تبليغاتX
دریچه
دریچه
خاطراتي از كودكی امام خميني(ره) در خمین +عكس
وقايع، خاطرات، سرگرمي‌ها و بازي‌هاي امام خميني (ره) در دوران كودكي ايشان در خمين در مركز اسناد انقلاب منتشر شد.
به گزارش «جهان» مركز اسناد انقلاب اقدام به انتشار بخشي از زندگي حضرات امام خميني در دوران كودكي در خمين كرده است كه در زير به تفصيل آمده است: 
سرگرمی‌ها و بازی‌های دوره کودکی

هر کودکی به طور طبیعی علاقه و گرایش به بازی و سرگرمیهای متنوع دارد و اصولاً یکی از لوازم رشد فکری و جسمی هر شخص، پرداختن به این امور است.
آب و هوای خوب خمین و زیبائیهای خاص فصلهای چهارگانه، به علاوه خانه بزرگ و تو در توی پدری (که برای انواع بازیهای بچگی بسیار مناسب بود) و وجود رودخانه، کوه، صحرا و باغ در نزدیکی آن خانه، امکانی استثنایی برای پرورش جسم و فکر روح الله فراهم آورده بود و او نیز به نیکوترین وجه از آن امتیازات و امکانات بهره جست.

بازیها از خانه شروع شد، او علاقه زیادی به پرش ارتفاع داشت به همین دلیل یکی از سرگرمی هایش پریدن از ایوان بالاخانه به پایین بود.
روح الله با بچه های هم سال فامیل و هم محله ای در این کار، مسابقه می گذاشت. اول از ایوان های کوتاه تر شروع کرد و سپس از بالاترین ایوان که نزدیک دو متر ارتفاع دارد .

پرش از مانع، یکی دیگر از بازیها بود؛ بدین صورت که طنابی بین دو چوب عمودی محکم شده در زمین، بسته و از روی طناب می پریدند.

یک بار به هنگام پرش از روی طناب، پای روح الله به آن گیر کرد و یکی از چوبها محکم بر روی استخوان ساعد دست راستش سقوط کرد و دستش شکست .

مسیح بروجردی نوه امام نقل می كند که روزی همراه امام در حیاط خانه شان در جماران قدم می زدم و امام از خاطرات کودکی خود سخن می گفت.
صحبت امام درباره چالاکی و زرنگی آن دوره زندگی خود بود که در این بین بین سیدحسن فرزند حاج احمدآقا (که حدودا ده ساله بود) وارد شد.
امام در حالی که به طرف سیدحسن اشاره می کرد گفت: من به اندازه ایشان بودم، با همین قامت و هیکل، که مثل باد از روی دیوارهای خانه و باغمان می دویدم.

کوه نوردی یک ورزش و سرگرمی بسیار ارزشمند برای روح الله بود و او از زمانی که قدرت بالا رفتن از کوه را پیدا کرد تا زمانی که در خمین اقامت داشت، این ورزش خوب و روح نواز را ترک نگفت. در خمین کوه کوچک و نسبتا کوتاهی وجود دارد که به نام "بوجه" بر وزن "گوجه" معروف است.
فاصله این کوه تا بیت پدری روح الله از 1500 متر تجاوز نمی کند و از قدیم الایام تفریحگاه مردم خمین به ویژه در روز سیزده به در بوده است. روح الله در بیشتر ایام سال، همراه با برخی دوستان به قله این کوه صعود می کرد و از آنجا دشت وسیع کمره و شهر کوچک خمین را به تماشا می نشست.

یک بار که روح الله به همراه پسرخاله اش (حسن مستوفی) قصد صعود به قله بوجه را داشتند، حسن از راه شناخته شده و همیشگی بالا رفت و روح الله تصمیم گرفت از بیراه و از مسیری که پرتگاهی در کنار آن قرار داشت حرکت کند. حسن چون از راه اصلی رفته بود زودتر به قله رسید و بر روی صفه یا ایوانی که در سمت جنوب شرقی قله قرار دارد به استراحت نشست.
 روح الله نیز از سمت پرتگاه خود را به صفه رساند و دستش را به لبه آنجا گرفت، تلاش نمود تا بالا بیاید، اما ناگهان سنگی که زیر پایش بود در رفت و او فریاد زد. حسن فورا به سینه روی صفه دراز کشید، دستهایش را دراز کرد، دستهای روح الله را گرفت و به او کمک کرد تا به زحمت خود را بالا بکشد.

