تبليغاتX
اندیشه
اندیشه
اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ... در هنر می شود نوای هستی را شنید معراج در این عرصه روی می دهد : پروازی به فرازستان معنا !              محمدرضاشجریان

وبلاگ جاويدان هنر

مراسم خاكسپاري «خسرو شكيبايي» در رديف 144 شماره 24 قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، مراسم تشييع و خاكسپاري زنده‌ياد خسرو شكيبايي در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) از ساعت 30/12 آغاز شد.
بنا بر اين گزارش، در اين مراسم به دليل ازدحام بيش از حد جمعيت، ابتدا پس از تغسيل «خسرو شكيبايي» و خواندن نمازميت بر پيكر او، مراسم خاكسپاري اين هنرمند در بين اندوه حاضران انجام شد و سپس،‌ تني‌چند از مسؤولان و هنرمندان به ايراد سخنراني پرداختند.
در ابتداي اين مراسم، پس از ابراز تأسف و تسليت «امين تارخ» سخنگوي هيأت مديره خانه سينما، بهروز رضوي گوينده و دوبلور به ايراد سخت پرداخت و گفت: مرحوم شكيبايي بيش از 40 سال در زمينه‌هاي فرهنگي مختلف هنرنمايي مي‌كرد و مهر مردم كه امروز شاهدش دستمزد شكيبايي و پاسخي است كه به رنج آنها داده مي‌شود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود، گفت: خسرو كه نوعي كلاس بازيگري را در سينماي ايران به وجود آورد، با هر نقشي عجين مي‌شد به‌گونه‌اي كه ما تصور مي‌كرديم خودش است. مثلا اگر دزد يا معلم ناشنوا يا حميد هامون مي‌شد، همه نقش‌ها را خوب بازي مي‌كرد.

* پرستويي: خسرو منو ببخش كه نديدمت و رفتي...
در ادامه، پس از سخنراني «قاسمي‌وند» يكي از بازيگران قديمي تئاتر، «پرويز پرستويي» درباره زنده‌ياد شكيبايي متني را كه آماده كرده بود، قرائت كرد.
به گزارش فارس، در اين متن آمده بود: خسرو، جاني بيقرار بود كه با گريه رفاقت داشت و دلش گروگان عشق بود. در ادامه مراسم قاسمي‌وند هنرمند پيشكسوت عرصه تئاتر گفت: خواهش مي‌كنم به خاطر آناني كه سال‌ها در عرصه هنر كشور هنرنمايي كرده و حالا زير پاي شما قرار دارند (قطعه هنرمندان) يك دقيقه سكوت كنيد.
پرستويي همچنين در بخش آخر اين مراسم گفت: شما سرمايه‌هاي هنرمندان هستيد. ما همه شما را دوست داريم و از همراهي شما ممنونيم. ما با كمك شما خسرو را به خانه ابدي رسانديم. من نتوانستم با او خداحافظي كنم... خسرو منو ببخش كه نديدمت و رفتي...

* جعفري‌جلوه: خسرو شكيبايي صاحب مرام بود
به گزارش فارس، در ادامه اين مراسم محمدرضا جعفري‌جلوه معاون امور سينمايي وزارت ارشاد به اظهارنظر پرداخت و گفت: خسرو شكيبايي صاحب مرام بود و متواضع در برابر ارزش‌هاي اسلامي و ايراني. هنر او مايه‌اي براي تفاخر نبود. او همان كيمياي سعادت ديروز، امروز و فرداي ماست. خدايش رحمت كند، جايش سبز است. او يكي از ثمرات تئاتر، تلويزيون و سينماي كشور در سه دهه حيات بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود. ما همواره به اينچنين هنرمنداني نيازمنديم. دست حق نگهدارش باد.

* الوند: اين شكوه شايسته هنرمندي چون شكيبايي است
«سيروس الوند» در بخش ديگري از اين مراسم گفت: شكوه امروز شايسته هنرمندي چون شكيبايي است. بازيگري كه از آغاز دهه 60 از همه بازيگران تئاتر دعوت كرد به سينما بيايند. در حقيقت اينها براي سينما اعتباري را فراهم كرده‌اند و با حضور اين عزيزان، سينماي بعد از انقلاب آفريده شده است.
وي اظهار داشت: بايد مسئولان ببينند مردم بازيگران خود را چگونه دوست دارند. من به نسل جوان اميدوارم. ما با خسرو زندگي مي‌كنيم و او در ميان ما است.
«پرويز پرستويي» در پايان اين مراسم اعلام كرد زمان مراسم ختم و گراميداشت ياد «خسرو شكيبايي» متعاقبا اعلام خواهد شد.

در حاشيه:
- هنرمنداني چون حسن پورشيرازي، مازيار ميري، هديه تهراني، علي قربانزاده، مهتاب كرامتي، حسن اكليلي، اصغر هاشمي، رامين نعمتي، رضا رويگري، رسول صدرعاملي، پوران درخشنده، ميرصلاح حسيني، رضا صفايي‌پور، گوهر خيرانديش، ماني رهنما، سيروس الوند، بهروز رضوي، باران كوثري، مهرداد صديقيان و ... در مراسم خاكسپاري «خسرو شكيبايي» حاضر بودند.
- به دليل ازدحام جمعيت «رضا كيانيان» نتوانست خود را پشت تريبون برساند.
- مهرداد صديقيان از جمله بازيگراني بود كه به شدت بي‌تاب نشان مي‌داد و با تأثر فراوان «عمو خسرو» را صدا مي‌زد.
- در بهشت زهرا(س) يكي از مداحان اهل بيت (ع) به اجراي برنامه پرداخت.

 

گزارش تصويري از مراسم تشييع پيكر خسرو شكيبايي كه امروز 30 تيرماه 87 مقابل تالار وحدت برگزار گرديد.

عكسها از محمدشاه حسيني و ميثم ميرزنده دل

با تشکر از وبلاگ جاویدان هنر

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 11:12  توسط زاده رحمانی  | 

             

شاد كردن مردم هنر است

 

همان طور كه قبلا اعلام شده بود جشن ميلاد امام علي (ع) از سوي مؤسسه خيريه امام علي (ع) شهربابك مقارن ساعت 8:30 چهارشنبه شب مورخ 26 خرداد 1387 شروع  شد. ساعت ها قبل از شروع مراسم جشن، خانواده ها  سواره و پياده در خيابان هاي منتهي به سقاخانه در حركت بودند تا مكاني را براي خود دست و پا كنند و از نزديك شاهد برنامه هاي مراسم باشند. حتي افرادي بودند كه از اوايل صبح با انداختن فرش و زيرانداز مكاني را به اصطلاح رزرو كرده بودند.

   اين استقبال خوب و باشكوه خانواده هاي شهربابكي گذشته از عشق و ارادت آنها به مولاي متقيان علي (ع) نشان از احساس نياز آنها به برنامه هاي شاد و متنوع اين چنيني در هياهوي زندگي شهري دارد. واقعا جاي اين برنامه ها در زندگي ما خالي است. در دنيايي كه درصد افسردگي و روان پريشي مردم رو به افزايش و تراكم فعاليت ها و برنامه هاي كاري باعث ايجاد خستگي جسمي و روحي در شهروندان مي شود اجراي برنامه هاي تفريحي و شاد مي تواند نقش مهمي در ايجاد تنوع و بازيابي قواي جسمي و فكري افراد داشته باشد.

 زماني بر اهميت اين مراسم افزوده مي شود كه باني آن يك سازمان مردم نهاد و به عبارت دقيق تر مؤسسه خيريه امام علي (ع) شهربابك باشد. مؤسسه اي كه در سال 1380 يعني سال امام علي (ع) در يك شهرستان محروم راه اندازي و شروع به كار نموده و نه تنها توانسته اهداف خيرمندانه خود را به پيش ببرد بلكه توانسته به جايي برسد كه امروز امكان برگزاري چنين برنامه شاد متنوعي را داشته باشد و از همه مهمتر ارزش هاي هنري فرزندان بابك زمين را نيز ارج و ضمن معرفي هنرمندان گمنام شهربابكي به مردم از آنها تقدير هم بكند.

   برنامه جالب ديگر اين مراسم تقدير از وبلاگ نويسان برتر شهربابكي بود. اين برنامه نيز نشان از تدبير مسئولان اين مؤسسه دارد كه عليرغم خيلي از افراد كه بعضا نام مسئول را هم يدك مي كشند به نقش روزافزون ابزار دنياي ارتباطات مجازي واقفند و مي دانند كه آينده از آن رسانه هاي الكترونيكي و ديجيتال است و جامعه اي زنده خواهد ماند كه بتواند با محيط پيرامون خود ارتباط داشته باشد.

