
|
مشاور مقام معظم رهبري: كارهايي كه باعث دين گريزي جوانان مي شود از بزرگترين گناهها ست | |
|
|
.. | |
|
|
تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است! |
|
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند. سرچشمه دانش حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. مظهر فضايل حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.» مقام علمي حضرت معصومه (س) حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش. فضيلت زيارت دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست». برگزيدن شهر قم پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است. زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.» پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است». زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع) يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد. امام رضا (ع) و لقب «معصومه» حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است». کريمه اهل بيت حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت. القاب حضرت معصومه (س) به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)، حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است. شفاعت حضرت معصومه (س) بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». سرّ قداست قم در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند. محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد. سرآمد بانوان فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است. فضيلت بي نظير شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند: «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست». بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است. بوي وصال بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند. به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام غروب غمگين حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري. | |
اسير
شب و هوس
در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمی آيد
اندوهگين و غمزده می گويم
شايد ز روی ناز نمی آيد
چون سايه گشته خواب و نمی افتد
در دام های روشن چشمانم
می خواند آن نهفته نامعلوم
در ضربه های نبض پريشانم
مغروق اين جوانی معصومم
مغروق لحظه های فراموشی
مغروق اين سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و هم آغوشی
می خواهمش در اين شب تنهائی
با ديدگان گمشده در ديدار
با درد، درد ساكت زيبائی
سرشار، از تمامی خود سرشار
می خواهمش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدا را
بر هستيم بپيچد، پيچدسخت
آن بازوان گرم و توانا را
در لابلای گردن و موهايم
گردش كند نسيم نفس هايش
نوشد، بنوشدم كه بپيوندم
با رود تلخ خويش به دريايش
وحشی و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله های سركش بازيگر
درگيردم، به همهمه درگيرد
خاكسترم بماند در بستر
در آسمان روشن چشمانش
بينم ستاره های تمنا را
در بوسه های پر شررش جويم
لذات آتشين هوس ها را
می خواهمش دريغا، می خواهم
می خواهمش به تيره، به تنهائی
می خوانمش به گريه، به بی تابی
می خوانمش به صبر، شكيبائی
لب تشنه می دود نگهم هر دم
در حفره های شب، شبی بی پايان
او، آن پرنده، شايد می گريد
بر بام يك ستاره سرگردان
فروغ
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سر آید غم هجران تو یا نه ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد دیدم همه را پیش رُخت راکع وساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد ومن جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی... کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو درپیروجوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ... من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچه ی بشکفته ی این باغ که بوید هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی زخیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به ازاین نیست بهانه
شیخ بهایی
امروز عرشيان و فرشيان عزادار فرزندي از سلاله پاك نبي گرامي اسلام حضرت محمد(ص) هستند كه وجود مقدسش در آسمان انديشه تشيع همچون خورشيدي تابان ميدرخشد.
امام جعفر صادق (ع) كه بنيان گذار مكتب تشيع در دوران بعد از فقه اول شيعه است، توانست با استفاده از فضاي باز سياسي و نيز آموزههاي پدر مكرمش امام محمد باقر(ع) به ترويج مكتب علوي همت گمارد.
پس از شهادت امام حسين (ع) در محرم سال ۶۱هجري قمري به نظر ميرسيد كه امت اسلامي دچار نوعي سردرگمي شده اند.
خاندان بني اميه كه به واسطه بيكفايتي يزيد ابن معاويه دچار تزلزل و در آستانه انهدام قرار گرفته بود، نتوانست در برابر مشكلات بهوجود آمده به خصوص قيامهاي متعدد براي خونخواهي امام بزرگ شيعيان و ياران وفادارش در كربلا، مقاومت كند و به همين دليل حكومتشان نيز دوام نياورد.
امام سجاد(ع) كه تا مدتها براي اثبات كج فهميهاي مردم ناشي از تبليغ دستگاه اميه و به خصوص روايت مظالم عاشورا تلاش گستردهاي را آغاز كرده بود با دسيسه و توطئه برنامه ريزي شده محبوس شد و نتوانست به نحو مطلوب به اشاعه فقه علوي بپردازد.
هر چند شيوه تبليغ اين امام بزرگوار در بيان نيازها و آموزههاي ديني در قالب ادعيه و اذكار به شيعيان منتقل ميشد اما به دلايل امنيتي و فضاي بسته سياسي در جامعه همان اندك تعاليم ديني نيز به گونهاي ناقص به مردم منتقل ميشد.
در دوران امام محمد باقر(ع) شرايط به گونهاي متفاوت تر ازگذشته فراهم شد و با گشوده شدن فضاي سياسي، تعاليم مكتب علوي از سوي امام پنجم شيعيان به مشتاقان به شيوههايي كاملا محسوس انتقال مييافت.
