تبليغاتX
دریچه
دریچه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 10:26 توسط زاده رحمانی |

وزير كشور:

انتخابات رايانه‌اي با قدرت از بروز تخلفات جلوگيري مي‌كند

خبرگزاري فارس: پورمحمدي گفت: انتخابات رايانه‌اي از بروز تخلفات با قدرت جلوگيري مي‌كند و سبب مي‌شود تا با وجود امنيت رأي براي مردم ، سرعت شمارش و اعلام نتايج آرا افزايش يابد.

                       

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، مصطفي پورمحمدي با حضور در گفت‌وگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما درباره انتخابات رايانه‌اي اظهار داشت: اين اقدام همچنين مي‌تواند با وجود امكانات و تجهيزات كافي‌، هزينه‌ نيروي انساني را به مقدار زيادي كاهش دهد.
وي در تشريح دلايل برگزاري انتخابات الكترونيكي اظهار داشت: در جامعه گسترده‌اي مانند ايران با جمعيت بالاي آن، با وجود 45 هزار شعبه اخذ رأي ثابت و حدود 13 هزار شعبه سيار و نيز حدود 46 ميليون نفر واجدين شركت در انتخابات، به كار‌گيري چنين سيستمي براي برگزاري انتخابات لازم مي‌نمود.
وزير كشور با بيان اينكه انتخابات رايانه‌اي بهترين و كارآمدترين روش موجود براي پاسخگويي به مطالبات مردم در بحث انتخابات است افزود: با توجه به حساسيت بحث انتخابات كه مظهر حضور مردم است و سرنوشت كشور به واسطه آن تعيين مي‌شود‌، لازم بود تا همه مراحل انتخابات اعم از شمارش، اخذ رأي، ثبت‌نام و...با روش رايانه‌اي انجام گيرد.
وي با بيان اينكه در اين قالب از هرگونه تخلف احتمالي جلوگيري مي‌شود و طي آن حقي از كسي ضايع نمي‌شود، به تشريح نحوه برگزاري انتخابات به روش رايانه‌اي پرداخت و افزود: براساس نتايج جلساتي كه با شوراي نگهبان داشتيم قرار براين شد تا كانديداها براي اولين گام براي ثبت نام، به پايگاههاي انتخاباتي وارد شوند و پر از تكميل فرم مربوط و ارسال آن، پرينت مربوطه را دريافت كنند.
وزير كشور اضافه كرد: پس از دريافت مشخصات داوطلبان، ما اين اطلاعات را از طريق شبكه به مراجع 4 گانه ارسال مي‌كنيم و پاسخ را نيز از همين طريق دريافت خواهيم كرد.
پورمحمدي گفت: در گذشته لازم بود تا 8 هزار و 300 نفر كانديدا به استانداريها مراجعه كنند و تكميل فرم نمايند و اين روش با حجم بالاي گردش مكاتبات اداري وقت بسياري مي‌گرفت، ولي اكنون اينگونه مشكلات با روش رايانه اي‌ حل خواهد شد.
وي با اشاره به اينكه در بحث ثبت نام بايد اسناد قانوني لازم نيز در اين خصوص وجود داشته باشد افزود: ما براي داشتن تأييد و گواهي مشاركت و ثبت‌نام فرد، پرينت فرم تكميل شده توسط وي را به صورت حضوري يا پستي از او تحول خواهيم گرفت و در ازاي آن رسيد خواهيم داد.
وزير كشور افزود: در خصوص مراجع 4 گانه نيز به همين روش عمل كرده و غير از روش شبكه‌اي با آنها مكاتبات كلي داشته و آنها نيز پاسخ را به صورت كتبي به ما خواهند داد.
پورمحمدي با اشاره به اينكه با سيستم رايانه‌اي رسيدگي به تخلفات نيز سريعتر صورت خواهد گرفت از روز اخذ رأي ياد كرد و گفت: افراد در گذشته با در دست داشتن شناسنامه به شعب اخذ رأي مراجعه مي‌كردند و مشخصات آنها به صورت دستي و به طور زمان‌بر پر مي‌شد، ولي با روش رايانه‌اي سعي شد تا راه‌ آسانتري انتخاب شود و از شماره ملي در اين خصوص استفاده شود.
وي افزود: از آنجا كه نزديك به 41 ميليون نفر كارت ملي دريافت كرده‌اند و تلاش مي‌شود تا پايان سال نيز اين تعداد افزايش يابد، لذا قرار شد تا با وجود رايانه‌اي مستقر در هر شعبه ، شماره ملي افراد به محض ورود درج شود.
وزير كشور افزود: چنانچه تجهيزات بار كدخوان براي اين منظور به موقع تهيه شود ، ديگر نيازي به ثبت دستي نيست ولي با عدم وجود اين دستگاه‌ها نيز طي 14 تا 20 ثانيه مشخصات افراد در رايانه‌ ثبت مي‌گردد.
وي با بيان اينكه سعي مي شود تا تجهيزات لازم براي سيستم انتخابات رايانه اي از ادارات تامين شود تا هزينه مازاد در اين خصوص صرف نشود افزود: با اين روش عملاً 2 نفر از هر شعبه و در مجموع 90 هزار نفر از عمليات انتخاباتي كشور به لحاظ نيروي انساني حذف مي‌شوند كه اين مسئله خود در كاهش هزينه‌ها بسيار مؤثر خواهد بود.
وزير كشور با بيان اينكه با ثبت شماره ملي كه يك علامت رمزدار است از بسياري از تخلفات و اشتباهات در سيستم جلوگيري خواهد شد ادامه داد: پس از اينكه مشخصات فرد در سيستم ثبت شد، به وي برگه‌اي تحويل مي‌شود تا به ثبت كانديداهاي مورد نظرخود بپردازد.