روح الله بعدا که بزرگ تر شد به کوههای دورتر و بلندتری که در اطراف خمین واقع شده اند می رفت یکی از آن کوهها "الوند" و دیگری "انگشت لیس" بود. کوه الوند در جنوب شرقی خمین بوده و 3111 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. کوه انگشت لیس نیز در غرب الوند واقع شده و غار طولانی و زیبایی در جبهه غربی آن قرار دارد. راه قدیمی خمین به گلپایگان از میان ان دو کوه می گذشته است.
 فاصله این دو کوه تا شهر خمین حدود 15 کیلومتر است و در آن روح الله پیاده و یا احتمالا با اسب به آنجا می رفته است. در دامنه کوه الوند، قلعهء زیبایی به نام "حسن فلک" قرار دارد که امام در یکی از سخنرانیهای خود پس از پیروزی انقلاب از آن چنین یاد کرد: "قلعه حسن فلک را من می دانم کجاست، این نزدیک در کمره است و نزدیک یک کوهی است یک قلعه ای است شاید ده خانوار در آن باشد، بعد این طرف و آن طرفش هم آن وقتها که دیدیم هیچی نبود. من رفتم آنجا "

کشتی از دیگر ورزشهای مورد علاقه روح الله بود و در این رشته بدون آنکه آموزش خاصی ببیند صرفا به دلیل برخورداری از هوش و ذکاوت خوب و نیز توانایی جسمانی بالا در میان همسالان خویش حرف اول را می زد. " روح الله هنگامی که کودکی 9-8 ساله بیشتر نبود و به همراه دیگر بچه ها به مکتب خانه "ملا ابوالقاسم" می رفت، با بقیه هم کلاسیها کشتی می گرفت و آنان را مغلوب می کرد.
ملاابوالقاسم در میان ساعت درس برای رفع خستگی بچه ها از آنان می خواست که یکدیگر کشتی بگیرند. در آن کلاس پسر بچه ای بود از اهالی روستای آشمسیان به نام آقا هاشم عبداللهی که از قدرت بدنی بالایی برخوردار بود.
 وی به موقع کشتی همه را مغلوب می کرد فقط یک نفر بود که موفق می شد آقا هاشم را به زمین بزند و آن هم روح الله بود ."

امام خمینی در فروردین 1364 ش، که در بیمارستان بستری بود این خاطره را برای نوه اش (مسیح بروجردی) نقل کرد:

ما خمین که بودیم روز سیزده به در را از شهر خارج می شدیم و به بالای کوهی که نزدیک خمین بود (بوجه) می رفتیم. بالای کوه جایی بود که بازی می کردیم. یک بار یک یلی (پهلوانی) به خمین آمده بود و من در بالای آن کوه با او کشتی گرفتم و مغلوب او شدم. "

بازی "کوچک معلقی" هم از ورزشهای مفرح کودکان و نوجوانان خمین بود. بازی مزبور بدین صورت است که دو نفر به حالت رکوع خم شده و به یکدیگر پشت می کنند به نحوی که از ماندن آنها شکل T به وجود می آید. نفر سوم دورخیز گرفته و هنگامی که به آنان می رسد، دستش را بر پشت آنها زده و در هوا معلق می زند. این بازی نوع دیگری هم دارد که در آن یک نفر به حالت رکوع خم می شود و نفر بعدی، دستش را بر پشت او زده از رویش می پرد و پس از آنکه پرید خم می شود تا نفر بعدی این کار را تکرار کند. به گفته "حاج هانی افسریان" و "محمدنبی مکرمی" از همسالان امام، روح الله به همراه سایر هم بازیها در کاروانسرایی که تعلق به پدر وی داشت و در همان محله رازی واقع بود اوقات زیادی به بازی کوچکی معلقی سرگرم بود.

"لنگو مشته" نیز بازی دیگری بود که به صورت جمعی انجام می شد و روح الله از طرفداران پر و پا قرص این بازی بود. در این بازی، حاضران به دو گروه تقسیم شده، محوطه مربع بزرگی روی زمین رسم کرده و یک گروه داخل آن می رفتند. گروه دوم، نفراتش را یکی یکی به داخل مربع می فرستاد تا در حالی که روی یک پا می دود، با دست به نفرات گروه رقیب زده و آنان را از بازی خارج کند. اگر نفرات گروه دوم موفق به خارج کردن اعضای گروه اول از زمین می شدند در دور بعدی خود داخل زمین جای می گرفتند و بازی تکرار می شد. در این بازی معمولا هر گروه یک سرگروه داشت که قبل از شروع بازی، اقدام به یارگیری می کردند. به گفته حاج هانی افسریان، روح الله در بیشتر اوقات در این بازی سرگروه بود و به علت قدرت بدنی زیاد، بچه ها علاقه داشتند با او هم گروه شوند تا زود بر گروه دیگر غلبه کنند.