امام باقر(ع) در زمان حكومت امويان به مقام امامت رسيد و درزمان خلافت "وليد"، "سليمان بن عبدالملك" ،" عمر بن عبدالعزيز" ،"يزيد بن عبدالملك" و "هشام بن عبدالملك "به ترويج علوم ديني و دانش روز پرداختند.
ايشان در دوران مهجور علم و دانش با تشكيل كلاسهاي درس و تعليم شاگردان بسيار توانست به سرعت به اشاعه فقه علوي و ترويج علومي كه بسياري از آنها تا آن زمان مجهول بودند، بپردازند.
در اين زمان تلاش بسياري براي برگزاري محافل علمي از سوي امام باقر(ع) و ياران و اصحاب انديشمند ايشان در تمام ممالك اسلامي صورت گرفت .
نتيجه اين تلاش كه موجب بنانهاده شدن و تاسيس دهها و صدها مدرسه ديني و علمي در سراسر قلمرو اسلامي شد، زمينهاي را براي ادامه اين تلاش در عصر صادقي ايجاد كرد.
"ابان بن تغلب" كه محضر سه امام را از زمان امام سجاد (ع) درك كرده بود، "زراره"،
"كميت اسدي"، "محمد بن مسلم"، فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر وامام صادق(ع)از جمله شاگردان ان دو امام همام و از انديشمندان برجسته دوران خود بودند كه آموختههاي خود رابه شاگردان ديگر تعليم ميدادند.
پس از شهادت امام باقر (ع) در هفتم ذيحجه سال ۱۱۴ه.ق و در ۵۷سالگي و در زمان خلافت "هشامبن عبدالملك"، فرزندش امام صادق (ع) به امامت رسيد.
شناخت دقيق تحولات اين دوران، كمك شاياني به فهم بهتر آنچه كه امام صادق (ع) در اين زمان انجام دادند و مكتبي را به نام "مكتب الصادق" ايجاد كردند و موجب شكوفايي انديشه تشيع شدند، خواهد كرد.
در دوران امام صادق (ع)، تحولات زيادي به وقوع پيوست كه لازمه شناخت تمامي اين تحولات بررسي دقيق و همه جانبه آن از زمان روي كار آمدن معاويه در زمان امامت امام حسن مجتبي (ع) است.
هرچند موشكافي همه اين موارد در اين مقال نميگنجد امابه اختصار ميتوان گفت كه معاويه با شناختي كه از اوضاع اجتماعي و ساخت فكري قبايل عرب داشت به خوبي به اين نكته رسيده بود كه مشكل اصلي اين قبايل موضوع "عصبيت و نسب" است .
وي ميدانست كه حكومتش بهدليل نداشتن رابطه مستقيم باخاندان پيامبر(ص) بسيار آسيب پذير خواهد شد.بر همين اساس وي تلاش كرد تا اين نقيصه را با جعل احاديث به نفع خود و خاندانش پر كند.
دستگاه حكومتي وي با صرف هزينههاي كلان توانست احاديث بسياري را جعل و روانه جامعه سازد.
احاديثي كه در دوران معاويه جعل شد هر چند به سادگي قابل شناخت بود اما به نظر ميرسد تا مدتها توانست در بين مردم از سوي درباريان ترويج و منتشر شود.
آنچه كه امام حسن (ع) و امام حسين (ع) براي آن قيام كردند به واقع درك صحيح از انحرافي بود كه اينگونه در دين ايجاد شده بود.
امام باقر (ع) تلاش زيادي را براي برملا كردن اين خطوط انحرافي انجام دادند اما عمر كوتاه ايشان نيز كفاف نداد تا همه آن انحرافات را آشكار سازند.
سئوالي كه در زمان امامت امام صادق (ع) در ذهن بسياري از مردم طرح شد اين بود كه "براي فهم و دريافت احاديث معتبر و نيز تفسير قرآن چگونه بايد عمل كرد؟"
آمادگي مردم از يك سو و شرايط به وجود آمده از تزلزل دستگاه حكومتي و در نهايت فضاي باز سياسي موجب شد تا امام صادق (ع) با بهرهگيري از همه امكانات ضمن پاسخ به اين پرسشها، ابهامات و شبهات، به ترويج تعاليم اسلام ناب محمدي (ص) بپردازند.
امام خود در اين زمان براي پاسخ دادن به نياز مردم، قيامي دانش محور را پايهريزي كردند و با داير كردن كلاسهاي درس جديد و همچنين تقويت كلاسهاي قبلي بنيانگذار مكتب فقه تشيع شدند.
