به بهانه روز تربیت بدنی و ورزش
ورزش و سلامت جسم
از مسعود نورعلیزاده
جهت ارائه به مرکز مشاوره و مطالعات روانشناختي
امروزه، تمام پيشرفتهايي كه زندگي ما را راحتر كردهاند، از قبيل پولهاي الكترونيكي و اعتباري، تجارت اينترنتي، رباطهاي انساننما و صدها دستاورد تكنولوژي و فنآوري جديد، از انسان موجودي ماشيني و بيتحرك ساخته است، كه نتيجه آن ظهور و بروز انواع بيماريها از جمله بيماريهاي قلبي ـ تنفسي و... است.
كاهش فعاليت و كمتحركي موجب افزايش عوارض فراگير و شايع چاقي و بيماريهاي مربوط به آن شده است. اين روند موجب افزايش چربي خون و چسبيدن آن به ديوارههاي عروق خوني و تشكيل رسوبهاي چربي ميشود. هر چه بر ميزان چربي افزوده شود، از تمايل فرد به تمرينات جسمي كاسته ميشود؛ دور باطلي كه باعث تشديد مشكل ميشود. در ادامه اين روند، سرانجام در جريان خون به قلب اختلال ايجاد شده و حمله قلبي بهوجود ميآيد. و از عوارض رواني بيماريهاي قلبي، اضطراب و افسردگي است، كه بر ميزان دردها ميافزايد.
در اين ميان، بهترين راه حل اين مشكلات روي آوردن به فعاليتهاي بدني، به خصوص ورزش ميباشد. دنياي ورزش، پر از زيباييها و شاديهاست. ورزش، هنر زيبا داشتن و ورزيده كردن تن، پرورش دهنده جسم و تقويت كننده روان است. ورزش، واكسني براي دردهاي بيدرمان، تقويت كننده قواي معنوي و راز طول عمر انسانهاست. افراد 90 يا 100 ساله طول عمر خود را مديون ورزش و فعاليتهاي جسمانياند، كه هر نوع فعاليتي به طور طبيعي زندگي را شيرين و طول عمر را افزايش ميدهد.
بدن سالم و تندرست از اساسيترين نيازهاي بشر است، و بدون وجود جسمي سالم، پرورش روحي و شخصيتي انسان نيز امكانپذير نبوده و سلامت رواني به مخاطره ميافتد. لذا است كه امام حسين(عليهالسلام) ميفرمايد:
«بِادِرُوا بِصِحَّةِ الْأجْسامِ فِي مُدَّةِ الْاَعْمارِ:در تمام طول عمر خود، به صحت و تندرستي بدنهايتان مبادرت ورزيد؛ و با مواظبت كردن از آن، تندرست و سالم باشيد.»
ورزش براي ايجاد قدرت و جرأت و گسترش مهارت در زندگي و ايجاد هماهنگي ميان دستگاه اعصاب و عضلات كه لازمة يك زندگي مطلوب و توأم با سلامتي است، تأثير فراواني دارد. و با داشتن سلامتي و تندرستي است كه انسان ميتواند از زندگي خود لذت ببرد.
امام علي(عليهالسلام) ميفرمايد: «بِالصِحَّةِ تُسْتَكْمَلُ اللَّذَّةُ:با تندرستي، لذت زندگي كامل ميشود.»
ورزش مهمترين دارو جهت پيشگيري از بيماريها و بهبود مزاج و تعادل جسمي و رواني است. و با توجه به اين حقيقت است كه جهان امروز از ورزش به عنوان يك وسيلة مفيد و مؤثر و كمككننده در سلامت جامعه بايد بهرهبرداري كامل نمايد. ارزش و اهميت ورزش از نظر پزشكان دنيا تا حدي است كه «ويكتور پوشه» از مشاهير جهان طب به دولتش پيشنهاد ميكند، در دبيرستانها به جاي تدريس زبانهاي يوناني و لاتين از ورزش استفاده شود، تا به وصيت «فرنسيس بيكن»[ كه ميگفت: «ورزش كنيد تا تندرست و سالم باشيد، زيرا تن سالم براي روان به حكم يك مهمانخانه است» عمل شود.