  نكته تاسف باري كه در اين مراسم به چشم مي خورد عدم حضور مسئولين شهرستان در جمع مردم بود و اين شايد به اين خاطر باشد كه شايد آنها هنوز نمي دانند شاد كردن مردم هنر و حتي ايجاد فضاي طراوت و شادابي يكي از وظايف اوليه آنهاست. اگر مي دانستند، همان طور كه در ساعات اداري در مراسم مختلف ترحيم و عزاداري ها شركت مي كردند، در روز تعطيل به اينجا هم مي آمدند و در مراسم جشن ميلاد امام علي (ع) نيز شركت مي كردند؛ همان امامي كه خطاب به كميل مي فرمايد:


سوگند به خدايي كه همه صداها را مي شنود، هركس دلي را شاد كند خداوند از آن شادي لطفي براي او قرار دهد كه در هنگام مصيبت مانند آب زلالي بر او ببارد و تلخي مصيبت را بزدايد. نهج البلاغه - حكمت 357

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:25  توسط زاده رحمانی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 17:26  توسط زاده رحمانی  | 

اي خداوند!

به علماي ما مسئوليت
به عوام ما علم
به مومنان ما روشنايي
به روشنفکران ما ايمان
به متعصبين ما فهم
به فهميدگان ما تعصب
به زنان ما شعور
به مردان ما شرف
به پيران ما اگاهي
به جوانان ما اصالت
به اساتيد ما عقيده
به دانشجويان ما نيز عقيده
به خفتگان ما بيداري
به بيداران ما اراده
به مبلغان ما حقیقت
به دینداران ما دین
به نويسندگان ما تعهد
به هنرمندان ما درد
به شاعران ما شعور
به محققان ما هدف
به نشستگان ما قیام
به راکدان ما تکان
به مردگان ما حیات
به خاموشان ما فریاد
به مسلمانان ما قرآن
به شیعیان ما علی
به فرقه هاي ما وحدت
به حسودان ما شفا
به خودبينان ما انصاف
به فحاشان ما ادب
به مجاهدان ما صبر
به مردم ما خود اگاهي
و به همه ي ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزت ببخش ....

* دکتر علی شریعتی *

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:59  توسط زاده رحمانی  | 


  .
THINGS YOU PROBABLY NEVER KNEW YOUR MOBILE PHONE COULD DO Four things about

4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید.

There are a few things that can be done in times of grave emergencies

Your mobile phone can actually be a life saver or an emergency tool for survival.

مواردی وجود دارد که می توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.

Check out the things that you can do with it     

مواردی را که می توانید با موبایل انجام دهید را ببینید.



First Emergency

اول وضعيت فوق العاده

The Emergency Number world-wide for Mobile is 112. If you find yourself out of the coverage area of your mobile; network and there is an emergency dial 112 and the mobile will search any existing network to establish the emergency. number for you, and interestingly this even keypad is locked number 112 can be dialed. Try it out.  if the

شماره تلفن وضعيت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعيت فوق العاده برای شما برقرار کند. و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.



SECOND Have you locked your keys in? The car

دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟

Does your car have remote keyless entry? This may come in handy someday . Good reason to own a cell phone: If you lock your keys in the car and the spare keys are at home, call someone at home on their mobile phone from your cell phone. Hold your cell phone about a foot from your car door and have the person at your home press the unlock button, holding it near the mobile phone on their end. Your car will unlock. Saves someone from having to drive your keys to you. Distance is no object. You could be hundreds of miles away, and if you can reach someone who has the other 'remote' for your car, you can unlock the doors (or the trunk.)

آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

Editor’s Note: It works fine! We tried it out and it unlocked our car over a mobile phone.

یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.



THIRD Hidden Battery Power

سوم قدرت باطری مخفی شده

  battery is very low. To activate, press the keys *3370#.Your mobile will restart Imagine your mobile with this reserve and the instrument will show a 50% increase in battery. This reserve will get charged when you charge your mobile next time.

در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای *3370# را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.



FOURTH How to disable a STOLEN mobile phone?

چهارم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

To check your Mobile phone's serial number, key in the following digits: * # 0 6 # A 15 digit.  code will appear on the screen. This number is unique to your handset . Write it down and keep it somewhere safe. When your phone gets stolen,   you can phone your service provider and give them this code. They will then be able to block your handset so even if the thief changes the SIM card, your phone will be totally useless. You probably won't get your phone back, but at least you know that whoever stole it can't use/sell it either. If everybody does this, there would be no point in people stealing mobile phones.

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید: * # 0 6 #
A 15. یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدیدن موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:19  توسط زاده رحمانی  | 



" هرکس خود را نصیحت نکند به نصیحت دیگران محتاج است  " .   سعدی



" اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد و خود را بيابيد و تنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد، نزد شما  باز خواهم آمد  "  .   فردریش نیچه



"  آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند  " .   سانتایانا



"  بزرگی و تنها ، و آبی و در اوج . آسمانی انگار  " .   آندرومدا



" همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی ".  ارد بزرگ



" از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش و آلایش   ".   فردریش نیچه



" میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست، آنچه داریم اندازه نیروی کنونی ماست  " .   ارد بزرگ



" عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم، عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند " .    لئوبوسكاليا



" چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت  "  .  جبران خلیل جبران



" به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا می‌روی  "  .  شوپنهاور



" هیچ گاه از داشتن دشمن نترس، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس  "  .  ارد بزرگ



"  انسان هر قدر بیشتر بداند به همان اندازه نقطه های استتار بدست می آورد  "  .   ل – فوئر باخ



" از دانش آموختن هیچ زمان غافل ممان، گرچه در این راه رنجها کشی، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد  " .   بزرگمهر



" خردمند آن نیست که چون در کاری می‌افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد  "  .   نصیحه الملوک



"  اینکه بعضی ها می ترسند یا افسرده می شوند به این علت است که آنان سر رشته امور را از دست داده اند مسئولیت احساس  شان بابت احساس بدی که دارند مسئولیت را از سر خود باز می کنند چون برایشان راحت تر است که دیگران را مسئول زندگی خود بدانند تا بگویند:باعث بروز چنین احساساتی خودم هستم. وین دایر



" با ترشرویی به میان مردم رفتن، تنها از بیماران ساخته است  "  .   ارد بزرگ



" عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه  "  .   ویلیام تن



" الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد " .  ویکتور هوگو



" افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ انسان را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حالیکه انسان  باید قادر باشد گذشته را در خد مت حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای زندگانی قرار دهیم   "  .  فردریش نیچه



" آن که پند پذیر نیست، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است  ".   ارد بزرگ



" رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد  " .   جبران خلیل جبران



" تو، جدا از دیگران نیستی، قضاوت در مورد کارهای خوب دیگران هم دست کمی از قضاوت در مورد کارهای بدشان ندارد " .   وین دایر



" برنامه ریزی، آوردن زمان آینده به حال است تا بتوانید اکنون برای آن کاری انجام دهیم " .   آلن لاکیس



" جمال اگرچه مایۀ شرافت است ولی مقرون به هزاران شر و آفت است  "  .    شوپنهاور



" دوستی که نومیدنامه می خواند، همیشه سوار تو  و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد "  .  ارد بزرگ



" امید، آهستگی و ملایمت زندگی را روشن و شیرین می کند، خشم و تیزی مایه رنج و بلاست. آهسته رو از عیبجوی می گریزد و شرم و آهستگی را دوست می دارد  " .   بزرگمهر



" تنها ابزار موفقیت که قطعا به آن نیاز دارید، صرف نظر از اینکه کارتان چیست، این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید " .  آگ ماندینو



" دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است  " .   آلفونس کار



" استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود  " .  فردریش نیچه

منبع: وبلاگ سیزده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 8:37  توسط زاده رحمانی  | 



 

 

















+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 8:31  توسط زاده رحمانی  | 

مانع

 

در زمان هاي قديم پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را

ببيند٫خودش را جايي مخفي كرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند.

بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد!حاكم اين شهر مرد بي عرضه ايست و ... .

با وجود اين هيچ كس  تخته سنگ را از وسط راه بر نمي داشت.

نزديك غروب يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود نزديك سنگ شد.بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.

ناگهان كيسه اي را ديد كه وسط جاده و زير تخته سنگ  قرار داده شده بود. كيسه را باز كرد و داخل آن

سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد.