امام در اين زمان مرجع پاسخگوي همه پيروان اسلام اعم از شيعيان و سنيها بودند و با سعي و تلاش فراوان توانستند اقتدار مكتب تشيع را با استدلال و منطق بر همه پيراون اسلام اثبات كنند.
به گونهاي كه حتي شافعي يكي از شاگردان امام جعفر صادق (ع) بوده و از محضر اين بزرگوار كسب فيض كرده است.
علاوه بر شافعي، مالك و ابوحنيفه از بزرگان اهل سنت نيز از محضر امام جعفر صادق (ع) كسب علم كردهاند.
امام صادق (ع) با بهرهگيري از همه علوم و نيز بهرهمندي از منبع علوم خاص موجود نزد خاندان عصمت و عترت پيامبر (ص) به پاسخگويي به شبهات مردمي كه سالها در معرض احاديث انحرافي و جعلي قرار گرفته بودند، پرداختند.
تلاش امام منجر به شكلگيري انديشهاي شد كه نه تنها توانست شاگردان بسياري را در همه زمينهها تربيت كند، بلكه موجب بيمه شدن شيعه و پالايش تفكرات اسلامي در طول صدها سال شد.
نتيجه اهتمام امام صادق (ع) در اصلاح تفكرات شيعيان به مثابه يك انقلاب عظيم در نظام انديشه شيعه بود و آنچه امروزه پيروان حضرتش را از ساير مذاهب متمايز ساخته، مرهون آموزهها و تعاليم آن امام همام است.
قیصر در قله ادبیات معاصر به مرتبه شکوفایی رسید. کتاب زندگی از منظر شعر نغز او سرشار ازلطف و معنا ، عشق و حماسه و محبت و زیبایی ست. پیغام می دهد که از گل ، رموز شکوفایی و بالندگی بیاموزیم و پیرهن حیات را به عطر و رنگ و نقش شادمانه گل بیاراییم. حال آنکه خود غنچه سان لب از خنده فرو بست و با سفری آرام ، رحل اقامت را به سرزمینی دیگر برد و دوستان و دوست داران خود را اینچنین غمین ، در عوالم رازآلود شعر خود تنها گذاشت.
" غنچه با دل گرفته گفت :
زندگی لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت :
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از میان باغچه
باز هم به گوش می رسد.
تو چه فکر می کنی ؟
راستی ، کدامیک درست گفته اند ؟
من که فکر می کنم
گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است."
روح بلندش همواره شادان باد.
داخلي. فرهنگي. گردشگري. توريست.
معاون فرماندار خاتم يزد گفت: اين شهرستان بعنوان مهمترينمنطقه گردشگري استان يزد براي جذب توريست و توسعه اين صنعت نيازمند توجه بيشتري است.
" محمد زادهرحماني" روز شنبه در گفت وگو با ايرنا، ناشناختهماندن سيماي گردشگري خاتم ، معرفي نشدن توانمنديهاي شهرستان به مسوولان استاني و كشوري توجه و شناخت ناكافي مردم از اين ميراث گرانبها را مهمترين محدوديتها در راه توسعه صنعت گردشگري اين منطقه دانست.
وي افزود: بهدليل ناشناخته ماندن سيماي منطقه ، برخي آن را يك شهرستان نوبنياد ميدانند درحاليكه اگر چه از لحاظ تقسيمات كشوري سابقهاي هشت ساله دارد اما پيشينه آن از بسياري شهرهاي كشور بيشتر است.
زاده رحماني ، پيگيري انتخاب روستاهاي كرخنگان ، چاهك و خوانسار بعنوان هدف گردشگري و راهاندازي اداره ميراث فرهنگي را از مهمترين اقدامات رفع اين محدوديتها ذكر كرد۰
وي همچنين خاطرنشان كرد: موزه مردم شناسي اين شهرستان در آينده نزديك راهاندازي ميشود.
معاون فرماندار خاتم دربخش ديگري با اشاره به تصويب طرح ايجاد دو منطقه نمونه گردشگري از مصوبات استاني هيات دولت ، آن را شامل سرچشمه نهر مسيح و قره تپه هرات ذكر كرد.
زاده رحماني تاكيد كرد: وجود پتانسيلهاي فراوان اين منطقه دستگاههاي مربوط را به توجه بيشتر ملزم ميكند.
شهرستان خاتم با ۴۰هزار نفر جمعيت در ۲۴۰كيلومتري جنوب شهر يزد داراي ۲۰۰اثر طبيعي و تاريخي است.
چنارهاي كهنسال كرخنگان، استودان صخرهاي ايثار، جنگلهايانبوه و تماشايي باغ شادي و لايجمه ، قلعههاي مروست و هرات از مهمترين اين آثار هستند. ك/۳ ۵۴۶/۱۰۲۷ /۷۵۴۱
ادامه خودکشی دلفین ها در جاسک
| |||||