تحصیلات امام خمینی در خمین

روح الله، تحصیلات خویش را از هفت سالگی آغاز کرد ، عمه اش صاحبه خانم در سال 1327 ه. ق. او را به مکتب خانه ملا ابوالقاسم بهشتی سپرد تا گامهای نخستین در راه آموختن علم را به کمک او بردارد. مکتب خانه ملا ابوالقاسم در کوچه پشت مسجد جامع قرار داشت و شاگردان اول صبح هر کدام زیرانداز خود را که عبارت از تکه ای حصیر یا گلیم بود برمی داشتند و به آنجا می رفتند .
بعد از آن نزد آقاشیخ جعفر (پسرعموی مادرش) و سپس نزد میرزا محمود افتخارالعلما درسهای ابتدایی خود را تکمیل کرد. مقدمات را نزد دایی اش میرزامهدی احمدی و منطق را هم نزد شوهر خواهرش "میرزا رضا نجفی" آموخت. سپس نزد برادر بزرگش سیدمرتضی (شرح باب حادی عشر) را خوانده، منطق را ادامه داد و مطول و سیوطی را نیز آغاز کرد. مشق یا تمرین خوش نویسی را هم نزد برادر انجام داد .
در آن دوره شاگردان مکتب پس از فراگیری الفبای فارسی، قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را یاد می گرفتند. کتاب درسی آنها "موش و گربه" عبید زاکانی و "دزد و قاضی" بود. به شاگردان ابتدایی، پس از آشنایی مقدماتی با خواندن، سوره حمد آموزش داده می شد. به محض موفقیت در روان خواندن سوره حمد، آخوند مکتب، یک صفحه بزرگ کاغذی را خط کشی و جدول بندی (مثل کاغذهای شطرنجی) و با رنگهای مختلف تزیین می کرد و بالای صفحه، این دو بیتی را می نوشت:

پادشاهی پسر به مکتب داشت
لوح سیمینش بر کنار نهاد
بر سر لوح او نوشته به زر
جور استاد به زمهر پدر

و این شعر مناسب با روش آموزش آن زمان بود که تنبیه با چوب و فلک و ترکه جایی برای تشویق نمی گذاشت. آخرین درس مکتب خانه، کتاب "نصاب الصبیان" تألیف ابونصر فارابی بود. این کتاب حاوی لغات عربی و معانی آنها به فارسی منظوم و در بحور مختلف شعری است. این آخرین درس بود و آخوند مکتب هم چیز بیشتری برای تعلیم دادن نداشت.

آخوند "ملا عبدالله" نامی نیز در خمین "علمای بنی اسرائیل" و "پهلوان پایتخت" را درس می داد که آقا مرتضی در درس اولی و آقا روح الله در درس دومی حضور می یافت .

آقا روح الله پس از آنکه به سن نوزده سالگی رسید و ادامه تحصیل در خمین را امکان ناپذیر دید؛ ابتدا راهی اصفهان شد تا تحصیل علوم دینی را پی بگیرد، اما پس از شش ماه با شنیدن آوازه حاج شیخ عبدالکریم حائری به خمین بازگشت و راهی حوزه درس آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در سلطان آباد (اراک) شد. وی در سال 1339 ه. ق. به سلطان آباد رفت و در یکی از حجره های مدرسه سپهدار رحل اقامت افکند. یک سال بعد که حاج شیخ به حوزه قم هجرت کرد، آقا روح الله هم به آن حوزه رفت و در قم ماندگار شد.
 
 
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:16 توسط زاده رحمانی |

 

 

 

مشاور مقام معظم رهبري: كارهايي كه باعث دين گريزي جوانان مي شود از بزرگترين گناهها ست   