پادشاه در آن يادداشت نوشته بود:

       

     هــــــر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشــــــــد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 7:34  توسط زاده رحمانی  | 

 
                        

مالک انوری - یزد فردا : نوشابه خیلی ضرر دارد: چاق‌کننده است، بروز دیابت را تسریع می‌کند، استخوان‌ها و دندان‌ها را از بین می‌برد، به دستگاه گوارش آسیب می‌‌رساند، جلوی جذب مواد را می‌گیرد ، رشد کودک را دچار وقفه می‌کند، باعث کاهش تمرکز و افت تحصیلی می‌شود، تعادل غذایی کودک و نوجوان را به هم می‌زند و خیلی‌خیلی چیزهای دیگر. نوشابه خیلی ضرر دارد، اما تعداد هوادارانش هم کم نیست. نوشابه، عصاره تمام بدی‌هاست که در یک بطری یا قوطی خوش‌آب و رنگ، با بسته‌بندی فریبنده، انتظارمان را می‌کشد، هر جا که برویم: خانه، رستوران، فروشگاه، اداره، مدرسه، دانشگاه و . . .

روزی، روزگاری نوشابه

نوشابه‌های گازدار، یا به تعبیر دیگر نوشابه‌های کولادار (Colas)، نوشیدنی‌های کافئین‌دار و شیرینی هستند که با استفاده از دی‌اکسیدکربن گازدار شده‌اند. طعم‌های مختلف آنها به اسانس‌های متفاوتی مربوط می‌شود که در ساخت‌شان مورد استفاده قرار می‌گیرد: مرکبات (پرتقال، لیمو، لیموترش)، دارچین، جوز و وانیل.

وجه نامگذاری آنها به درخت کولا (Kola) و مغز قهوه‌سودانی برمی‌گردد. در نوشابه‌های کولادار اولیه از این ماده به عنوان منبع تامین‌کننده کافئین استفاده می‌شد. هرچند که امروزه انواع فاقد کافئین هم در بازار موجود است.

شیرین‌کننده‌هایی که در این نوشابه‌ها استفاده می‌شود به نسبت نوع محصول و کاربرد آن متفاوت است. شکر، شیره ذرت (حاوی فروکتوز زیاد)، یا شیرین‌کننده‌های مصنوعی از پرمصرف‌ترین این مواد به حساب می‌آیند.

در فرایند تولید نوشابه‌های گازدار، وقتی دی‌اکسیدکربن را در آب حل می‌کنند، سروکله اسید کربنیک پیدا می‌شود. وقتی می‌گویند این نوشیدنی‌ها به شدت اسیدی‌اند، به همین دلیل است. وقتی ماده‌ای تا این اندازه اسیدی باشد، طبیعتا اگر در کنار مواد قلیایی قرار بگیرد، واکنش‌های شیمیایی شدیدی ایجاد می‌کند. خیلی از این نوشابه‌ها مقادیر زیادی اسید فسفریک و اسید سیتریک هم دارند که شدت اسیدی بودن نوشابه را افزایش می‌دهد. صدای فش‌فشی (fizzing) که باز کردن این نوشابه‌ها شنیده می‌شود، به خاطر خروج دی‌اکسیدکربن از محلول است.

وقتی که به نوشابه، یخ اضافه می‌کنیم این صدا تشدید می‌شود چون یخ هم حاوی مقادیری دی‌اکسید کربن است.

همه جا  کولا

احتمالا کلمه کولا (Cola) را شرکت کوکاکولا در میان مردم رایج کرده است. این شرکت اصلی‌ترین سازنده نوشابه‌های کولادار در جهان است. شرکت‌های دیگر نیز تا مدت‌ها از پسوند کولا بر روی نام محصولات‌شان استفاده می‌کردند. مدیران کوکاکولا که از این مسئله ناراضی بودند، شکایت مفصلی تنظیم کردند و حق انحصاری استفاده از پسوند «کولا» و نیز شکل اختصاری آن، «کوک» (Coke) را در اختیار گرفتند. با پیشنهاد وکلای این شرکت، قرار شد عبارت «نوشابه‌های کولادار» (Cola Drinks) به عنوان نام ژنریک برای این نوع نوشابه‌ها مورد استفاده قرار بگیرد.

کولاهای معروف در سطح جهان، به جز کوکاکولا، عبارتند از: پپسی، ویرجین‌کولا و رویال‌کراون. در آلمان آفری‌کولا تولید می‌شود که در میان کولاهای جهان بالاترین میزان کافئین را دارد. تامزاپ نوشابه کولاداری است که در کشور هند تولید می‌شود. اینکاکولا نیز یکی از کولاهای معروف است که توسط گروه نوشابه‌سازی کوکاکولا در خیلی از کشورهای جهان ساخته می‌شود و به‌خصوص در میان ساکنان کشورهای امریکای جنوبی طرفداران زیادی دارد. توکولا و تروپی‌کولا در کوبا تولید می‌شود و درکمال تعجب، کوباکولا محصول کشور سوئد است. در کشور فلسطین، در نوار غزه، کارخانه‌ای هست که استارکولا تولیدمی‌کند. از چند سال پیش، کارخانه‌ای فرانسوی شروع به تولید مکاکولا (کولای مکه) کرده است. در میان کولاها، اوپن‌کولا هم داریم که فرمول ساخت آن توسط کارخانه سازنده، آشکار (open) شده‌ است. نوشابه‌های گازدار ایرانی هم که البته نیازی به نام‌بردن ندارند و تعداد‌شان هم، با توجه به مصرف فراوان آنها در کشور، روبه افزایش است. نوشابه‌های ایرانی مدتی است که سر از بازارهای خارجی هم درآورده‌اند. خلاصه هیچ‌جای دنیا خالی از کولا نیست و هرکجا که این نوشابه‌های گازدار هستند، منتقدان‌شان هم حاضر و آماده‌اند. دعوای میان کارشناسان بهداشت و کارخانه‌های کولاساز تاریخی به قدمت ساخت و تولید اولین نوشابه‌های این‌چنینی دارد.

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.

20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر: کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.

نوشابه‌خورترین ملت جهان

سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:

1) ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.

2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵درصد رشد داشته است.

3) در طی این بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.

4) سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.

5) طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.

6) 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوءتغذيه دست‌به‌گریبانند.

7) یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبي‌عروقي است كه یکی از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است.

عصاره تمام بدی‌ها

بیماری‌های قلبی عروقی شایعترین عامل مرگ‌ومیر در ایران و در خیلی دیگر از کشورهای جهان است. چاقی، دیابت، فشارخون، استعمال دخانیات، چربی بالای خون و استرس از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز بروز این بیماری‌ها و نهایتا سکته‌قلبی هستند. خیلی از این عوامل خطرساز با الگوي‌ غذايي جامعه ارتباط مستقیم دارند.‌ مصرف نوشابه‌های گازدار هم، در کنار غذاهاي‌ چرب‌ و شور و طبخ‌شده با روغن‌هاي‌ جامد، بخشی از این الگوی غذایی نادرست است.

كافئين که ماده اصلی نوشابه به حساب می‌آید، ماده‌ای است که ایجاد وابستگی می‌کند. جالب این‌‌که كافئين موجود در نوشابه‌هاي گازدار نسبت به ديگر نوشيدني‌هاي حاوي كافئين مانند قهوه و چاي، با سرعت بيشتري جذب بدن مي‌شود. اضطراب، اختلال خواب، افزایش فشارخون، به هم‌خوردن ریتم طبیعی قلب، بالا‌رفتن کلسترول خون، تشدید علایم پیش‌از قاعدگی، کم‌آبی، مشکلات بارداری و . . . بعضی از عوارض مصرف زیاد کافئین است.

کافئین بسیار وابسته‌کننده است و قطع ناگهانی مصرف آن منجر به پاره‌ای عوارض جسمانی و روانی موقت می‌شود. مطالعات نشان داده کودکانی که از سن کم شروع به مصرف نوشابه می‌کنند، چنان به کافئین آن وابسته می‌شوند که در بزرگسالی به شکلی ناخواسته یک نوشابه‌خور حرفه‌ای خواهند شد.

بعضی از مواد نگهدارنده موجود در نوشابه و همچنین اسید بنزوئیک نیز از جمله موادی هستند که می‌توانند نوشابه‌خورهای حرفه‌ای را به سمت بیماری‌های صعب‌العلاج و سرطان سوق بدهند. رنگ‌هاي کارامل که در تهیه نوشابه مورد استفاده قرار می‌گیرد، برای سم‌زدایی در كبد تجمع پیدا می‌کند و این عضو حیاتی بدن برای سم‌زدایی مواد رنگی مجبور به تحمل فشار زیادی می‌شود.