وي با اشاره به اينكه در جلسات اخير خود بحثهاي بسياري در خصوص بحث گرفتن اثر انگشت از افراد داشتيم گفت: براي از بين بردن هرگونه شبهه و جلوگيري از اعتراضات و ادعاهاي احتمالي سعي شده تا از افراد در يك برگه‌هاي بزرگ كه شماره ملي آنها در آن ثبت است، اثر انگشت نيز گرفته شود.
پورمحمدي در خصوص اينكه با عدم ممهور شدن شناسنامه باز فرد نمي‌تواند رأي دهد گفت: شعب اخذ رأي از آنجا كه به شبكه متصل مي‌باشند، لذا چنانچه فرد براي دفعات بعد بخواهد به هر شعبه ديگري برود به او اجازه رأي مجدد داده نمي‌شود.
وي سيستم انتخابات رايانه‌اي را يك تحول بزرگ در شبكه ارتباطي كشور برشمرد و افزود: اين حركت يكي از زيرساختهاي دولت الكترونيكي است كه از اين طريق گامهاي اصلي آن برداشته مي‌شود.
وزير كشور در توضيح اين نكته كه در روز انتخابات به هر كانديدا شماره‌اي اختصاص مي‌يابد گفت: رأي ‌دهندگان با دريافت برگه مربوطه به ثبت‌نام كانديدا اقدام به نوشتن شماره كانديداي مورد نظر خود مي‌كنند و در اين روند چنانچه فرد به اشتباه نام فرد را با كد فردي ديگر ثبت كند، در اينجا گرچه اولويت با اسم كانديدا است ولي به كد نيز توجه خواهد شد.
وي در خصوص چگونگي جمع‌آوري اطلاعات انتخابات از شعب گفت: قرار است تا برگه‌هاي تكميل شده توسط رأي‌دهندگان با استفاده از اسكنرهايي اسكن شود به خصوص اين كار در 9 هزار شعبه به اجرا درخواهد آمد، در خصوص جزئيات اين كار نيز در جلسه بعدي خود با شورا تصميم گيري خواهيم كرد.
پورمحمدي با اشاره به اينكه در انتخابات صندوق تعاوني وزارت كشور نيز روش الكترونيكي آزمايش شده و با موفقيت همراه بوده افزود: سرعت پردازش اطلاعات در روش رايانه‌اي بالا خواهد بود و يكروز پس از انتخابات ما نتايج را اعلام خواهيم كرد.
وي با بيان اينكه اغلب فرمانداريها (حدود 50 فرمانداري) از زيرساختارهاي لازم براي مشاركت در انتخابات رايانه‌اي برخوردارند افزود: ما در تلاش هستيم تا بقيه بخش‌ها نيز به امكانات لازم براي برگزاري انتخابات به صورت رايانه‌اي مجهز شوند.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چرا شوراي نگهبان تاكنون با برگزاري انتخابات به روش رايانه‌اي موافقت نكرده بود و الان موافق است، گفت: ما جلسات بسياري با اعضاي شوراي نگهبان داشتيم و با توجه به زيرساختارهاي موجود و جلب اعتماد اعضا در اين خصوص هم‌اكنون با اين سيستم موافقت شده است.
وي در توضيح اين سؤال كه چرا انتخابات در 24 اسفند برگزار مي‌شود؟ گفت: انتخاب اين روز ناشي از شرايط اجباري است كه سبب شد تا ما و شوراي نگهبان متناسب با حال و هواي كشور و با توجه به وجود انبوه مناسبتهاي مذهبي در ايام، اين روز را براي انتخابات بپذيريم.
پورمحمدي افزود: با توجه به اينكه از 10 روز قبل از 24 اسفند كار تبليغات انتخاباتي شروع خواهد شد عملاً مي‌بينيم كه با شلوغي پايان سال نيز اين مسئله تداخل نخواهد داشت.
وي افزود: ما همانند انتخابات شوراها، قانون را در اين دوره به طور دقيق اجرا خواهيم كرد و نتايج را 25 اسفند اعلام مي‌كنيم تا چنانچه فردي اعتراض هم داشت 5 روز براي اين كار فرصت داشته باشد.
وزير كشور گفت: اگر لازم بود كه در ايام بين تعطيل نوروزي كه ادارات نيز باز هستند، روزنامه‌ها براي اطلاع‌رساني كافي به مردم مشغول فعاليت باشند، اين كار انجام خواهد شد.
وي افزود: با اين حركتها ما نخواهيم گذاشت كه براي كسي مشكلي يا دغدغه‌اي از بابت احقاق حقوق فردي به وجود آيد.
وي در تشريح تفاوت اين انتخابات با دوره‌هاي قبل گفت: دو تغيير عمده در اين دوره صورت گرفت كه يكي سن واجدين شرايط است كه 18 سال اعلام شده و ديگر نحوه تبليغات است كه از اين پس نصب پوستر، بنر و تراكت تبليغاتي و... ممنوع خواهد بود.
پورمحمدي گفت: در ساير بخشها از جمله بخش تائيد يا رد صلاحيتها، ما تغييري در روش‌هايمان يا نحوه انجام كار نخواهيم داشت و ملاك كارمان قانون است.
وي از مردم خواست تا نسبت به تهيه كارتهاي ملي خود سريعاً اقدام كنند و تأكيد كرد كه از اين پس ارائه همه خدمات اداري صرفاً با كارت ملي صورت خواهد گرفت.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 10:25 توسط زاده رحمانی |