مشاور مقام معظم رهبري گفت: امپرياليسيم و تهاجم فرهنگي آن قدر قدرت ندارد كه نتوان با آن مقابله كرد و با وجود نتايج معكوس پيام تهاجم فرهنگي، صداي خرد شدن استخوان ليبراليسم به گوش مي‌رسد. به گزارش ايسنا،محسن قمي معاون امور ارتباطات بين‌الملل و مشاور مقام معظم رهبري در جلسه هم‌انديشي استادان دانشگاه‌هاي استان يزد، با بيان اين مطلب اظهار داشت: در هر فرهنگي، علم، عالم، دانش و دانشمند از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است، اين واژه‌ها جزء واژه‌هاي مقدس هر جامعه به شمار مي‌رود و در بستر تمدن اسلامي نيز،‌ علم و عالم از قداست بسيار برجسته‌اي برخوردار است؛ چنانكه در اين مورد احاديث و روايات بسياري از معصومين نقل شده است. وي افزود: اما بايد ديد كدام علم و عالم ارزشمند است و اين لغات چه قيدهايي را مي‌پذيرند و چگونه مي‌توان خود را مشمول اين قداست ساخت. نماينده سابق مقام معظم رهبري در دانشگاهها افزود: قرن بيستم شاهد پيشرفت شگرف و سترگي بوده است، تا جايي كه اين قرن، قرن علم و دانش ناميده مي‌شود و البته در كنار آن، شاهد جنايات بسيار بوده است؛ به نحوي كه بيشترين جنايات در قرن بيستم اتفاق افتاده و حادثه‌هايي چون جنگ ويتنام، آوارگي ملت فلسطين، جنگ كره، حادثه هيروشيما و ناكازاكي،جنگ افغانستان و اشغال عراق و ده‌ها مورد ديگر گواه اين مدعاست.عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در ادامه گفت: اما اين گونه برآورد شده است كه قرن 21 به جاي قرن علم و دانش،‌ قرن علم و ايمان ناميده شود، زيرا علم تنها براي سعادت بشر كافي نيست و براي كسب آزادي، اختيار، پيشرفت و تكنولوژي به يك نيروي كمكي نياز است. وي در همين ارتباط گفت: آنچه كمبود آن در دانشگاههاي جهان احساس مي‌شود، ايمان است كه بايد به آن پرداخته شود. معاون امور ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري همچنين با تاكيد بر حضور اخلاق در كنار علم يادآور شد: دانشگاه غير از آموختن نظريات وفرمول‌ها بايد به آموزش‌هاي ديگر نيز بپردازد كه در اين راستا نظريه آموزش‌هاي پنهان نظام آموزشي مطرح شده است و بر اساس آن هيچ استادي نمي‌تواند، منكر نقش فرهنگي خود در كنار تدريس شود؛ از اين رو استادان بدانند يكي از بزرگ‌ترين گناهان اين است كه باعث دين‌گريزي جوانان و دانشجويان شوند، اين استادان كشور هستند كه بايد الگو و اسوه جوان دانشجو قرار گيرند و بدانند تاثيرات فرهنگي هر فرد همان است كه در وجود اوست. قمي در ادامه اين نشست با بيان اينكه نظام دانشگاهي و مواد درسي ما به بازنگري نياز دارد، افزود: اين مساله بيشتر متوجه علوم انساني است و استادان نيز بايد دانشجويان را با آن آشنا و آنان را به اين امر آگاه كنند كه در زمينه علوم انساني جاي نقد وجود دارد و اين علم با چالش‌هايي روبروست. وي تصريح كرد: اكنون جامعه ما منتظر ظهور رنسانس درعلوم انساني است و اين اتفاق در حال حاضر در لايه‌هاي زيرين علم رخ داده است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:5 توسط زاده رحمانی |

..

 

 

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

 


زيارت بانوي مکرم اسلام حضرت فاطمه معصومه (س)

 

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش

حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است.

 

مظهر فضايل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

 

مقام علمي حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

 

فضيلت زيارت

دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

 

برگزيدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

 

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 

امام رضا (ع) و لقب «معصومه»

حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

 

کريمه اهل بيت

حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

 

القاب حضرت معصومه (س)

به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه (س)

بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 

سرّ قداست قم

در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.

 

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

 

سرآمد بانوان

فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

 

فضيلت بي نظير

شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

 

بوي وصال

بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.

 

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

غروب غمگين

حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 18:12 توسط زاده رحمانی |

اسير

 

شب و هوس

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نمی آيد

اندوهگين و غمزده می گويم

شايد ز روی ناز نمی آيد

 

 

چون سايه گشته خواب و نمی افتد

در دام های روشن چشمانم

می خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه های نبض پريشانم

 

 

مغروق اين جوانی معصومم

مغروق لحظه های فراموشی

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و هم آغوشی

 

 

می خواهمش در اين شب تنهائی

با ديدگان گمشده در ديدار

با درد، درد ساكت زيبائی

سرشار، از تمامی خود سرشار

 

 

می خواهمش كه بفشردم بر خويش

بر خويش بفشرد من شيدا را

بر هستيم بپيچد، پيچدسخت

آن بازوان گرم و توانا را

 

 

در لابلای گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفس هايش

نوشد، بنوشدم كه بپيوندم

با رود تلخ خويش به دريايش

 

 

وحشی و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله های سركش بازيگر

درگيردم، به همهمه درگيرد

خاكسترم بماند در بستر

 

 

در آسمان روشن چشمانش

بينم ستاره های تمنا را

در بوسه های پر شررش جويم

لذات آتشين هوس ها را

 

 

می خواهمش دريغا، می خواهم

می خواهمش به تيره، به تنهائی

می خوانمش به گريه، به بی تابی

می خوانمش به صبر، شكيبائی

 