با مصرف نوشابه، ميزان اسيد فسفريك خون بالا می‌رود و از آن‌جایی که كليه‌ها نمی‌توانند آن را سریعا دفع کنند، دچار یک فشار مضاعف می‌شوند. از طرف دیگر، یون‌های كلسيم که به‌دنبال مصرف نوشابه از استخوان‌ها کنده می‌شود، داخل خون جريان پیدا می‌کند و با افزایش یافتن غلظت آن، در کلیه‌ها رسوب می‌کند. این امر در بلند‌مدت باعث تشکیل سنگ‌های دستگاه ادراری می‌شود. به‌ دنبال‌ مصرف‌ نوشابه، ماده‌ سخت‌ ميناي‌ دندان‌ در اين‌ اسيد حل‌ مي‌شود و حدود 8 تا 18 درصد آن‌ همراه‌ با ادرار، یعنی از طریق کلیه‌ها، دفع‌ مي‌شود. باقيمانده‌ آن هم‌ در سياهرگ‌ها و سرخرگ‌ها، پوست‌ و ساير اعضای بدن تجمع‌ پيدا مي‌كند و به این ترتیب عملكرد كليه‌ها‌ را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

نوشابه محلولی است به شدت اسیدی. در سرتاسر لوله گوارش، تنها معده است که می‌تواند چنین اسیدیته‌ای را تحمل کند. اما برای مثال تکلیف دهان، گلو و مری چه می‌شود؟ مخاط این سه در برابر اسید به شدت حساس و آسیب‌پذیر است. به علاوه، اسيد فسفريك موجود در نوشابه به شکل رقابت با اسيد معده وارد تعامل می‌شود و اثر آن را خنثی می‌کند. به این ترتیب در عملكرد معده اختلال ایجاد می‌شود. وقتی معده کارایی خودش را از دست می‌دهد، غذاي مصرفي خوب هضم نمی‌شود و شخص دچار نفخ، دل‌درد و دیگر علایم سوء‌هاضمه می‌شود. با مصرف نوشابه، افراد دچار گاستریت یا زخم‌های گوارشی این علایم را با شدت دوچندان تجربه می‌کنند. گازهاي موجود در نوشابه معده را به شدت آزار مي‌دهد. از آن‌جایی که نوشابه بیشتر همراه با وعده‌های اصلی غذا مصرف می‌شود، حجم و فشار درون معده را زیاد می‌کند و سبب بالارفتن ديافراگم و فشار بر قلب هم مي‌شود. مصرف نوشابه‌های سرد بعد از غذا تاثیر آنزیمهای گوارشی را کم می‌کند و در جذب مواد غذایی از روده اختلال ایجاد می‌کند.

یكي ديگر از معايب مصرف نوشابه‌هاي گازدار، بروز كم‌خوني است. نوشابه ها باعث عدم جذب آهن در بدن می‌شود و به این ترتیب راه را برای ایجاد کم‌خونی هموار می‌کند. این امر به‌خصوص در گروه‌های مستعد به کم‌خونی، مانند کودکان و به‌خصوص دختران، نمود بیشتری دارند.

زنان شيرده هم جزو گروهی هستند که باید دور نوشابه را خط بکشند چون نوشابه نه ‌تنها داراي مواد مغذي نيست بلكه باعث از بين رفتن مواد مغذي در شير مادر هم مي‌شود. به اين ترتيب، شير مادر كه مي‌تواند بهترين غذا براي كودك باشد، تبديل به ماده‌ای می‌شود با ارزش غذايي كم.

نوشابه، چاقی و هزاران مشکل

چاقي و افزایش وزن یکی از جدی‌ترین تهدیدهای نوشابه‌هاي گازدار است. بخش اصلی این نوشیدنی‌ها را، همان‌طور که از نام‌شان ـ نوشابه ـ هم پیداست، آب تشکیل می‌دهد. نوشابه اگرچه فاقد ارزش غذایی است، به خاطر شیرین‌ کننده‌هایی که در ساخت آن به کار می‌رود، کالری (انرژی غذایی) بالایی دارد. به عبارت ساده‌تر، نوشابه‌های گازدار به شدت چاق‌کننده هستند. قند موجود در يک بطري نوشابه گازدار برابر با دو بسته شکلات است. ميزان قند خالص موجود در يك بطری نوشابه گاز‌دار بیش از 300 ميلي‌گرم است و همین یک بطری، 150 کالری انرژی وارد بدن می‌کند.

با مصرف هر بطري نوشابه گازدار، مقدار زيادي قند وارد بدن مي شود که اين قند به سلول هاي لوزالمعده که محل ترشح انسولين است، فشار وارد می‌کند و به این ترتيب شخص را يک قدم به ابتلا به بيماري ديابت نزديک مي‌کند. تحقيقات نشان داده افرادي که روزانه حداقل يک بطري نوشابه مصرف مي‌کنند، 83 درصد بيشتر از افرادي که در طول ماه فقط يک بطري نوشابه مصرف مي‌کنند به ديابت مبتلا مي‌شوند. بعضی از کارشناسان اسم نوشابه را گذاشته‌اند شکلات مايع!

نوشابه‌خورهای حرفه‌ای به طور متوسط روزانه 7 قاشق مرباخوري شكر از اين طريق وارد بدن خود می‌کنند.

در نوشابه‌هاي رژيمي به جاي شكر از شیرین‌کننده‌های مصنوعی، عمدتا آسپارتام، استفاده مي‌كنند كه خود این ماده، یک ماده اشتهاآور است و می‌تواند باعث سردرد، سرگيجه و كاهش حافظه شود. مصرف بیش از اندازه آسپارتام خالی از عارضه نیست. تومور مغزی، نقص عضو جنین و بروز حمله‌های صرع بعضی از این عوارض هستند.

دندان‌ها و استخوان‌های از دست رفته

مصرف‌ مداوم‌ نوشابه‌هاي‌ گازدار، به‌ علت‌ دارا بودن مقدار بالای‌ اسيد فسفريك،‌ باعث‌ پوكي‌ استخوان‌ مي‌شود. براي جذب كلسيم، بدن ما نياز به برقراری نوعی تعادل ميان میزان كلسيم و فسفر دارد. نوشابه‌ها به علت داشتن فسفر زياد، این بالانس را به هم می‌زنند و باعث کنده‌شدن کلسیم از بافت استخوانی می‌شوند. به علاوه، وقتی نوشابه وارد بدن می‌شود، بدن برای مقابله با اسیدیته بالای آن، اقدام به کندن کلسیم بیشتری از استخوان‌ها می‌کند. از این گذشته، نوشابه در جذب کلسیم از دستگاه گوارش هم اختلال ایجاد می‌کند. همه این مسایل باعث می‌شود تا تراکم استخوانی کم‌کم از دست برود. با ادامه یافتن این فرایند، مشتریان هرروزه نوشابه، در سنین میان‌سالی به بیماری ناتوان‌کننده و دردسرساز پوکی استخوان مبتلا می‌شوند. به عبارت دیگر، عادت‌های غذایی نادرست (عدم مصرف شیر و لبنیات و مصرف بیش از اندازه نوشابه) در سنين كودكى و نوجوانى زمینه‌ساز بروز این بیماری خاموش در میان‌سالی است.

در یک مطالعه، از 55 مرد خواسته شد که روزانه دو و نیم لیتر نوشابه را برای مدت 10 روز مصرف کنند. در مقابل، از 55 مرد دیگر خواسته شد که به همان میزان و طی همان مدت، شیر بخورند. بررسی‌ها در پایان آزمایش نشان داد که میزان کلسیم در بدن مردان گروه اول کاهش پیدا کرده و این کاهش به نوبه خود منجر به کاهش شدید بافت استخوانی و افزایش سرعت تخریب استخوان‌ها شده است. اما درگروه دوم، میزان کلسیم و رشد و نمو بافت استخوانی بیشتر شده بود.

آن جنبه از واقعیت که کارشناسان را بیش‌از پیش نگران می‌کند، این است که نوشابه‌ها دارند کم‌کم جایگزین نوشیدنی‌های سالمی مانند دوغ و شیر می‌شوند که در کنار دیگر فایده‌های‌شان، منابع غنی کلسیم نیز به حساب می‌آیند.

آمارها می‌گوید که هم اكنون در ايران بيش از 5 ميليون نفر به پوكي استخوان مبتلا هستند. دیگر این‌که 70 درصد از زنان ایرانی بالای 50 سال به این بیماری زمین‌گیرکننده دچارند. بد نیست بدانید که برای مثال خانمي كه هر روز يك ليوان نوشابه گازدار مصرف می‌کند، 3 برابر بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری است و اگر اين زن، ورزشكار باشد خطر پوكي استخوانش نسبت به بقيه زنان 5 برابر بيشتر است. اگرچه ورزش مانع از پوكي استخوان مي‌شود اما چون ورزشكاران به كلسيم بيشتري نياز دارند، اثرات سوءمصرف نوشابه‌هاي گازدار در آنها به مراتب بيشتر است.