 سالهاست که مردم خاتم وعده احداث کارخانه پتروشیمی را از زبان مسئولان مختلف می شنوندولی با کمال تعحب چند روز پیش این خبر در سایت بعضی از خبرگزاریها منتشر شد:

"نماینده مردم تفت و میبد در مجلس گفت: تاپایان سال 91 واحد پتروشیمی میبد افتتاح و راه اندازی خواهد شد.
سیدجلال یحیی زاده افزود: راه اندازی این واحد پتروشیمی از مصوبات سفر هیئت دولت بود که در اعلام رسمی مصوبات از قلم افتاده بود.

وی با اشاره به پیگیری های انجام شده در مورد رسمیت یافتن این مصوبه تصریح کرد: با نامه نگاری با شخص رئیس جمهور و یادآوری به ایشان و مرور نوار جلسه هیئت دولت در یزد این مصوبه صورت رسمی به وزارت نفت اعلام شد.

این مقام مسئول خاطر نشان کرد: با تصویب انتقال پلی اتیلن به یزد ، افتتاح یک واحد پتروشیمی ضرورت داشت که با پیشنهاد بنده این واحد در میبد تاسیس خواهد شد.

وی با توجه به اینکه تاسیس این واحد پتروشیمی در میبد و در استان یزد در حال بررسی و انجام مطالعات است، خاطرنشان کرد: احتمال این وجود دارد که این یک واحد تبدیل به دو واحد شود به طوری که یکی در شهرستان میبد و دیگری در شهرستان بافق احداث شود.

*منبع خبر سايت ميبد نيوز".

 حال جای سوال اینجاست که چگونه طرح كارشناسي شده پتروشیمی شهرستان خاتم  به ميبد ميرود؟آيا آب مورد نياز آن چگونه تامين خواهد شد؟حتما با هزینه ای  گزاف از نقطه دیگری منتقل خواهدشد!آیا تکلیف نتایج مطالعات کارشناسی چه خواهدشد؟جوابگوی مردم محروم خاتم کیست؟ 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 10:46 توسط زاده رحمانی |

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:22 توسط زاده رحمانی |

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:19 توسط زاده رحمانی |

نجات پسربچه‌اي پس از شش ساعت شناور بودن بر روي سطح دريا!   
 

پسربچه هشت ساله‌اي كه موج ناگهاني دريا، او را از ساحل دور و در تاريكي شب در دريا رها كرده بود، پس از شش ساعت شناور بودن بر روي آب، زنده پيدا شد. به گزارش ايسنا، اين دريا به نام <درياي مرده>، محلي توريستي است كه در پايين‌ترين نقطه زمين قرار گرفته است و شوري زياد آن موجب شناور ماندن بر روي سطح آب مي‌شود. با جست‌وجوهاي شبانه سرانجام <اشنوئر زالمن فردمن > 8 ساله در فاصله دو مايلي ساحل اين دريا پيدا شد. گفتني است، اين پسربچه سلامت بوده و فقط مقداري از آب بدنش را از دست داده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:16 توسط زاده رحمانی |

  
 

دادگاه ويژه روحانيت قم اعلام كرد: شكايت طلاب عليه سيد محمد خاتمي ، رئيس جمهور پيشين را ثبت خــواهد ‌كرد.‌‌بــه گزارش باشـــــگاه خبرنگاران ، موضوع اين شكايت انتشار فيلمي است كه در آن خاتمي با زنان نامحرم مصافحه ‌كرده است.‌‌‌اين در حالــي است كــه خاتمـي در ماههاي گذشته بارها در خصوص عمل نسبت داده شده به وي توضيح داده است و ‌فيلم را جعلي خوانده است. ‌‌مسئولان دادگاه ويژه روحانيت نسبت به شكايت رسمي طلاب حوزه هاي علميه از سيد محمد خاتمي قول مساعد ‌دادند.‌‌

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:13 توسط زاده رحمانی |

راز انگشت حامل حلقه نامزدي


گروه خبر هاي خواندني يزدفردا  :مراحل زیر را به ترتیب انجام دهیدتا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید. (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)


1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی
دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.
انگشت شصت نمایانگر والدین است.
انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند
زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .
به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .
سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.
انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند.
آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .
این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از
هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.
دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم
(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.
احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.
به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که برای تمام عمر با هم
می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

پس
انگشت شصت نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است



+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 10:50 توسط زاده رحمانی |

 

شهربابک و کم لطفی صدا و سیما

 

امروزه  امواج اطلاعات با قدرت ما فوق تصور در حال گسترش و توسعه می باشد و مرزهای ملی و  جغرافیایی را عملاً فرو ریخته اند. چند سال پیش جهان را دهکده جهانی خواندند ولي امروز حتی از این مرحله نیز فراتر رفته و با توسعه رایانه، اینترنت، فیبر نوری و امواج ماهواره ای، جهان به صورت جعبه ای کوچک در گوشه ای از اتاق ما قرار گرفته است.