لب تشنه می دود نگهم هر دم

در حفره های شب، شبی بی پايان

او، آن پرنده، شايد می گريد

بر بام يك ستاره سرگردان

 

فروغ

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:11 توسط زاده رحمانی |

 

 

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

 

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه         اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سر آید غم هجران تو یا نه        ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه                  

                 

رفتم به در صومعه عابد و زاهد         دیدم همه را پیش رُخت راکع وساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد        گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه                

                  

روزی که برفتند حریفان پی هر کار  زاهد سوی مسجد شد ومن جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه گه یار     حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه                   

                      

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو  هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو        مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی... کعبه و بتخانه بهانه               

                

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید     پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو درپیروجوان دید    یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم ... من که روم خانه به خانه                   

                     

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید               دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچه ی بشکفته ی این باغ که بوید    هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه               

               

                 

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست   هر چند که عاصی  زخیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست          تقصیر  "خیالی"   به امید کرم توست

یعنی که گنه را به ازاین نیست بهانه

 

                     

                                                            شیخ بهایی      

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 8:5 توسط زاده رحمانی |

امام صادق (ع) خورشيد تابان انديشه تشيع


امروز عرشيان و فرشيان عزادار فرزندي از سلاله پاك نبي گرامي اسلام حضرت محمد(ص) هستند كه وجود مقدسش در آسمان انديشه تشيع همچون خورشيدي تابان مي‌درخشد.

امام جعفر صادق (ع) كه بنيان گذار مكتب تشيع در دوران بعد از فقه اول شيعه است، توانست با استفاده از فضاي باز سياسي و نيز آموزه‌هاي پدر مكرمش امام محمد باقر(ع) به ترويج مكتب علوي همت گمارد.

پس از شهادت امام حسين (ع) در محرم سال ‪ ۶۱‬هجري قمري به نظر مي‌رسيد كه امت اسلامي دچار نوعي سردرگمي شده اند.

خاندان بني اميه كه به واسطه بي‌كفايتي يزيد ابن معاويه دچار تزلزل و در آستانه انهدام قرار گرفته بود، نتوانست در برابر مشكلات به‌وجود آمده به خصوص قيام‌هاي متعدد براي خونخواهي امام بزرگ شيعيان و ياران وفادارش در كربلا، مقاومت كند و به همين دليل حكومتشان نيز دوام نياورد.

امام سجاد(ع) كه تا مدت‌ها براي اثبات كج فهمي‌هاي مردم ناشي از تبليغ دستگاه اميه و به خصوص روايت مظالم عاشورا تلاش گسترده‌اي را آغاز كرده بود با دسيسه و توطئه برنامه ريزي شده محبوس شد و نتوانست به نحو مطلوب به اشاعه فقه علوي بپردازد.

هر چند شيوه تبليغ اين امام بزرگوار در بيان نيازها و آموزه‌هاي ديني در قالب ادعيه و اذكار به شيعيان منتقل مي‌شد اما به دلايل امنيتي و فضاي بسته سياسي در جامعه همان اندك تعاليم ديني نيز به گونه‌اي ناقص به مردم منتقل مي‌شد.

در دوران امام محمد باقر(ع) شرايط به گونه‌اي متفاوت تر ازگذشته فراهم شد و با گشوده شدن فضاي سياسي، تعاليم مكتب علوي از سوي امام پنجم شيعيان به مشتاقان به شيوه‌هايي كاملا محسوس انتقال مي‌يافت.

امام باقر(ع) در زمان حكومت امويان به مقام امامت رسيد و درزمان خلافت "وليد"، "سليمان بن عبدالملك" ،" عمر بن عبدالعزيز" ،"يزيد بن عبدالملك" و "هشام بن عبدالملك "به ترويج علوم ديني و دانش روز پرداختند.

ايشان در دوران مهجور علم و دانش با تشكيل كلاس‌هاي درس و تعليم شاگردان بسيار توانست به سرعت به اشاعه فقه علوي و ترويج علومي كه بسياري از آنها تا آن زمان مجهول بودند، بپردازند.

در اين زمان تلاش بسياري براي برگزاري محافل علمي از سوي امام باقر(ع) و ياران و اصحاب انديشمند ايشان در تمام ممالك اسلامي صورت گرفت .

نتيجه اين تلاش كه موجب بنانهاده شدن و تاسيس دهها و صدها مدرسه ديني و علمي در سراسر قلمرو اسلامي شد، زمينه‌اي را براي ادامه اين تلاش در عصر صادقي ايجاد كرد.