دندان‌ها نیز، مانند استخوان، از چنگ‌اندازی نوشابه‌ها در امان نیستند. ناگفته پیداست که قند فراوان موجود در نوشابه براي دندان‌ها مضر است. نوشابه، علاوه بر قند، حاوي موادي است كه براي دادن طعم و رنگ به آن اضافه شده و مي‌تواند موجب فرسايش و تخريب ميناي دندان شود. به علاوه، اسيديته بالای نوشابه هم منجر به فرسايش شدید ميناي دندا‌ن می‌شود.

مینای دندان‌های شیری بیش از دندان‌های دایم آسیب‌پذیر است و در معرض نوشابه خیلی زود تخریب می‌شود. از آن‌جایی که مهمترین عامل در سخت‌شدن مینای دندان، رعایت رژیم غذایی صحیح است، مصرف مداوم نوشابه باعث می‌شود مینای دندان کودک، سختی لازم را نداشته باشد و به طور مداوم در معرض پوسیدگی قرار بگیرد.

برای همین است که توصیه می‌شود نوشابه حتما با نی مصرف شود تا تماس بين نوشابه و دندان‌ها به حداقل برسد. به علاوه، باید حتما بعد از مصرف نوشابه دهان را با آب شست تا خطر پوسيدگي دندان کاهش پیدا کند.

خطر در کمین کودکان

می‌گویند مدرسه خانه دوم بچه‌هاست. اگر این حرف را قبول کنیم، باید برای وضعیت تغذیه دانش‌آموزان در خانه دوم‌شان، مدرسه، یک نقش محوری قایل شویم و قبول کنیم که نوع غذايي كه آنها در مدرسه دريافت مي‌كنند در سلامت آنها تاثير مهمي دارد. اکثر دانش‌آموزان، نه تنها میان‌وعده، بلکه نهار خود را هم در مدرسه می‌خورند. به همین خاطر است که کارشناسان تا این حد در رابطه با وضعیت تغذیه در مدرسه حساسند و بحث بوفه‌های مدارس را با جدیت پیگیری می‌کنند.

چاقي در سنین کودکی یکی از مشکلاتی است که هم زمينه‌ساز چاقي در بزرگسالي است و هم عوارضی چون کاهش اعتماد به نفس، كاهش معاشرت، افزايش چربي و فشار خون و افزايش احتمال بروز ديابت را به همراه دارد. تحقيقات نشان داده که مصرف نوشابه اثر مستقیم بر افزايش درصد چاقي در كودكان و نوجوانان دارد. يك بررسي 2 ساله نشان داد که كودكان 12 ساله‌اي كه بطور مرتب نوشابه مصرف مي‌كنند، 6/1 برابر بيشتر در معرض ابتلا به چاقي هستند و چاقي در اين سن به احتمال زياد به چاقي در بزرگسالي منجر می‌شود.

در نقطه مقابل، كمبود وزن و سوء‌تغذیه نیز در بین دانش‌آموزان ایرانی به وفور یافت می‌شود که کاهش قدرت تمرکز و یادگیری و افت تحصیلی یکی از عوارض مستقیم آن است. باید به خاطر داشته باشیم که مصرف نوشابه در كودكان سبب بى‌ميلى آنها نسبت به غذاهاى اصلی مى‌شود.

هم چاقی و هم سوء‌تغذیه حاصل عادات تغذیه‌ای نادرست هستند و قطعا در این سنین، مصرف نوشابه‌ با جذابیت بالایی که برای کودکان دارد، یکی از رایج‌ترین و در عین‌حال، خطرناکترین این عادت‌ها به حساب می‌آید.

كوتاهي قد هم مشكل ديگري است كه رابطه مستقيمي با تغذيه نادرست دارد. قد یکی از شاخص‌هايي است كه وضعيت تغذيه‌ شخص را در بلندمدت نشان مي‌دهد. می‌شود بخشی از این کوتاهی قد را متوجه مصرف نوشابه‌ها دانست. نوجوان برای رشد قدی، نیاز به دریافت مواد غذایی، ویتامین‌ها و املاح مختلفی دارد. اما وقتی طبق آمار 14 درصد از مجموع انرژي دريافتي نوجوانان پسر و 15 درصد از كل انرژي دريافتي نوجوانان دختر از نوشابه‌هاي ‌گازدار و آب‌ميوه‌هاي آماده تامين مي‌شود، بدیهی است که مواد لازم برای رشد قدی به بدن نمی‌رسد.

نوشابه‌هاي گازدار به خاطر ميزان بالای قند و كافئين، تعادل غذايي كودك را به هم می‌زنند. دو مطالعه‌ای که اخیرا در امريكا انجام شد نشان داد که كودكان و نوجواناني كه زیاد نوشابه می‌خورند به اختلالات خواب و سردرد دچار می‌شوند. در اين مطالعه 191 نوجوان 14 تا 17 ساله به مدت 2 هفته از نظر برنامه غذایی و خواب بررسی شدند و معلوم شد گروهی كه نوشابه بیشتری مصرف کرده بود، به اختلال خواب مبتلا شده بود. در تحقيقی دیگر، كودكان 6 تا 18 سال مورد مطالعه قرار گرفتند و ثابت شد كودكاني كه هر روز یک‌ونیم ليتر نوشابه گازدار مي‌خورند، بيشتر دچار سردرد می‌شوند.

فرهنگ علیه نوشابه

نوشابه یک روزه نیامده که بخواهد یک روزه برود. مقابله با نوشابه نیاز به فرهنگ‌سازی و عرضه جانشین‌های مناسب دارد. این واقعیت که بخش بزرگی از مخاطبان و مشتریان نوشابه را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند، کار را برای متولیان بهداشت سخت می‌کند. نوشابه ظاهر فریبنده و جذابی دارد و تبلیغات آن، به‌خصوص تبلیغات تلویزیونی ‌آن، کودک و نوجوان را بی‌اختیار می‌کند و والدین را به اشتباه می‌اندازد. متاسفانه خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر كالايى مضر باشد، اجازه تبلیغ تلویزیونی نخواهد داشت.

فرهنگ‌سازی نیاز به اطلاع‌رسانی دارد اما به نظر می‌رسد که آنچه مردم از مضرات مصرف نوشابه‌هاي گازدار می‌دانند خیلی كم و نادرست است. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی و در مقام یکی از عمده‌ترین بسترهای فرهنگ‌سازی در کشور، نه تنها آگهی‌های بازرگانی شرکت‌های نوشابه‌سازی را پخش می‌کند، بلکه در برنامه‌های پزشکی و بهداشتی متعدد و پرحجم خود هم، کمتر به سراغ نوشابه و مضرات آن می‌رود. از طرف دیگر، اطلاع‌رساني صاحبان صنايع هم خیلی محدود است. از این گذشته، این فرهنگ هنوز در بین مردم ما جا نیفتاده که قبل از خرید یک ماده غذایی، برچسب اطلاعات آن را به دقت مطالعه کنند.

بعد از کودکان و نوجوانان، یکی دیگر از گروه‌هایی که سهم عمده‌ای از نوشابه‌های تولیدی را مصرف می‌کند، نهادهای دولتی هستند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه حدود 25 تا 30 درصد فروش یکی از شرکت‌های نوشابه‌سازی داخلی (معادل 150 تا 200 ميليون ليتر نوشابه در سال) به ادارات و سازمان‌هاي دولتي اختصاص پیدا می‌کند.

مصوبه شوراي عالي سلامت در مورد ممنوعيت توزيع نوشابه در ادارات و اماكن دولتي قدم بزرگی بود که در جهت مقابله با نوشابه برداشته شد. در بخشی از این مصوبه آمده است: «به منظور كاهش عوامل تهديد كننده سلامت، همه سازمانها و ادارات دولتي موظفند از توزيع نوشابه‌هاي گازدار در غذاخوري‌ها و جلسات خودداري كرده و به جاي آن در مواقع لزوم از آب، دوغ‌هاي بدون گاز و كم‌نمك و آب‌ميوه يا يك نوع ميوه استفاده كنند.»

اما به نظر می‌رسد صرف صدور بخشنامه به معنی اجرای آن نیست چراکه با گذشت ماه‌ها از تصویب این مصوبه هنوز هم در خیلی از ادارات و سازمان‌های دولتی، نوشابه توزیع می‌شود.

دكتر صفوي، مديركل دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت می‌گوید تمامي مؤسسات و شركت‌هاي دولتي بايد قانون را رعايت كنند و كساني كه تاكنون موفق به اجراي اين طرح نشده‌اند، بايد اين طرح را در اولويت كاري خود قرار بدهند. او هشدار می‌دهد که اگر يك ارگان دولتي اين بخشنامه را اجرا نكند، با آنها برخورد مي‌شود و هزينه خريد نوشابه هم روي دست آن مديري مي‌ماند كه سفارش خريد داده است.