پوشه همچنين توصيه ميكند: «لحظات نخستين روز بايد صرف تربيت بدن شود، انسان بعد از ورزش احساس آرامش ميكند، كه تأثير مستقيم و فوري آن بر جسم كاملاً مشهود است؛ ورزش زندگي جسمي و روحي را بيدار ميكند و بدن را تحريك نموده و باعث دفع سموم از آن ميگردد، و در قوت بخشيدن به اراده تأثير مستقيم دارد.» اين جرّاح معروف ميافزايد: «اگر بخواهيم خوشبختي را در چند جمله خلاصه كنيم، بايد بگوييم: آزاد نفس كشيدن، خوب غذا خوردن، تن را به ورزش گماشتن و ايمان داشتن، ستونهاي سلامتي هستند.»
ورزش اثرات فوقالعادهاي در جسم و تأمين سلامتي و بهداشت جسمي، و در روح و تأمين بهداشت رواني دارد كه به برخي از آنها اشاره ميشود.
ورزش نقش مهمي در پيشگيري و درمان بسياري از بيماريها، همچون بيماريهاي كليوي، ريوي، ارتوپدي، عفوني، عصبي، دردها و سكتههاي قلبي، سكته مغزي، چربي خون، ضعفهاي عضلاني، كمردرد و آرتريت(التهاب مفاصل) دارد. ورزش به كاهش فشار خون كمك ميكند، در كنترل وزن تأثير فوقالعادهاي دارد و مقدار كلسترول ليپوپروتئين با غلظت بالا را- كه از بيماري تصلّب شرايين جلوگيري ميكند- افزايش ميدهد.
ورزش، سيستم قلبي ـ عروقي فرد را تقويت كرده و قلب و ريهها را واميدارد كه به طور مؤثر و كارآمد عمل كنند, در نتيجه ابتلا به بيماري قلبي ـ عروقي كاهش مييابد. (لِئون و بلكبرن، 1977؛ پافنبارگر، وينگ، و هايده ۱۹۸۷)مشاهدات علمي نشان دهنده اين واقعيتاست که افرادي كه شغل آنها با فعاليت جسمي روزانه همراه است، كمتر به سكتة قلبي دچار ميشوند.شركت هميشگي در فعاليتهاي ورزشي باعث بهبود سطح تناسب فيزيكي بدن ميشود؛ تناسب فيزيكي ميتواند بيماري و معلوليت ناشي از بيماري قلبي ـ عروقي، استئوپروز، ديابت، چاقي، و يا فشار خون را به تأخير اندازد، كاهش دهد و يا از آن جلوگيري كند. به طور کلي ورزش منظم در افزايش كيفيت زندگي نقش مهمي دارد.
ورزش حتي در پيشگيري و درمان سرطان نقش مهمي بازي ميكند. پژوهشها حاكي است، هر ساله افزون بر يك ميليون آمريكايي در مييابند كه به دام سرطان ـ يعني دومين عامل مرگ و مير بعد از بيماريهاي قلبي در آمريكا ـ دچار شدهاند. طبق آمار انجمن سرطان آمريكا، مرگ حاصل از سرطان در بين مرداني كه ميزان تندرستي جسمانيشان بسيار اندك بوده، سه برابر بيش از مرداني بوده است كه از تندرستي كامل بهرهمند بودهاند. زنان عاري از سلامتي بدني، 16 بار بيش از زنان برخوردار از تندرستي بر اثر سرطان به كام مرگ كشيده شدهاند. لذا در سال 1966م اين انجمن، فعاليت جسمي و ورزشي مرتب را به فهرست عوامل پيشگيرانه اين بيماري كشنده افزود. تيم كي متخصص برجسته بيماريهاي غيرواگير در بنياد سلطنتي تحقيقات سرطان انگلستان ميگويد: «شواهدي اساسي وجود دارد كه ورزش خطر ابتلا به دو نوع سرطان شايع در انگلستان، يعني سرطانهاي روده و سينه را كاهش ميدهد.»
اين آثار و فوايد پيشگيرانه و درماني ورزش، در نتيجه اثرات فيزيولوژيكي آن بر جسم انسان است. مهمترين اثري كه ورزش بر بدن انسان گذاشته و موجب تغييراتي در آن ميشود، تغييرات قلبي ـ تنفسي است؛ كه ورزش نقش حياتي در اين زمينه دارد.
به طور كلي هنگام ورزش، تنفس عميقتر شده و هواي بيشتري به ريهها وارد ميشود، و موجب ورزيدگي و كار بيشتر آنها شده و گنجايششان بيشتر ميشود؛ و در نتيجه اكسيژن بيشتري وارد بدن ميشود. تمرينات ورزشي همچنين موجب نظم و ثبات حركات تنفسي انسان شده و اثرات قابل ملاحظهاي بر ميزان انتقال اكسيژن به عضلات ميگذارد.