"ابان بن تغلب" كه محضر سه امام را از زمان امام سجاد (ع) درك كرده بود، "زراره"،
"كميت اسدي"، "محمد بن مسلم"، فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر وامام صادق(ع)از جمله شاگردان ان دو امام همام و از انديشمندان برجسته دوران خود بودند كه آموخته‌هاي خود رابه شاگردان ديگر تعليم ‌مي‌دادند.

پس از شهادت امام باقر (ع) در هفتم ذيحجه سال ‪ ۱۱۴‬ه.ق و در ‪ ۵۷‬سالگي و در زمان خلافت "هشام‌بن عبدالملك"، فرزندش امام صادق (ع) به امامت رسيد.

شناخت دقيق تحولات اين دوران، كمك شاياني به فهم بهتر آنچه كه امام صادق (ع) در اين زمان انجام دادند و مكتبي را به نام "مكتب الصادق" ايجاد كردند و موجب شكوفايي انديشه تشيع شدند، خواهد كرد.

در دوران امام صادق (ع)، تحولات زيادي به وقوع پيوست كه لازمه شناخت تمامي اين تحولات بررسي دقيق و همه جانبه آن از زمان روي كار آمدن معاويه در زمان امامت امام حسن مجتبي (ع) است.

هرچند موشكافي همه‌  اين موارد در اين مقال نمي‌گنجد امابه اختصار مي‌توان گفت كه معاويه با شناختي كه از اوضاع اجتماعي و ساخت فكري قبايل عرب داشت به خوبي به اين نكته رسيده بود كه مشكل اصلي اين قبايل موضوع "عصبيت و نسب" است .

وي مي‌دانست كه حكومتش به‌دليل نداشتن رابطه مستقيم باخاندان پيامبر(ص) بسيار آسيب پذير خواهد شد.بر همين اساس وي تلاش كرد تا اين نقيصه را با جعل احاديث به نفع خود و خاندانش پر كند.

دستگاه حكومتي وي با صرف هزينه‌هاي كلان توانست احاديث بسياري را جعل و روانه جامعه سازد.

احاديثي كه در دوران معاويه جعل شد هر چند به سادگي قابل شناخت بود اما به نظر مي‌رسد تا مدت‌ها توانست در بين مردم از سوي درباريان ترويج و منتشر شود.

آنچه كه امام حسن (ع) و امام حسين (ع) براي آن قيام كردند به واقع درك صحيح از انحرافي بود كه اينگونه در دين ايجاد شده بود.

امام باقر (ع) تلاش زيادي را براي برملا كردن اين خطوط انحرافي انجام دادند اما عمر كوتاه ايشان نيز كفاف نداد تا همه آن انحرافات را آشكار سازند.

سئوالي كه در زمان امامت امام صادق (ع) در ذهن بسياري از مردم طرح شد اين بود كه "براي فهم و دريافت احاديث معتبر و نيز تفسير قرآن چگونه بايد عمل كرد؟"
آمادگي مردم از يك سو و شرايط به وجود آمده از تزلزل دستگاه حكومتي و در نهايت فضاي باز سياسي موجب شد تا امام صادق (ع) با بهره‌گيري از همه امكانات ضمن پاسخ به اين پرسش‌ها، ابهامات و شبهات، به ترويج تعاليم اسلام ناب محمدي (ص) بپردازند.

امام خود در اين زمان براي پاسخ دادن به نياز مردم، قيامي دانش محور را پايه‌ريزي كردند و با داير كردن كلاس‌هاي درس جديد و همچنين تقويت كلاس‌هاي قبلي بنيانگذار مكتب فقه تشيع شدند.

امام در اين زمان مرجع پاسخگوي همه پيروان اسلام اعم از شيعيان و سني‌ها بودند و با سعي و تلاش فراوان توانستند اقتدار مكتب تشيع را با استدلال و منطق بر همه پيراون اسلام اثبات كنند.

به گونه‌اي كه حتي شافعي يكي از شاگردان امام جعفر صادق (ع) بوده و از محضر اين بزرگوار كسب فيض كرده است.

علاوه بر شافعي، مالك و ابوحنيفه از بزرگان اهل سنت نيز از محضر امام جعفر صادق (ع) كسب علم كرده‌اند.

امام صادق (ع) با بهره‌گيري از همه علوم و نيز بهره‌مندي از منبع علوم خاص موجود نزد خاندان عصمت و عترت پيامبر (ص) به پاسخگويي به شبهات مردمي كه سال‌ها در معرض احاديث انحرافي و جعلي قرار گرفته بودند، پرداختند.

تلاش امام منجر به شكل‌گيري انديشه‌اي شد كه نه تنها توانست شاگردان بسياري را در همه زمينه‌ها تربيت كند، بلكه موجب بيمه شدن شيعه و پالايش تفكرات اسلامي در طول صدها سال شد.