خوشبختانه، دوغ به عنوان یک نوشیدنی سنتی ایرانی قابلیت رقابت با نوشابه و جایگزینی آن را دارد. قرار دادن ماليات براي نوشابه‌هاي گازدار، براي افزايش قيمت آن و در عوض عرضه نوشابه‌هاي سنتي مثل دوغ با قيمت مناسب، یکی دیگر از مصوبات شوراي‌عالي سلامت بوده ‌است.

کم‌کردن نمک دوغ، اضافه کردن نعناع و دیگر انواع سبزیجات برای کاهش نفخ ناشی از مصرف دوغ، از دیگر اقدامات مفید در جهت مبارزه با نوشابه بوده است. اما به نظر می‌رسد که هنوز راه زیادی باقی مانده باشد، راهی که باید به کمک متولیان بهداشت و همسویی رسانه ملی طی شود.

منبع : وب

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 7:19  توسط زاده رحمانی  | 

در ادامه انتشار خبر مربوط به کشف بقایای دیوار هخامنشی در یزد، طرح مقاله اکوتوریسم چشم انداز روشن گردشگری در استان یزد، نشر خبر مربوط به خشکیدگی زاینده رود و درج تصاویری از روستای زیل در وبلاگ اندیشه این بار تصاویر زیبا و حرفه ای را از سازمان خبرگزاری دانشجویان ایران به امانت گرفته و به خوانندگان عزیز تقدیم می کنیم. به امید آن روز که ایران به عنوان مهد تمدن و به عنوان کشوری که علیرغم همه بی مهری های صورت گرفته و تخریب میراث فرهنگی و طبیعی آن هنوز هم دارای رتبه زیر ۱۰ از لحاظ دارا بودن جاذبه های توریستی و اکوتوریستی در سطح جهان است جایگاه آن از رتبه پایین جدولی تعداد گردشگر به بالای جدول ارتقاء یابد. این طور نباشد که با این امکانات فقط  سالیانه حدود ۱۰۰۰۰۰ گردشگر خارجی داشته باشیم و کشورهای حاشیه خلیج فارس بدون هیچ پیشینه تمدنی گوی سبقت را از ما بربایند.
تخت جمشيد، پر بازديدکننده‌ترين بناي ايران

نام محلي پايتخت داريوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترين مجموعه باستاني هخامنشي در ايران است.

اين مجموعه بي‌نظير در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کيلومتري شمال شرقي شيراز قرار دارد. يونانيان و به تبع آنها اروپاييان، گاهي آن را «پرسه پليس»، «پرسَپُليس» يا «پرسپوليس» (persepolis) مي‌خوانند.

اما نام تاريخي آن که در کتيبه‌هاي کاخ‌ها ثبت شده، پارسَه (parsa) به معناي شهر مردمان پارسي است.

آثار تاريخي به جاي مانده در آن، از باشكوه‌ترين مجموعه‌هاي تاريخ ايران و جهان است. اين بنا در زمان داريوش اول از پادشاهان هخامنشي در سال 518 قبل از ميلاد به قصد ايجاد پايتختي آييني در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنيان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود 120 سال به طول انجاميد.

مجموعه تخت جمشيد به وسعتي حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است.

در ميان سنگها از هيچ گونه ملاتي استفاده نشده اما در بعضي نقاط، سنگها را با بست‌هاي آهني به نام دم چلچله‌اي به هم اتصال داده‌اند و از چفت‌هايي سربي استفاده کرده‌اند.

مجموعه تخت جمشيد شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكان‌ها،‌ ستون‌ها، ‌و دو آرامگاه سنگي است.

جمعا بيش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان‌ها و مقبره‌هاي تخت جمشيد وجود دارد كه به طرز خارق العاده‌اي هماهنگ است.

در قسمت بالاي تخت جمشيد، در دامنه كوه رحمت، دو آرامگاه وجود دارد كه آرامگاه اردشير دوم و اردشير سوم است.

تخت جمشيد حدود دويست سال محل سكونت شاهان هخامنشي بوده تا اينکه در 330 پ.م. اسكندر مقدوني (که ايرانيان او را گجسته، بنفرين، پليد و ديو خو ناميده‌اند) آن را سوزاند.

تاريخ نگاران در مورد علت اين آتش‌سوزي اتفاق راي ندارند. عده‌اي آن را ناشي از يک حادثه غير عمدي مي‌دانند، عده‌اي دليلش را آتش زدن آن به دست اسکندر ديو خو به تلافي ويراني شهر آتن (و معبد آرتيميس در آن) به دست خشايارشا مي‌دانند.

البته نظرات ديگري نيز در اين مطرح است؛ براي مثال برخي بر اين باورند که نابودي تخت جمشيد به دست اسکندر مقدوني روي نداده و حتي بر اين باورند که پاي اسکندر مقدوني هيچگاه به اين منطقه نرسيده است.

از آنچه امروز از تخت جمشيد بر جاي مانده، تنها مي‌توان تصوير مبهمي از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد.  

با اين همه مي‌توان به مدد يک نقشه تاريخي که جزئيات معماري ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکي بهره‌گيري از قوه تخيل، به اهميت و بزرگي اين کاخها پي برد.

نکته‌اي که سخت غير قابل باور مي‌نمايد، اين واقعيت است که بخش‌‌هايي از اين مجموعه عظيم و ارزشمند، هزاران سال زير خاک مدفون بوده تا اينکه در حدود 70 سال قبل کشف شد.

 
 
 
آثاري از حکاکي کاوشگران فرانسوي بر يکي از ديوارهاي تخت جمشيد در قرن 19 ميلادي
 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:13  توسط زاده رحمانی  | 

زاینده رود بی‌آب، زمین فوتبال شده است

کاهش بارش باران بسیاری از حوزه‌ها و جریان‌های آبی ایران را در معرض خشکی و نابودی قرار داده است. به ویژه جریان‌های بزرگ آبی مرکزی و جنوبی ایران، همچون زاینده‌ رود و هامون، از این بابت متحمل آسیب‌های شدیدی شده‌اند.

زاینده رود که بزرگترین جریان آبی مرکز ایران به شمار می‌رود، اینک تقریباَ خشک شده است. خشکسالی و  کاهش شدید بارش در سال‌های اخیر ا ز عوامل این ضایعه زیست محیطی و انسانی به شمار می‌روند. بنا به داده‌های رسمی، ایران در حال حاضر با بدترین خشکسالی خود در ۴۰ گذشته مواجه است. هم‌اکنون ۱۴ استان از ۳۰ استان ایران دچار خشکسالی شدید هستند.

 بر اساس اعلام رسمی مدیر عامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، میزان بارش‌ها در سال جاری نسبت به سال گذشته ‪ ۶۷ درصد کاهش یافته است. در نتیجه، میزان ورودی آب به مخازن سدهای موجوداستان اصفهان نیز بشدت کاهش نشان می‌دهد. این امر سبب شده که ورودی آب به سد زاینده رود در اصفهان که در سال گذشته یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون متر مکعب بود، امسال بیش از ۵۰ درصد کاهش یابد و از ۸۵۰ میلیون متر مکعب فراتر نرود.

آب زاینده رود تامین‌کننده نیازهای مصرفی، صنعتی و کشاورزی نزدیک به ۴ میلیون نفر از مردم اصفهان و یزد است. کاهش شدید آب این رود، سبب شده که مسئولان محلی به اولویت‌بندی‌کردن مصرف آب روی بیاورند. به گفته‌ی محمدعلی طرفه، مدیر عامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، اولویت مصرف به آب آشامیدنی و نیازهای صنعتی منطقه داده شده است. مصارف کشاورزی و محیط زیستی در اولویت‌های بعدی قرار گرفته‌اند.

غیرمکانیزه‌یا نیمه‌مکانیزه بودن بخش عمده‌ای از کشاورزی در اصفهان و یزد و نیز مدیریت غیرفنی آب کشاورزی به هدررفتن بخش قابل اعتنایی از آب زاینده رود و قنات‌های منطقه منجر می‌شود. و اینک که هم زاینده رود و هم قنات‌های اصفهان در حال خشک‌شدن هستند، پیامدهای ناشی از کمبود آب هم ابعادی مضاعف به خود گرفته است.