برای درک سیر تاریخی این پیشرفت شگفت انگیز کافی است به موارد تاریخی زیر اشاره کنیم 

1-    هنگامی که اسکندر مقدونی- بزرگترین جهانگشای تاریخ- در حدود 300 سال پیش از میلاد مسیح در دشت های آسیا جان سپرد خبر در گذشت او یک سال بعد به اطلاع مردم آتن رسید و برای مرگ او سوگواری کردند.

2-     وقتی که کریستف کلمب در حدود چهار قرن پیش قاره آمریکا را کشف کرد، این خبر بعد از چهار ماه به دربار پرتغال رسید و این موفقیت را جشن گرفتند.

3-    هنگامی که آبراهام لینکلن رئیس جمهور معروف آمریکا حدود 200 سال قبل در تماشا خا نه ای ترور و به قتل رسید، یک ماه طول کشید تا خبر آن به دربار بریتانا رسید و موجب شادمانی آنها شد .

4-    زمانی که ولیعهد اتریش توسط یک آنار شیست در سارایوو به قتل رسید و به سال 1914 جنگ جهانی اول شروع شد، دو هفته طول کشید تا خبر آن به دربار ایران رسید.

5-    موقعی که آرامسترانگ- فضا نورد آمریکایی- در سال 1967 میلادی به عنوان اولین انسان به کره ماه قدم گذاشت چند دقیقه بعد خبر آن در کره زمین پیچید.

6-     وقتی که در 11 سپتامبر 2001 میلادی دومین هواپیما به برج تجارت جهانی آمریکا برخورد کرد تصویر آن به طور زنده و مستقیم از غول های رسانه ای جهان پخش می شد.

بنابرین، در حال حاضر فاصله زمانی اطلاع مخاطبین از رویدادهای سراسر گیتی بعضاً به چیزی نزدیک به صفر رسیده و آن رسانه ای موفق تر عمل می کند که بتواند زودتر پیام های خود را به مخاطبین عرضه بدارد.

خوشبختانه در این میان، جمهوری اسلامی ایران نیز خصوصاً در سال های اخیر به پیشرفت های زیادی در عرصه اطلاع رسانی و به تبع آن رسانه های جمعی نائل آمده و علاوه بر مطبوعات محلی، کشوری و فرامرزی، صدا و سیما نیز به عنوان رسانه ملی توانسته با چندین شبکه درون مرزی و برون مرزی ارتباط دو سویه مناسبی را با مخاطبین خود برقرار و در جهت اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران حرکت نماید.  البته سازمان صدا و سیما صرفاً به شبکه های سراسری بسنده نکرده و با راه اندازی شبکه های استانی اقدام به نزدیکتر نمودن رسانه و برنامه های آن به فرهنگ های محلی، پوشش خبری گسترده استان ها و برقراری ارتباط دو سویه بین مردم و مسئولین و نخبگان نموده  است.

 

  استان کرمان در این رهگذر با دارا بودن شبکه استانی و همچنین تولید و تأمین خبر و برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی و ارسال آن به شبکه های سراسری نقش خوبی در عرصه اطلاع رسانی و فعالیت های رسانه ای ایفاء نموده ولی متأسفانه به نظر می رسد که شهرستان شهربابک آن طور که باید و شاید در زاویه دید مسئولین صدا و سیمای مرکز کرمان قرار ندارد زیرا این شهرستان با آن سابقه باستانی و مدنیت و با دارا بودن جاذبه های مختلف توریستی اکوتوریستی ( گردشگری طبیعی ) و همچنین با برخورد اری از ظرفیت های بالقوه و بالفعل نیروی انسانی، کشاورزی، صنعت و معدن، حمل و نقل و ... هنوز حتی در بین  مردم استان کرمان نیز بعضاً نا شناخته مانده چه برسد به مخاطبان خارج از استان !   

   این در صورتی است كه کوچکترین خبر هر چند ارزش خبری هم نداشته باشد از سایر نقاط استان پخش می شود ولی حجم اخبار مربوط به این شهرستان توانمند با سابقه آن هم  با اين عرصه هاي متنوع و جذاب رسانه اي  نا چیز است.

          بررسی ها نشان داده که اطلاع رسانی و پخش اخبار و برنامه های رادیو و تلویزیونی باعث آگاهی مردم از عملکرد مسئولین،  افزایش آگاهی از وضعیت شهرستان،  افزایش رضایتمندی و همچنین تقویت همگرایی آنها با مرکز  استان  می گردد که این مهم در حال حاضر نادیده گرفته می شود.

 

يك ناله مستانه زجايي نشنيديم                   ............................................