اكسيژن نقش كليدي و حياتي در فيزيولوژي بدن دارد. ما در بدو توجه فكر ميكنيم كه اكسيژن براي ششها لازم است، تا عمل دم و بازدم را انجام دهد؛ اما اكسيژن حيات وزندگي را به تمام اعضا و جوارح بدن، حتي كوچكترين سلولهاي آن به ارمغان ميآورد. هدف از تنفس، ذخيره انرژي لازم جهت انجام مراحل زيستي مانند اعمال شيميايي رشد واعمال مكانيكي انقباظ عضلاني است. اكسيژن كافي به منظور متابوليسم(سوخت وساز) بدن و توليد حرارت و انرژي لازم براي انجام فعاليتهاي انسان لازم است، تا نسوجها(بافتها) بتوانند به خوبي از آن بهرهمند گردند. در هر تنفسي، اكسيژن وارد خون شده و آن را به وسيله دفع سموم و خارج ساختن گار كربنيك تصفيه ميكند، و قلب فقط خون سالم و آماده شده را پمپاژ ميكند. اكسيژن توسط پلاسما و هموگلوبين موجود در گلبولهاي قرمز خون حمل ميگردد، و به جايجاي بافتهاي بدن و سلولها ميرسد.
در حضور
تمرينات ورزشي به خصوص تمرينات هوازي باعث ميشود كه ميزان انقباض و انعطافپذيري عضلات قلب و حجم حفرههاي بطني به خصوص بطن چپ (حجيم شدن قلب) افزايش يابد و در نتيجه آن حجم ضربهاي قلب افزايش يافته و با پمپاژ بهتر، خون بيشتري با سرعت زياد انتقال ميدهد؛ كه به بهبود سيستم گردش خون و كاهش فشار خون ميانجامد.
در هنگام ورزش كردن، شريانها به طور عرضي گشاد ومنبسط گرديده و اكسيژن بيشتري وارد خون ميشود و در نتيجه فشار خون كاهش يافته و قلب خون بيشتري براي توليد حرارت و انرژي لازم به ساير نقاط بدن ميرساند. ورزش همچنين، موجب نظم و كاهش ضربان قلب، افزايش تعداد و حجم متيوكندريها، افزايش شبكه مويرگي، بالا رفتن هموگلوبين خون، افزايش توليد سلولهاي قرمز خون در بافتهاي لنفاوي استخوان، سرعت تبادلي بين پلاسماي خون و مايع بين سلولي و كاهش توليد اسيد لاكتيك ميگردد. اسيد لاكتيك محصول تجزيه شدهاي از كربوهيدرات (گلوكز و گليكوژن) ميباشد كه عاملي خستگيزا است.
کساني که مرتباً ورزش نميکنند، اگر حداقل هفتهاي پنج روز به صورت يک روز در ميان و روزانه به مدت 30 دقيقه، به فعاليت متوسط بدني بپردازند، ميتوانند از مزاياي تندرستي بهرهمند گردند.
†از ديگر اثرات و فوايد ورزش ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1. تقويت سيستم ايمني بدن.
2. تقويت سيستم هورموني و رشد و نمو بهتر.
3. دفع سموم از بدن و آمادگي بيشتر اندامها براي پذيرش غذا.
4. افزايش ميزان سوخت و ساز و كمك به ساختن عضله.
5. كمك به دستگاه گوارشي و تنظيم اشتها.
6. تنظيم عمل دفع و جلوگيري از يبوست (از طريق تحريک انقباضات موزون روده).
7. تقويت استخوانها و جلوگيري از پوكي استخوان.
8. تقويت رباطها، تاندونها و تارهاي عضلاني و جلوگيري از پارگي و كشيدگي آنها.
9. افزايش ضخامت غضروفي در مفاصل.
10. از بين بردن انقباض ماهيچهها.
11. افزايش اكسيداسيون چربيها.
12. طراوت و شادابي پوست و فراختر شدن منافذ پوستي.
13. كمك به هماهنگي عصب و عضله در بعضي از انواع فلجها.
14. كمك به كاهش و كنترل وزن.
15. مقابله با درد قاعدگي (از طريق ايجاد بهبود در گردش خون).