 

کناره‌ی زاینده رود روزی پر آب و باصفا بود، حالا اما اثری از آب و طراوات و سرسبزی باقی نمانده استBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  زاینده رود روزی پر آب و باصفا بود، حالا اما اثری از آب و طراوات و سرسبزی باقی نمانده است

ضرر و زیان کشاورزان

مظفر حاجیان، فرماندار اصفهان، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر با اشاره به اینکه بسیاری از زمین‌های کشاورزی در شهرستان‌های استان اصفهان از طریق قنات‌ها و زاینده رود آبیاری می شوند، می‌گوید: «متاسفانه در سال جاری با خشک شدن 50 درصدی آب قناتها در اصفهان، لطمه زیادی به بخش کشاورزی وارد شده است.» حاجیان میزان این خسارت را بر ۳۵۰ میلیارد ریال برآورد کرده و افزوده است: « باید فرهنگ درست مصرف کردن از آب کشاورزی در میان کشاورزان نهادینه شود. کشاورزان در این عرصه باید از آموزشهای لازم بهره مند و به سمت استفاده آب کشاورزی از طریق مکانیزه گام بردارند.»

زاینده رود، زمین بازی فوتبال!

کاهش آب در پشت سد زاینده رود سبب شده که مسئولان محلی دریچه‌های سد را ببندند، اقدامی که باعث خشک‌شدنَ مسیر پایین‌دست سد شده است.  این امر، هم به تخریب بستر رود انجامیده و هم حیات آبزیان را با مشکل مواجه کرده است. به همین دلیل در روزهای اخیر دوباره مقداری آب وارد زاینده رود شده است. معاون بهره‌برداری شرکت سهامی‌آب منطقه‌ای اصفهان در این رابطه به خبرگزاری ایرنا گفته است که جاری کردن آب در زاینده رود در حدی است که فقط در کف رودخانه افراد نتوانند " فوتبال بازی" کنند.

ایرنا در ادامه‌ی گزارش خود آورده است که رودخانه زاینده رود در محدوده استان اصفهان و به‌ویژه در داخل شهر اصفهان طی چند روز گذشته به علت بی‌آبی‌خشک شده است و آبزیانی که هنوز تلف نشده‌اند در گودال‌های آبی بستر رودخانه تجمع کرده‌اند.

ایوان‌های آبی پل‌های تاریخی در طول رودخانه زاینده رود درشهر اصفهان کاملا خشک است و آبی برای گذر از روی آنها وجود ندارد.

رود زایایی که خشک می‌شود

زاینده‌رود یکی از مهمترین منابع آب شیرین در پهنه داخلی ایران و بزرگترین رود مرکزی این کشور است. آب زاینده‌رود از دیرباز مورد بهره‌برداری اهالی استان‌های اصفهان و مرکزی بوده و در سا ل‌های اخیر در زمینه‌ی دسترسی مردم یزد به این آب نیز اقداماتی آغاز شده است. 


بر روی زاینده رود پل‌های تاریخی بسیاری از زمان صفویان و پیش‌تر از آن برجا است که جاذبه گردشگری دارد، حاشیه‌سازی این رودخانه در شهر اصفهان (اسپهان)، و بوستان‌ها و بیشه‌های پیرامون این رودخانه در فصل تابستان گردشگاه مناسبی برای اهالی شهر و گردشگران است.

زاینده رود از زردکوه واقع در رشته کوه زاگرس سرچشمه می‌‌گیرد، اما در طول مسیر رود نیز چشمه‌های متعددی آب خود را به آن سرازیر می‌کنند. نام زاینده‌رود هم از همین جا می‌آید. به منظور افزایش آب  در دوران‌های گذشته، ازجمله زمان هخامنشیان، ساسانیان، سلجوقیان و صفویان اقداماتی جهت حفر کانال صورت گرفته که نتیجه‌ی چندانی در برنداشته است. درزمان رضاشاه اولین تونل به بهره برداری رسید. تونل دوم نیز درزمان پهلوی دوم راه اندازی شد.عملیات حفر تونل سوم نیز در همین زمان آغاز شد، ولی بروز انقلاب آن را به حال رکود درآورد. بعد ازانقلاب با تاخیر بسیار زیادعملیات حفاری مجددا" آغاز شد که همچنان ادامه دارد.


 جهت آبیاری شهر اصفهان در قدیم، از نهرها‌یی بنام مادی استفاده می‌گردید. درحال حاضر برای آبیاری زمینهای کشاورزی استان اصفهان از سدهای آبیاری که بدین منظوراحداث گردیده استفاده می‌‌شود. زاینده‌رود آب آشامیدنی شهر یزد را نیز تأمین می‌کند و قرار بوده که کرمان را نیز بهره‌مند کند، اما بحران کنونی احتمالاَ این پروژه را هم از دستور کار خارج خواهد کرد. زاینده رود در انتهای مسیر خود به باتلاق گاو خونی میریزد.

( البته در خرداد ۱۳۸۰ نیز اینجانب در سفری که به اصفهان داشتم خشکی زاینده رود و بازی فوتبال بچه ها را در آن دیدم: زاده رحمانی) 

 

دهکده رویایی زیل

آفتاب: زیل نام دهکده‌ای است رویایی در اتریش با وسعتی برابر 4.5 کیلومتر طول و هزار چهارصد متر عرض و درکنار دریاچه‌ای بسیار زیبا و در ارتفاع 68 متری کوهستان اشمیتن هوخ برای گردشگران خود محیطی جذاب و دوست داشتنی فراهم کرده است.
این مکان با داشتن کلیساهای باستانی که قدمتی بیش از 5 قرن دارند،یکی از نقاط توریستی اروپا بشمار می‌آید.

 

گزارش تصویری:

 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 22:12  توسط زاده رحمانی  | 

اکثر کسانی که به نوعی با رایانه در ارتباطند با نام بیل گیتس آشنایی دارند. دانشجوی ترک تحصیل کرده ای که توانست بزرگترین غول نرم افزاری جهان را تاسیس و مدیریت و به القابی از جمله ثروتمندترین مرد دنیا دست یابد. اکنون او و محصولاتش هواداران زیادی در دنیا دارند و هر روز شاهد ورود محصول جدید از شرکت مایکروسافت به بازار که همان شرکت بیل گیتس است می باشیم. شرکتی که بی شک دارای نقش قبل توجهی در عصر کامپیوتر می باشد و با قدرت پا به هزاره سوم گذاشته است. اما بیل گیتس فردا از این شرکت خداحافظی می کند و این بهانه ای شد که وبلاگ اندیشه مطلب ذیل را جهت بهره برداری خوانندگان عزیز در خروجی خود قرار دهد. 

 

 
دانشجوی ‌ترك تحصیل كرده‌ی دانشگاه‌ هاروارد كه بزرگ‌ترین شركت نرم‌افزاری جهان را بنیان‌گذاری كرد تا چند روز دیگر به كار رسمی ‌در مایكروسافت پایان می‌دهد.

پس از كناره‌گیری بیل گیتس از مایكروسافت در 27 ماه ژوئن برابر با هفتم تیرماه، سه نفر جای خالی وی را پر خواهند كرد.

از زمانی كه گیتس روند تغییر فعالیت خود از رهبری مایكروسافت به هدایت بنیاد خیریه‌ی بیل و ملیندا گیتس را آغاز كرد سمت وی به عنوان مدیر معماری نرم‌افزار به ری اوزی واگذار شد.

"كرگ ماندی" هم وظایف مدیر پژوهش و مدیر استراتژی را از وی به ارث برده و "استیو بالمر"، همكلاسی سابق‌ بیل گیتس در دانشگاه هاروارد، مدیر اجرایی غول نرم‌افزاری شده است.

بیل گیتس پس از دو سال دانشگاه‌ هاروارد را ‌ترك كرد تا شركتی را بنیان‌گذاری كند كه به غول نرم‌افزاری جهانی مایكروسافت تبدیل شد؛ وی بعدها مدرك افتخاری از هاروارد و دانشگاه‌های دیگر دریافت كرد.

گیتس پس از بازنشستگی از مایكروسافت، رییس هیات مدیره و بزرگ‌ترین سهامدار آن باقی خواهد ماند امابه گفته‌ی تحلیلگران او همچنان بخشی از مایكروسافت بوده و عزیمت وی نمادین خواهد بود.


تصاویر دیدنی از آلبوم خانوادگی بیل گیتس در آخرین روزهای کاری
بیل گیتس ویلیام گیتس سوم (بیل گیتس) در 28 اکتبر 1955 در سیاتل (واشنتگن) متولد شد و در همان شهر در کنار والدین و دو خواهرش رشد کرد. در سالهای دبستان به کودکی تبدیل شده بود با چشمان آبی درشت، عینکی بزرگ و موهایی با فرق کج که گذشت زمان در طول این سالها هیچ تغییری در ظاهر وی ایجاد نکرده است. به طوری که هنوز هم در سن 52 سالگی و در شرایطی که هفته آینده با مایکروسافت وداع می کند با همان چشمان درشت آبی و موهایی با فرق کج و عینکی بزرگ دیده می شود.