                     

 

                                                                                                                 

                                                                                                                                مهندس   محمد  زاده رحمانی

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 11:32 توسط زاده رحمانی |

 

 

 

از ادب چه خبر؟


نويسنده: دكتر محمد علي اسلامي ندوشن


از خدا جوئيم توفيق ادب

بي ادب محروم ماند از لطف ربّ

بي ادب تنها نه خود را داشت بد

بلكه آتش در همه آفاق زد

(مولوي)

ادب كه در شاهنامه مرادف با فرهنگ آمده است، مفهومي بسيار وسيع تر از معناي امروز خود دارد. از ادب روش خوب، تربيت خوب، ظرافت و حسن رفتار اراده شده است كه چون همه اينها در فردفرد مردم جمع شد، شخصيّت يك ملّت را تشكيل مي دهد. شعر مولوي نيز همان معناي گسترده را دربردارد. ادب، ابراز <گوهر انسانيّت> است. آدمي موجود برخوردار از انديشه است كه تا اين جا همه آدميان كم و بيش در يك خط قرار مي گيرند. تفاوت در ميان آنان آنگاه پديد مي آيد كه هر كسي <گوهر انسانيّت> را تا چه درجه به كار اندازد.

ادب گرچه يك وديعه فردي است، ارتباط مي يابد با تمدّني كه بر اجتماع حاكم است. استثناها را كنار بگذاريم. مردم در اكثريّت خود كشيده مي شوند به جانب سيري كه اجتماع در پيش پاي آنها مي نهد، ولو آن را دوست نداشته باشند. دليلش روشن است. مي خواهند زندگي بكنند و عملي ترين راه را در پيش مي گيرند. از قديم گفته اند <به شهر ني كه مي روي بايد ني سوار شد>. البتّه اگر وضع موجود به گونه اي باشد كه با سرشت انسان و اقتضاي زمان در تضادّ قرار گيرد، توليد واكنش مي كند و آنگاه است كه دگرگوني بزرگ اجتناب ناپذير مي گردد.

درگذشته تنظيم روابط اجتماعي، بيشتر برعهده آئين و ادب بود؛ ولي اقتضاي طبيعت جديد آن شد كه قانون آن را برعهده گيرد (با فرض آنكه قانوني در كار باشد). با اين حال، اهميّت بنيادي ادب را نمي توان انكار كرد. ادب مانند هوا در سراسر يك جامعه جريان دارد و از طريق آن است كه زندگي اجتماعي نرم و موزون مي شود. اهميّت ادب زماني محسوس مي گردد كه نبود يا كمبود آن روي نمايد. در آن صورت ديده مي شود كه زندگي تا چه پايه به ناخوشايندي مي گرايد.

گرماي انساني از ميان مي رود و روابط اجتماعي تا حدّ برآورد نيازهاي حقير روزمرّه تنزّل مي كند. تكيه گاه اجتماعي كه مي بايد از طريق ادب اطمينان بخش شود، اگر سست شد، هر كسي به گونه اي سلوك مي كند كه حوائج روزانه اش برآورده شود، نه بيشتر؛ و اين، رفته رفته منتج به رياكاري، يا حسابگري مي شود. دو چيز متضاد رودررو مي گردند: ترشروئي و كرنش، بسته به آنكه كدام يك كار را از پيش ببرند. در چنين وضعي جامعه انسجام خود را از دست مي دهد و همبستگي انساني بي پشتوانه مي ماند؛ زيرا هر كسي بايد بار مسائل خود را خود بر دوش بكشد.



فردي كه كم ادبي كرد و كم ادبي ديد، اندك اندك خود را از جامعه انساني گسيخته مي بيند؛ زيرا ملاط ادب نيست كه او را با ديگران پيوند دهد. اين امر در تعادل رواني او اثرگذار مي شود: يا به اندك ناملايمي برافروخته مي گردد و از جا در مي رود، يا سر فرود مي آورد و كوچكي مي كند، و اين هر دو، يا او را تندخو و يا از خود شرمنده مي كند.

آدمي چون خود را در زندگي تنها مي بيند، احتياج دارد كه مورد احترام و اعتنا باشد، كه اگر نبود؛ تنهائي او افزونتر مي شود و خلائي در درون او پا مي گيرد. او نياز دارد بداند كه در زندگي تنها نيست و كساني هواي او را دارند، و ادب ، بخشي از اين چشمداشت را برآورده مي كند. مجموع اين حالت است كه جامعه را خوشايند يا ناخوشايند مي دارد، آبدار يا خشك مي كند، و در نتيجه در امر اقتصاد و توليد هم اثر مي گذارد.

اكنون بپرسيم كه: جريان ادب در كشور ما چگونه است، بخصوص در شهرهاي بزرگ؟ واقعيّت آن است كه وضع مطلوبي ندارد و مشاهده هاي روزمرّه اين حالت را تأييد مي كند. مردم بايد بر گرد يك <آرمان اجتماعي> با هم سلوك كنند، و اكنون اين آرمان درست روشن نيست كه چيست. جمعيّت بناگهان زياد شده و شهرها متراكم است. خلق خدا كه غوطه ور در دل مشغوليهاي خوداند، وقت ندارند كه جز به معاشي كه كسب مي كنند، يا حرصي كه مي زنند، به مسائل ديگر بپردازند. گذشته از آن، عوامل متعدّدي، اخلاق عمومي را به چالش طلبيده اند، تا بدانجا كه حوصله در كاربرد ادب از مردم گرفته شده است. در اين ميان برخورد تجدّد با كهنگي را نيز نبايد از ياد برد كه ايراني را در نوعي <سرگرداني سلوك> رها كرده است.