16. افزايش مدت زمان قابليت باروري.
17. تناسب و توازن حالت بدن و زيبايي اندام.
18. نيرومندي و مقاوم شدن و عادت كردن به فعاليت، و در نتيجه ديرتر خسته شدن، ديرتر عرق كردن و به تنگي نفس دچار نشدن.
19. كمك به تحمل و تسكين برخي دردها.
20. تقويت اعصاب و ايجاد هماهنگي بين اعصاب و مراكز عصبي، و تسكين اسپاسمهاي عصبي.
توسعه طلبی صهیونیستی و نا کامی های آن د ر سال هاي اخیر
محمد زاده رحماني
حدود 180 سال پیش بود که حاخام یهودی به نام «« کلعی »» که اصالتاً سفاردی و از اهالی یوگسلاوی بود اقدام به دعوت از یهودیان جهت اسکان در فلسطین نمود و بر پایی دولت یهودی را تبلیغ می نمود. متعاقباً در سال 1862 حاخام آلمانی به نام « تسوی هیرش کالیشر » تحت تأثیر افکار کلعی كتابي را تحت عنوان « در جست و جوی صهیون » منتشر کرد . در دهه سوم قرن هجدهم میلادی فردی به نام « کالیشر » به یکی از افراد خانواده یهودی و ثروتمند فرانسه و بعد اً به یک یهودی انگلیسی پیشنهاد کرد که فلسطین را از محمد علی که در آن زمان حاکم فلسطین بود خریداری و برای مهاجران اروپای شرقی اختصاص دهد. این اقدامات توسط افراد دیگر نیز ادامه یافت تا اینکه نوبت به یکی دیگر از پیشگامان فکری توسعه طلبی صهیونیسم که در حقیقت موسس جنبش نوین صهیونیسم محسوب می شود یعنی « تئو دور هرتزل » رسید.
هرتزل که یک روز نامه نگار اتریشی بود طی سال های 1895 الی 1905 توانست به اندیشه های صهیونیسم هرتزلي رشد و نمو خاصی بپردازد و پس از اینکه اصول عقیدتی و به عبارت بهتر خرافاتی صهیونیسم سیاسی را شکل داد دهه آخر عمر خود را وقف عملی ساختن و سازماندهی این افکار کرد. او با بر پایی نخستین كنفرانس صهیونیستی که با حضور نمایندگانی از یهودیان تمام کشورهاي جهان برگزار شد نقش عمده ای را در یکپارچه کردن صهیونیست ها زیر پرچم سازمان جهانی صهیونیسم ایفاد کرد.
در سال 1897 اولین کنگره صهیونیستی در شهر بال سوئیس برگزار و برنامه ای تدوین شد که در آن چشم انداز اهداف توسعه طلبانه صهیونیستی به خوبی مشخص و هدف صهیونیسم را ایجاد میهن برای ملت یهود در کشور فلسطین می داند. کنگره های صهیونیستی در سال های بعد نیز تشکیل و از جمله مصوبات آنها تأسیس صندوق ملی یهودی با شعار « کار یهودی بر زمین یهودی » و توسعه « صندوق پس انداز یهودی برای استعمار » بود .