نتيجه اهتمام امام صادق (ع) در اصلاح تفكرات شيعيان به مثابه يك انقلاب عظيم در نظام انديشه شيعه بود و آنچه امروزه پيروان حضرتش را از ساير مذاهب متمايز ساخته، مرهون آموزه‌ها و تعاليم آن امام همام است.


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 7:40 توسط زاده رحمانی |

 


قیصر در قله ادبیات معاصر به مرتبه شکوفایی رسید. کتاب زندگی از منظر شعر نغز او سرشار ازلطف و معنا ، عشق و حماسه و محبت و زیبایی ست. پیغام می دهد که از گل ، رموز شکوفایی و بالندگی بیاموزیم و پیرهن حیات را به عطر و رنگ و نقش شادمانه گل بیاراییم. حال آنکه خود غنچه سان لب از خنده فرو بست و با سفری آرام ، رحل اقامت را به سرزمینی دیگر برد و دوستان و دوست داران خود را اینچنین غمین ، در عوالم رازآلود شعر خود تنها گذاشت.

" غنچه با دل گرفته گفت :

زندگی لب ز خنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده گفت :

زندگی شکفتن است

با زبان سبز راز گفتن است

گفتگوی غنچه و گل از میان باغچه

باز هم به گوش می رسد.

تو چه فکر می کنی ؟

راستی ، کدامیک درست گفته اند ؟

من که فکر می کنم

گل به راز زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گل است

گل یکی دو پیرهن

بیشتر ز غنچه پاره کرده است."

روح بلندش همواره شادان باد.

 



+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:44 توسط زاده رحمانی |

خاتم مهمترين منطقه گردشگري استان يزد است

يزد ، خاتم ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪

داخلي. فرهنگي. گردشگري. توريست.

معاون فرماندار خاتم يزد گفت: اين شهرستان بعنوان مهمترين‌منطقه گردشگري استان يزد براي جذب توريست و توسعه اين صنعت نيازمند توجه بيشتري است.

" محمد زاده‌رحماني" روز شنبه در گفت وگو با ايرنا، ناشناخته‌ماندن سيماي گردشگري خاتم ، معرفي نشدن توانمنديهاي شهرستان به مسوولان استاني و كشوري توجه و شناخت ناكافي مردم از اين ميراث گرانبها را مهمترين محدوديت‌ها در راه توسعه صنعت گردشگري اين منطقه دانست.

وي افزود: به‌دليل ناشناخته ماندن سيماي منطقه ، برخي آن را يك شهرستان نوبنياد مي‌دانند درحاليكه اگر چه از لحاظ تقسيمات كشوري سابقه‌اي هشت ساله دارد اما پيشينه آن از بسياري شهرهاي كشور بيشتر است.

زاده رحماني ، پيگيري انتخاب روستاهاي كرخنگان ، چاهك و خوانسار بعنوان هدف گردشگري و راه‌اندازي اداره ميراث فرهنگي را از مهمترين اقدامات رفع اين محدوديت‌ها ذكر كرد‪۰‬
وي همچنين خاطرنشان كرد: موزه مردم شناسي اين شهرستان در آينده نزديك راه‌اندازي مي‌شود.

معاون فرماندار خاتم دربخش ديگري با اشاره به تصويب طرح ايجاد دو منطقه نمونه گردشگري از مصوبات استاني هيات دولت ، آن را شامل سرچشمه نهر مسيح و قره تپه هرات ذكر كرد.

زاده رحماني تاكيد كرد: وجود پتانسيل‌هاي فراوان اين منطقه دستگاههاي مربوط را به توجه بيشتر ملزم مي‌كند.

شهرستان خاتم با ‪ ۴۰‬هزار نفر جمعيت در ‪ ۲۴۰‬كيلومتري جنوب شهر يزد داراي ‪ ۲۰۰‬اثر طبيعي و تاريخي است.

چنارهاي كهنسال كرخنگان، استودان صخره‌اي ايثار، جنگلهاي‌انبوه و تماشايي باغ شادي و لايجمه ، قلعه‌هاي مروست و هرات از مهمترين اين آثار هستند. ك/‪۳‬ ‪۵۴۶/۱۰۲۷ /۷۵۴۱‬