براي آنكه با چشم خود ببينيد، گردشي در شهر بكنيد و با چند تن از صنوف مختلف تماس بگيريد. بندرت پيش مي آيد كه تنگ خُلق به خانه بازنگرديد. اين تجربه در اخلاق شما هم اثرگذار مي شود، عبوس و بي حوصله مي گرديد. در نتيجه شما هم همان رفتار را در پيش مي گيريد كه ديگران در مورد شما به كار گرفته اند. به چند قلم ساده و معمول نظر بيندازيم. آنچه در اينجا مي گوئيم، به <اخلاقيّات> مربوط نيست، كه آن خود داستان جداگانه اي دارد. دادسراها و زندان ها گواه بر اُفت آنند، و روزنامه ها نيز گاهي اخباري از اين دست را در خود انعكاس مي دهند. در ارتكاب انواع تقلّب ها و جرم ها، ابتكارهائي به خرج داده مي شود كه شخص را به حيرت وا مي دارد. از آنها بگذريم و بيائيم بر سر ادب اجتماعي.

چند نمونه:

1- سري به اداره ها بزنيد. جا به جا بر پيشاني آنها به خطّ جلي نوشته شده است: <تكريم ارباب رجوع> و توصيه اي در اين مورد مي گردد. خود اين توصيه نشانه آن است كه كار به جاي باريك كشيده شده بوده كه لازم به تذكّر شده است. هر <ارباب رجوع> خود مي داند كه با چه صحنه هائي روبرو گرديده است. اگر كاريكاتور او را بكشند كه دست به سينه و حيران جلو ميز ايستاده است و حالت مستأصل دارد، مفهوم <تكريم شدگي> او روشن خواهد شد. درست تر خواهد بود كه به جاي آن شعار كذا، اين بيت سعدي بر ديوار نوشته شود:

به دست آهن تفته كردن خمير

به از دست بر سينه پيش امير!

البتّه مردم چاره ندارند كه براي گشودن گره كار خود، از اين تفته تر را هم تحمّل كنند.

2- به بانك برويد؛ به جائي كه مردم زحمتكشي هم در آن مشغول كاراند. با شما كه ممكن است مرد مو سفيد سالخورده، يا زن محترمه اي باشيد، <تو، تو> خطاب مي كنند: بگير، بنويس، پركن! چنانكه همه مي دانند، خطاب در هر زباني آدابي دارد، و تو و شما، هر كدام قائده خود را دارند، و يكي نمي تواند جاي ديگري را بگيرد، اگر بگيرد خلاف ادب شناخته مي شود. امّا از سوي ديگر اين كارمند بانك هم تقصير ندارد. ياد نگرفته؛ يعني جوّ عمومي آن را به او نياموخته است. نه مافوق او به او يادداده است، نه دستگاه متبوع او، و نه خود ارباب رجوع كه شتاب دارد كه كار خود را بگذراند و برود. گذشته از اين، ارباب رجوع به اين طرز رفتار عادت دارد. توقّع از او گرفته شده است.

وقتي باد بر بيرق تزلزل مباني مي وزد، چرا كسي به خود زحمت برخورد با موج بدهد؟

3- هر كسي در روز با تعدادي از صاحبان مشاغل سروكار پيدا مي كند، از كاسب و پيشه ور و راننده تاكسي و غيره . درجه ادب طرف مقابل، مانند آسمان بهاري، لحظه به لحظه تغيير مي كند، بسته با آنكه مشتري خوب باشيد يا نباشيد، انعام بدهيد يا ندهيد.

در اين صورت شما چه بسا ترجيح بدهيد كه از پول خود بگذريد تا ناچار نباشيد كه از جان و عصب خود مايه بگذاريد. رفتار شما مي تواند در يك آن، اخم را تبديل به لبخند، يا بدخلقي را تبديل به خضوع كند. گويا فضاي شهر، همه ملاحظات ديگر را در مقابل پول پريده رنگ كرده است.

4- مورد ديگر كه روان شناسي شهر را مي توان از آن استنتاج كرد، رابطه ميان پياده و سواره است. اگر در شهري چون تهران، ناچار باشيد كه از پهناي خيابان، از وسط يك سواره رو بگذريد (البتّه از مسير مجاز خط كشي شده)، مي بينيد كه گوئي با اين سواره هاي محترم يك سابقه عناد داريد. او با ديدن شما سرعت را تندتر مي كند، و شما بايد مانند يك حيوان كمين شده خود را در گوشه اي جمع كنيد، بدانگونه كه اتومبيل با فاصله چند سانتي متر از كنار شما بگذرد كه اگر به شما نزد، از اقبال بلند شما بوده.