پیشگامان صهیونیسم در کنار تئوری پردازی و تشکیل اصول عقیدتی صهیونیستی و ترویج آن بین یهودیان و همچنین انجام امور اقتصادی ، نسبت به تبین استراتژی نظامی و تأسیس گروه های نظامی و شبه نظامی نیز مبادرت ورزیدند. یکی از مسائلی که عقیده صهیونیسم بر آن استوار شده ایمان مطلق به نظامی گری است. آثار و نشانه های نظامی گری در تمامی سطوح تشکیلات صهیونیستی ظاهر و آشکار است. تمامی افراد علیرغم سطوح و جایگا هشان عضو مجموعه نظامی صهیونیستی هستند. از لحاظ فکری و اعتقای آن چنان که تورات فعلی نقل می کند به طور کلی تاریخ قدیم یهودی يك تاريخ نظامي است و يهودا خداي اسرائيل يعني همان خداي ارتش هاي يهودي کسی است که بر ضد آشوری ها ، بابلی ها ، مصری ها ، فارس ها ، یونانی ها و رومی ها همیشه در حال جنگ بود. آنها جنگ را به عنوان خبری تاریخی معرفی می کنند که برای انجام رسالت یهود توسل به آن اجتناب پذیر است . آنها قرن بیستم را تداوم قرن اول می دانند و فاصله بین حضور هاشومیر اول بر فراز دیوارهای قلعه سعده در سال 73 میلادی و حضور هاشومیر دوم بر فراز ربی جلیل در سال 1907 را جز یک وقفه زمانی نمی دانند و تلاش می كردند اسب های داوود و سلیمان را با تانک های « حاییم لا سکوف » و « اسرائیل طال » قرینه یکدیگر قرار دهند. سازمان هاشومیر در طی جنگ جهانی اول با تشکیل گردان های یهودی به ارتش انگلستان پیوست تا بتواند پس از پایان جنگ، هم از متخصصان انگلیسی استفاده و هم در جهت تحقق اهداف شوم خود از استعمار پیر بهره ببرد. در پایان جنگ جهانی اول ، یهودیانی که از جنگ فارغ شده بودند اقدام به تشکیل یک هسته نظامی به نام هاگانا تحت فرماندهی « یاهو کولومب » نمودند. این تشکیلات غیر قانونی از تشویق انگلیسی ها برخوردار بود. در سال 1936 حکومت قیمومیت در فلسطین برخی از اعضای هاگانا را در نیروی فلسطین به کار گرفت و آنها را مسلح نمود و سر آغاز شومی را در سرزمین فلسطین و منطقه خاورمیانه بنیاد نهاد و در همان سال توسط انگلستان به عنوان تشکیلات دفاعی مستعمرات به رسمیت شناخته شد. در آغاز جنگ جهانی دوم، تعداد یهودیان آموزش دیده صهیونیست در فلسطین نزدیک به 15000 نفر بود و در طول جنگ در قالب ها گانا با فرمانده بخش خاورمیانه ارتش انگلیس یک پیمان مشترک امضاء کرده بودند و در حقیقت ضمن کسب تجربه و تجهیزات از انگلستان در اندیشه بهره برداری همه جانبه پس از جنگ بودند.
صهیونیست ها و پیشگامان فکری و نظامی آنها به تدریج در حال پیش بردن اهداف خود در قالب پروتكل های چند گانه بوده و از تروریسم و جاسوسی نیز بهره می بردند و ابزارهای سلطه گری صهیونیسم شامل ابزار فکری ، سیاسی ، اقتصادی و تبلیغاتی را در جهت تحقق خواسته های خود به کار می گرفتند. بر غول های رسانه های جهان مسلط شده بودند و با احداث کار خانجات مختلف در سراسر دنیا از لحاظ مالی نیز تقویت شده و حتی افرادی را تربیت و وارد چرخه مدیریتی کشورها می نمودند. با کمال تأسف دنیای اسلام و بخصوص دنیای عرب یا اطلاع چندانی از این موضوع نداشت و یا رهبران آن با بی اعتنایی از کنار این موضو عات می گذشتند وسلاطين عثماني بعضاً اسلحه در اختیار یهودیان صهیونیست می گذاشتند تا به سرکوب اعراب در قلمرو عثمانی بپردازند و از این طریق بود که صهیونیست با ابزار جدید جنگی آشنا و آنها را برای خود ذخیره می کردند.
به هر حال توسعه طلبی صهیونیسم در فلسطین پس از پایان جنگ جهانی و عملاً وارد مرحله جدیدی شد و همه سازمان ها و گرو های تروریستی و نظامی صهیونیستی فعالیت خود را به صورت هماهنگ و یکدست جهت تحقق نقشه های خود در فلسطین به کار گرفتند. نتیجه این اقدامات که البته با پشتیبانی انگلستان و سایر دولت های غربی و حتی شرقی صورت می گرفت تشکیل دولت اسرائیل در روز 14 می سال 1948 بود .