+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:12 توسط زاده رحمانی |

ادامه خودکشی دلفین ها در جاسک
 
•تلاش ساحل نشينان براى بازگرداندن دلفين ها به آب هاى عميق بى فايده بود و دلفين ها بار ديگر به خشكى بازمى گشتند
323391.jpg
: در حالى كه هنوز نتايج نمونه بردارى مرگ ۷۹ دلفين كه در اواخر شهريورماه امسال در سواحل جنوب كشور از بين رفتند اعلام نشده روز چهارشنبه گذشته ۷۲ دلفين ديگر در همان منطقه كشته شدند.
به گزارش «ايران» در دهانه خورگنگان واقع در ۶۰ كيلومترى شرق بندر جاسك ده ها دلفين ديگر بنابردلايل نامعلوم اقدام به خودكشى كردند و تلاش مردم بومى اين منطقه براى بازگرداندن آنها به آب هاى عميق فايده اى نداشت و دلفين ها بار ديگر به ساحل منطقه آمده و جان سپردند.
* كشتى هاى صيادى احتمال اول
محمدباقر نبوى معاون زيست دريايى سازمان حفاظت محيط زيست درباره خودكشى ۷۲ دلفين ديگر در بندر جاسك به «ايران» گفت: متأسفانه نتايج نمونه گيرى مرگ دسته جمعى ۷۹ دلفين به ما اعلام نشده است اما با مرگ دسته جمعى دلفين هاى ديگر احتمال دخالت كشتى هاى صيادى در اين قضيه بالا رفته است.
پستانداران دريايى حيوانات حساسى هستند كه با فشار و استرس به مرگ دسته جمعى دست مى زنند. به احتمال فراوان تور كشتى هاى صيادى موجب تحت فشار قرار گرفتن اين دلفين ها شده و مانع رسيدن اكسيژن كافى به آنها شده تا دلفين ها به سواحل بيايند و خودكشى كنند.
نبوى با اشاره به مشاهده گونه هاى مختلف در مرگ دسته جمعى اخير دلفين ها گفت: «در مرگ دسته جمعى يك ماه پيش تمام دلفين ها از يك گونه بودند اما در حادثه اخير دلفين ها از گونه هاى مختلف بودند كه قرار شده از هر گونه دلفين كشته شده يك نمونه را براى بررسى انتخاب كنند.»
معاون زيست دريايى سازمان حفاظت محيط زيست درباره بررسى هاى بيشتر براى پى بردن به علل رخ دادن اينگونه حوادث گفت: «يك تيم كارشناسى براى بررسى بيشتر به بندر جاسك فرستاديم تا از آخرين وضعيت منطقه و پستانداران و آبزيان آن گزارشى تهيه كنند كه در آينده اى نزديك نتايج آن را اعلام خواهيم كرد.»
* يك كشتى صيادى ۶۲ دلفين را كشته بود
نبوى با اشاره به سابقه تاريخى مرگ دسته جمعى دلفين ها در سواحل ايران گفت: در سال ۱۳۸۳ نيز تور ماهيگيرى يك كشتى صيادى موجب مرگ و مير ۶۲ دلفين شد كه با دخالت مراجع قضايى مسببان اين حادثه تحت پيگرد قرار گرفتند.
مرگ و مير اخير دلفين ها نيز با تشكيل پرونده به مراجع قضايى ارجاع داده مى شود تا عاملان احتمالى اين حوادث شناسايى شوند.
* كمك از ديگر ارگان ها
معاون زيست دريايى سازمان حفاظت محيط زيست درباره حفاظت از سواحل جنوبى و مشكلات موجود گفت: ما داراى ۳۵۰۰ كيلومتر ساحل هستيم كه با امكانات بسيار كم حفاظت از آن ناممكن به نظر مى رسد.
323331.jpg
اگر ديگر ارگان ها و سازمان هاى نظامى و غيرنظامى به كمك سازمان حفاظت محيط زيست بيايند و در حفظ و نظارت از سواحل همكارى كنند كمتر شاهد به وجود آمدن اين گونه حوادث خواهيم بود. براى حفاظت از سواحل به هلى كوپتر، شناورهاى پرسرعت و بى خطر براى آبزيان و نيروى انسانى كافى نياز داريم.
* يك دلفين ديگر تلف شد
به گزارش خبرنگار «ايران» در بندرعباس روز گذشته نيز يك دلفين ديگر به ساحل بندر جاسك آمد كه مردم بومى آن را به دريا بازگرداندند اما باز هم اين دلفين به ساحل بازگشت و تلف شد تا آمار مرگ اخير دلفين ها به عدد ۷۳ برسد.
ابراهيم بايرامى رئيس اداره محيط زيست شهرستان جاسك در اين باره به خبرنگار ما گفت: علت مرگ دلفين ها مشخص نيست و موضوع در دست بررسى است اما عامل مهمى موجب شده كه دلفين ها با وجود بازگرداندن توسط مردم به دريا باز هم به ساحل رجوع مى كنند. بررسى ها در اين زمينه ادامه دارد.
    منبع: گروه اجتماعى روزنامه ایران ـ محسن جندقى
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:16 توسط زاده رحمانی |

جاوا