عابر پياده در شهر، حتّي در مسيري كه به او تخصيص داده شده، هيچ حقّي ندارد. از نظر سواره يك فرد انگل و مزاحم است، يك عنصر بدبخت كه با دو پاي خود گذران عمر مي كند! عجيب اين است كه اين فرد سواره، شايد در وضع عادي انسان بدي هم نباشد، ولي همين كه پا روي گاز گذاشت، تبديل به يك موجود عنان گسيخته مي شود كه ديگر حاكم بر شعور خود نيست! نمونه اي بياوريم: چند سال پيش در سوئيس به يك ايراني برخوردم. ضمن صحبت گفت <مي بينيد، سه تا اتومبيل در گاراژ من خوابيده و من ناچارم پياده به اينجا و آنجا بروم.> پرسيدم: <چرا؟> گفت: <براي آنكه يك بار جلو پاي يك عابر پياده مي بايست توقّف كنم كه نكردم. حق رانندگي را از من گرفتند و سه اتومبيل را تا شش ماه در خانه من توقيف كردند!>

قانون در جاي خود براي يك فرد - چه سواره، چه پياده - حقّي قائل شده است كه بايد رعايت گردد؛ ولي شما بارها و بارها موتوري را در پياده رو مي بينيد كه با طمطراق به طور مماس از بغل شما مي گذرد، و واقعاً عمر دوباره داريد كه طعمه سرعت و بي كلّگي او نمي شويد!

حقّ سواره نيز به جاي خود محفوظ است. چند سال پيش در امريكا، جلسه محاكمه اي را از تلويزيون نشان مي دادند. موضوع آن راننده اي بود كه در بزرگراه، سگي را زير گرفته بود. محكوميّت شامل نه راننده، بلكه صاحب سگ شد كه سگش را در جاي غيرمجاز رها كرده بود.

عبور از خيابان را مثال آوردم براي آنكه نه تنها جان افراد را در خطر مي گذارد، بلكه اهانت رواني دارد؛ يعني شأن انساني را آنقدر خوار مي گيرد كه به او اجازه عبور از راهي كه حقّ اوست، نمي دهد. و او مانند يك حيوان بي پناه بايد بدود. مأمور هم مي ايستد و نگاه مي كند و دم برنمي آورد.

درست است كه اين عابر پياده، با ترفندي كه خود مي داند، غالباً سالم به آن سوي خيابان مي رسد؛ ولي شأن انساني او جريحه دار شده، كه كمتر از زخم تن نيست. البتّه از روح خون جاري نمي شود كه آشكار باشد، ولي درون، كار خود را مي كند. فرد را در نزد خود خفيف مي كند، كه چرا نبايد اين حقّ ابتدائي در حقّ او مرعي نماند؟ وقتي اين موارد جمع شد، تكرار شد، عموميّت پيدا كرد، عزّت نفس يك ملّت به تزلزل مي افتد و كار به جائي مي رسد كه نتواند براي خود ارزش قائل شود، و وقتي خود نشود چه گونه انتظار داشته باشد كه ديگران براي او ارزش قائل گردند؟ اكنون يك مورد ديگر كه اين يك جنبه <برون مرزي> دارد.

5- چرا بايد ايراني در موضعي قرار گيرد كه براي آنكه كار خود را بگذراند، ناچار باشد كه تحمّل تحقير از جانب بيگانگان بكند؟ گويا كمبود ادب به كنسولگريهاي غربي نيز سرايت كرده است، و اين رفتار در مورد كساني كه تقاضاي ويزا دارند، اِعمال مي شود. البتّه سفارت ها هر يك سبك خود را دارند؛ ولي از قراري كه مي شنويم، يك حالت مشترك در اين ميان هست. ممكن است شما كسي باشيد كه برحسب ضرورتي خواسته باشيد سفري به يكي از كشورهاي غربي بكنيد؛ مثلاًُُُُُ براي ديدن فرزند، يا پدر و مادر پيري كه از وطن دورافتاده اند، يا براي معالجه، يا براي شركت در يك كنفرانس علمي... در هر حال براي تفنّن نيست. يكي از آشنايان همين اواخر با يكي از اين سفارت ها سروكار پيدا كرده بود كه خلاصه تجربه اش را براي ما حكايت كرد:

پشت يك ديوار بلند، با درهاي محكم آهنين، عدّه اي به عنوان متقاضي ويزا، حيران و منتظر ايستاده اند. بايد كسي بيايد و به آنها جوابي بدهد. البتّه در وهله اوّل دست رد بر سينه كسي گذارده نمي شود. برگي به دست شما مي دهند كه در آن ريز مداركي را كه بايد ارائه دهيد، نوشته شده است. بعد برگ درخواست به شما داده مي شود كه بايد با دقّت پر كنيد. در آن چيزهائي پرسيده شده كه حالت <استنطاق> دارد و چه بسا حافظه شما براي پاسخ دادن به همه آنها يارائي نداشته باشد: از احوال شخصي و شجره نامه خانوادگي، و اينكه في المثل تاريخ تولّد جدّ اعلاي شما چه بوده (درحالي كه شايد او زماني به دنيا آمده بوده كه هنوز سجلّ احوال در كشور باب نبوده).

