمی ، جاودانه در آغوش سنگ کوهستان نقش بست که بیش از ۱۲۰ قرن کماکان بر جای خویش استوار مانده و بخواهد ماند. و شهربابک نيز هم در جوار اين تاريخ سنگي ماندگار ، از ميان شن سر برافراشت تا شاهدي باشد بر گذر تاريخ از اين گوشه تنهاي كوير . نام شهربابك منسوب است به بابك جد مادري اردشير بن ساسان و هم نام نوعي فيروزه است كه در اين ديار استخراج مي شده و نيز به معناي راسخ و استوار، امين و متدين گفته شده است . به هر دليل كه باشد و از هر ماخذ و منبعي كه بر گرفته شده باشد حداقل براي مردمانش قابل احترام بوده و هست كه اين نام هزاران سال تاريخ پر فراز و نشيب سرزمين اين منطقه از كره خاكي را يدك مي كشد و تمامي رخدادها را به يادگار نگاه داشته و ما وامدار اين ميراث كهن هستيم. روزگاري خنكاي قناتهاي پر آبش در عمق جان هر تنابنده اي روح زندگي مي دميد و گندم زارهايش در نوازش نسيم سپيده دمان ، رقص سبز خويش را در چشم دهقانان شاد به تماشا مي گذاشتند و صداي نغمه پرندگان نشسته بر شاخسار درختان باغهاي انبوه تا به ميان دشتهاي نشسته در زير بوته ها و درختچه هاي وحشي بكر ، در همه جا مي پيچيد . هنوز هم نشانه هايي از گذشته بر جاست ، از داربستهاي تاكهاي پر شاخ و برگ ، دو سه چوبي هنوز سرپاست ، بر جاي قناتهايش رد پاي جوي بي آبي بر تن خشك بيابان تا به آن دورها پيداست و ساقه هاي خشك علفهاي روييده به جاي گندمزارهايش ، در خيزش تند بادها ناله " یاد باد آن روزگاران " را سر می دهند . در این میان مردمانش صبور و پر استقامت ، با تمامی مشکلات و کمبودها ، آرام و پر صلابت ، اندیشه سبز ساده زیستن و پاک بودن را جامه عمل می بخشند . به نوبه خویش دست تمنا سوی شما عرشیان خاک نشین گشوده و با احترام به تمامی نقطه نظرات و راهنماییها بياييد در جهت شناسايي توانمندي هاي ديارمان و فرياد زدن مظلوميت آن در سايت هاي اطلاع رساني همت كنيم.
. . . باقی خدا هست و بس