توسعه طلبی صهیونیست ها به فلسطین اشغالی محدود نمی شد و رویای خرافاتی از نیل تا فرات به عنوان محدوده سرزمینی یهودیان در ذهن رهبران صهیونیستی متصور و فراتر از آن سلطه بر شریان های حیاتی جهان نیز در دستور کار آنها بود. هنگامی که دولت های عربی برای جلوگیری از کشتار فلسطینی ها سعی در مداخله داشتند موقعیت مناسبی برای حكام اسرائیلی پیش آمد تا سرزمین های جدیدی را ضمیمه سرزمین های اشغالی خود نمایند. به همین جهت افسانه داوود کوچک اسرائیلی را در برابر جالوت عرب شایع نمودند تا هم در داخل اسرائیل یک اتحاد کلی ایجاد و هم ترحم جهانی را جهت دفاع از قوم کوچک یهودی بر انگیزند و با این سیاست بود که در پایان اولین جنگ اعراب و اسرائیل ، صهیونیست ها 80 درصد از 56 درصد کل زمین باقیمانده فلسطینی های مظلوم را اشغال کردند . رهبران اسرائیلی از هر بهانه ای برای حمله به روستاهای مرزی اردن و مصر استفاده کردند تا اینکه در ژوئن 1967 به چند کشور عربی حمله و سرزمین های دیگر را نیز اشغال و بدین ترتیب حاشیه های امنی برای خود ایجاد تا بتواند فراتر از آن به سلطه گری در جهان بپردازند: چیزی که در نیم قرن گذشته با رشد فزاینده ای به آن نائل شده و پنجه های اختاپوسی و جنایتکارانه خود را بر بسیاری از مراکز حساس جهانی افکنده اند.
خلاصه، صهیو نیست ها به صورت تقریباً لجام گسیخته در حال پیگیری اهداف توسعه طلبانه خود بودند که پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران آنها را آشفته ساخت چون آنها از یک طرف رژیم سابق ایران که عملاً حامی آنها بود را از دست دادند و از طرف دیگر یکی از اصول فکری و عقیدتی انقلاب اسلامی و بنیانگذار کبیر آن دفاع از مظلومان جهان و مخالفت جدی با صهیونیسم بین الملل و عقاید نژاد پرستانه و توسعه طلبانه آنها بود. از سال 1997 بود که شتاب توسعه رژیم صهیونیستی و بخصوص صدور افکار صهیونیستی با کندی مواجه شد و با آغاز دوره بیداری در دنیای اسلام کار برای رژیم صهیونیستی مشکل شد به نحوی که در دهه اخیر رهبران صهیونیستی از اهداف آرمانی خود عقب نشسته و سعی در حفظ خود در محدوده فلسطین اشغالی دارند.
برای تبیین نا کامی های این رژیم به موارد ذیل اشاره مي كنيم:
1- تداوم روند مهاجرت معکوس شهرک نشینیان به کشور های موطن خود که علیرغم فشار رژیم صهیونیستی و در نظر گرفته اهرم های تشویقی برای شهرک نشینیان همچنان این روند ادامه دارد.
2- كاهش شديد درآمد ناخالص ملي رژيم صهيونيستي بخصوص در بخش گردشگري.
3- سقوط پی در پی کابینه رژیم صهیونیستی که حاکی از آشفتگی و اختلافات درونی آنهاست .
4- گسترش امواج ضد صهیونیستی در سرکوب انتفاضه و اظهار عجز آنها از مقابله با جوانان فلسطینی.
5- نا کامی بزرگ رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه با حزب ا... لبنان که در حقیقت باعث شکستن وباطل شدن افسانه شکست ناپذیر بودن صهیونیست ها شد .
6- شکوه سال افزون روز جهانی قدس در بین کشور های اسلامی که با تدبیر حکیمانه امام راحل ( ره ) هر سال برنامه های رژیم صهیونیستی را تحت تأثیر خود قرار می دهد.
در پایان بی مناسبت نیست در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت حضرت علی ( ع ) در محراب عبادت می باشد به پیش بینی آن حضرت در مورد آینده فلسطین اشاره کنیم:
یهود از اطراف جهان به فلسطین گرد آیند و برای خود دولت قرار دهند و عده ای از زمامداران کشورها با آنا ن جنگ کنند ولی شکست نصیب یهود نگردد. آخر الامر مسلمین با اعراب متحد شوند و رمز وحدت همه آنها ایجاد گردد و یگانگی در آنها حکمفرما شود و با یهود فلسطین رزم کنند و سرانجام پیروز شوند و کشور فلسطین در اختیار شان آید و یک یهودی در آنجا جایگزین نشود.
منابع:
- تبارشناسي صهيونيست، به كوشش احمد رضا روح الله زاد و تهمينه بختياري
- سيماي صهيونيسم، به كوشش مجيد صفاتاج
- حريز، عبدالناصر، النظام السياسي الارهابي الاسرائيلي، مكتب مدبولي، چاپ اول ، 1997
- مطالعات و بررسي هاي شخصي نگارنده