همچنين از شما مي خواهند كه طيّ ده سال گذشته به كجاها سفر كرده ايد و به چه منظور، و وضع مزاجي شما چگونه است؛ و از اين قبيل. بعد از اينها مي رسد به تمكّن مالي كه اين، قلم بسيار مهمّي است، شامل گواهي هاي متعدّد از اداره يا بازنشستگي، و بانك و يا مؤسسّه معتبر ديگري، و همه اينها با ترجمه و فتوكپي و مُهر و تأييد. برگ درخواستي كه به شما داده شده است، از بس پيچيده و فنّي است، پيش مي آيد كه خود شما به تنظيمش قادر نباشيد، و لازم گردد كه ميرزا بنويس هاي حرفه اي كه روبروي سفارت پرسه مي زنند، با گرفتن مبلغي به شما كمك نمايند.

آنگاه مي رسد نوبت به تحويل مدارك، و آن از طريق دريچه اي است كه براي همين منظور تعبيه كرده اند. محفظه اي است شبيه به گيشه بليط فروشي سينما، منتها ساخته شده از شيشه ضدّ گلوله و آهن، مجهّز به يك بلندگو كه گفت و شنود از طريق آن صورت مي گيرد. كارمندي كه پشت آن نشسته، شما را مي بيند، ولي شما به دشواري صورت او را تشخيص مي دهيد، و همين خود بر مرموزيّت قضيّه مي افزايد. البتّه شما به آساني پشت اين دريچه نرسيده ايد. گاه مستلزم ساعت ها ماندن در زير آفتاب، يا برف و باران و پابه پا كردن است. تا حدّي مصداق اين بيت حافظ:

بر در ارباب بي مروّت دنيا

چند نشيني كه خواجه كي به در آيد؟

تا اينجا موضوع قابل گذشت است، و بايد به هر كشوري حق داد كه پيش بيني ها و احتياط گريهاي لازم را در مورد امنيّت خود به كار برد. آنچه قابل تحمّل نيست، آن است كه از همان ابتدا شما را به چشم مظنون و مشكوك نگاه كنند و با شمائي كه هيچ مداخله اي در كشمكش هاي بين المللي آنها نداشته ايد، يك چنين <جوّ مستكبرانه>اي برقرار نمايند؛ چنان كه گوئي با يك ملّت درجه دو سر كار دارند، و حال آنكه <نه> را هم مي شود مؤدّبانه گفت. فرانسوي ها مثلي دارند كه مي گويد: <طرز دادن ارزنده تر است از آن چيزي كه مي دهند> حرف بر سر طرز است.

بديهي است كه ملّت ايران با آن فرهنگ پربار و كارنامه تاريخي دراز دامن - كه هرگز دنياي غرب نظير آن را نداشته - سزاوار چنين رفتاري نيست. اگر آنان نمي دانند، بروند در كتابخانه هايشان و ببينند كه در كتابها چه نوشته شده. مردم امروز ايران هر كمبودي داشته باشند، لااقلّ به مهمان دوستي و خوشرفتاري با خارجي شهره اند. مسافراني كه از خارج به اين كشور مي آيند، اين موضوع را دريافته اند. از همه زننده تر، برخورد بعضي از كارمندان محلّي سفارت هاست. آنان چنان رفتاري دارند كه گوئي ايراني و فارسي زبان نيستند. اداي وظيفه يا خوشخدمتي يا سبكسري، هرچه مي خواهيد اسمش را بگذاريد، شما از كسي كه با زبان شما حرف مي زند، چنين رفتار سردي انتظار نداريد. حرف آخر درباره خودمان است. ناصرخسرو گفت: <از ماست كه برماست>، و سعدي گفت: <سعدي از دست خويشتن فرياد>. ما نبايد در برخورد با ديگران، به گونه اي رفتار كنيم كه به آنها اجازه بي ادبي بدهيم؛ چه آنجا كه خلاف روش عمل مي كنيم، و چه آنجا كه تحقير را بي جواب مي گذاريم.

گذشته از همه چيز، اين بر دستگاه اداره كننده كشور است كه چون به خود حقّ فرمانروائي داده، بايد نسبت به آبروي مردم كشور احساس مسئوليّت بكند. از قديم گفته اند: <ز آب خرد، ماهي خرد خيزد>. وقتي ملّتي از درون كشور سبك گرفته شد، چه توقّع است كه ديگران او را سبك نگيرند؟ آبرو چيز كمي نيست. هزار و صد سال پيش يك شاعر ايراني گفت:

خون خود را گر بريزي بر زمين

به كه آبِ روي ريزي در كنار

بت پرستيدن به از مردم پرست

پند گير و كار بند و گوش دار

اگر بپذيريم كه ادب در مفهوم وسيع خود، از منش ملّي سرچشمه مي گيرد، پس آثار آن به خود ختم نمي شود، و در ساير شئون: يعني اقتصاد، روابط بين الملل، آموزش، و نقش بندي شخصيّت كشور، اثرگذار مي شود، حتّي در دفاع از استقلال كشور. بزرگان گذشته تجربه كرده بودند كه مي گفتند:

با ادب را ادب سپاه بس است

بي ادب با هزار كس تنهاست

اطلاعات -يزدفردا

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 13:6 توسط زاده رحمانی |

جاوا