بیل گیتس از اول جولای آینده در سن 52 سالگی و 50 میلیارد دلار پول در جیب که تقریبا معادل یک میلیارد دلار در هر سال زندگی اش است بازنشسته می شود.

بیل گیتس با محصولاتش که نخریدن آنها غیرممکن است دنیا را به زیر سلطه خود درآورد.

غول نرم افزاری دنیا در آستانه بازنشستگی عکسهایی از آلبوم خانوادگی خود را به دنیا تقدیم کرده است که شامل عکسهای کودکی، نوجوانی و اوایل جوانی در دانشگاه هاروارد می شود. درحالی که وی که هرگز نتوانست تحصیلاتش را در هاروارد به پایان برساند سال گذشته از دانشگاه هاروارد لیسانس افتخاری دریافت کرد.

بنیانگذار جنجال برانگیزترین شرکت دنیای انفورماتیک پس از بازنشسته شدن قصد دارد فعالیت خود را در بنیاد بیل و ملیندا گیتس در مبارزه با مالاریا و کشف مکانیزمهای سری سیستم ایمنی آغاز کند و در تلاش خواهد بود تا هزینه تحقیقاتی را در عرصه کشف و ایجاد یک مقاومت طبیعی در برابر انگل این بیماری مهلک تامین کند.

بیل گیتس در اول ژانویه 1994 با ملیندا فرنچ ازدواج کرد که اولین ثمره این ازدواج یک دختر به نام "جنیفر کاترین گیتس" است که در سال 1996 متولد شد. درحال حاضر بیل و ملیندا سه فرزند دارند که همگی کودک هستند و دو کودک وی هنوز دبستان را تمام نکرده اند.

در تصاویری که از آلبوم خانوادگی بیل گیتس منتشر شده پسری 9 ساله در عکسی سیاه و سفید به چشم می خورد که توانست در کنار افرادی چون لوئی پاستور، الساندر فلمینگ و ماری کوری نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کند


بیل گیتس در 9 سالگی- 1965
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس به همراه پل آلن (شریک گیتس در تاسیس مایکروسافت) 1969
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس در میان اعضای تیم فوتبال مدرسه- 1966
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس به همراه پل آلن و ژان شرلی - 1985
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گیتس در لباس سوپرمن- 1994
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گیتس در میان برندگان مسابقه ای که مایکروسافت حامی مالی آن بود- 1995
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس در میان هوادارانش در چین- 1995
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس و همسرش ملیندا در یک برنامه خیریه- 1994
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کارت ویزیت گیتس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیل گیتس در سالهای جوانی (تصویروسط )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خانواده مایکروسافت از چپ به راست: بیل گیتس، کریج ماندی، ری اوزی و استیو بالمر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیل گیتس از سال 1995 تا سال 2006 به عنوان ثروتمند ترین مرد دنیا انتخاب می شد و تنها در سال 2007 است که این عنوان را به "کارلوس اسلیم" که ثروتش بالغ بر 8/67 میلیارد دلار است واگذار کرد. کارلوس اسلیم بانفوذترین فرد در شبکه های مخابراتی مکزیک و رئیس گروه "آمریکا مووبل" است.درحال حاضر ثروت امپراتور دنیای نرم افزار به 2/59 میلیارد دلار می رسد.

منبع عكسها :خبرگزاري مهر



منبع خبر : وين بتا

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 20:36  توسط زاده رحمانی  | 

 

امروز روز مادر است. چه واژه زیبایی است مادر! بچه که بودیم وقتی عقب یه کامیون یا جای دیگه می خوندیم "رفیق بی کلک مادر" شاید معنی این جمله را درک نمی کردیم. اما امروز که وارد متن زندگی و هیاهوی شهری شده ایم و با هزار جور افراد رنگ و وارنگ سر و کار داریم  معنی این جمله را خوب درک می کنیم.

بله امروز روز مادر است و افسوس و هزار افسوس که مادرم در میان ما نیست. در غروب غم انگیز هفتم تیرماه ۱۳۸۰ بود که خورشید عمر او غروب کرد. پس از ماه ها مبارزه با بیماری سرطان و تحمل غربت بیمارستان های یزد و اصفهان در حالی که فقط ۴دهه در این دنیا زندگی کرده بود تسلیم این بیماری جانکاه شد.

او مادری بود که رنج و سختی زندگی در یک روستای دورافتاده را تحمل ولی خم به ابرو نمی آورد. وقتی یادم میاد که می گفت در فصل زمستان برا شستن لباسهاتون مجبور بودم لایه یخ روی استخر را بشکنم ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه می زنه و بدتر از هرچیز اینکه تازه وقتی به مرحله ای از زندگی رسیده بودم که می تونستم ذره ای از زحماتش را جبران کنم در کمال ناباوری و افسوس از این دنیا رخت بر بست!

امروز که روز مادر است و دیگران با تهیه هدیه با شاخ گل به دیدن مادر خود می روند من هم شاخ گلی تهیه می کنم و روی مزار مادرم آنجایی که نوشته شده مادر بخدا ماه در این خانه تو بودی می گذارم و با خود این شعر مهدی سهیلی را زمزمه می کنم:

 

باز آمدم بپرسش حال تو اي اميد

اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست

باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو

اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست

***

باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق

وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم

مادر! غم تو همنفسم شد بجاي تو

با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟

***

جان پسر فداي تو، اي مادر عزيز

كي داني از فراق ، چها بر پسر گذشت؟

هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيده

با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت

***

غمخانه است سينه ي من در فراق تو

   آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست

آگه نبودم از غم بي مادري، ولي ـــ

مرگت پيام داد كه: بي مادري بلاست

***

رفتي ز دست ما و نماند از براي ما

غير از غمي ، شكسته دلي، جان خسته اي

تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي ـــ

داند خدا كه پشت پسر را شكسته اي

***

مادر! بخواب خوش ، كه زيادم نميروي

جانم فداي تو ، منزل مباركت

مادر بخواب، كعبه ي من خاك كوي تست

قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:45  توسط زاده رحمانی  | 

 
          

 جنجال بر سر خيانت بني‌صدر، پس از 27 سال

چندي پيش به مناسبت سالروز آزادي خرمشهر، علي شمخاني وزير سابق دفاع با حضور در يکي از برنامه‌هاي تلويزيوني به تبين آثار و نتايج اين حادثه مهم دوران دفاع مقدس پرداخت و در ضمن پاسخگويي به يکي از پرسش‌هاي مجري برنامه درباره نقش بني‌صدر در سالهاي آغازين جنگ تحميلي، اتهام خيانت اولين رئيس جمهور اسلامي ايران در جايگاه فرماندهي کل قوا را مورد تشکيک قرار داد. وي در ارائه چنين نظري تنها نبود؛ بلکه چندي پيشتر رحيم صفوي فرمانده سابق کل سپاه پاسداران نيز در سخناني مشابه چنين مطالبي را گفته بود. بعد از انتشار اين سخنان، دوباره بحث ضعف و خيانت ابوالحسن بني‌صدر در مطبوعات و محافل سياسي مطرح شد و به‌ويژه برخي چهره‌هاي شاخص عرصه رسانه، اقدام به نگارش مطالبي انتقادآميز از دو فرمانده سابق نظامي کردند.
اين اتفاق نشان داد که عليرغم گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، در بين دوستداران نظام هم تحليل يکساني در مورد وقايع و تحولات اين برهه از تاريخ معاصر ايران وجود ندارد و اين دشواري کار متوليان تاريخ را در تبيين درست رويدادهاي انقلاب اسلامي براي نسل سومي که تنها به واسطه شنيده‌ها و نوشته‌ها با انقلاب ارتباط برقرار کرده‌اند، دو چندان مي‌کند.
در گزارشي که از نظر مخاطبان گرامي خواهد گذشت، نگارنده بر آن است تا با مراجعه به برخي از اسناد و مدارک، سيري گذرا از زندگي و اقدامات سيد ابوالحسن بني‌صدر تا مقطع عزل وي از رياست جمهوري ارائه دهد و قضاوت را به خوانندگان واگذار کند.

آخوندزاده‌اي در فضاي ضدآخوندي
ابوالحسن بني‌صدر متولد دوم فروردين 1312 در باغچه از توابع همدان دوران تحصيل خود را در همدان و تهران گذراند و دوران طفوليت را تا اخذ ديپلم متوسطه در اين شهر سپري ساخت. بني‌صدر عليرغم اينکه در خانواده‌اي روحاني بزرگ شده بود و پدرش از جمله روحانيون معروف همدان بود؛ اما به گفته خودش جو موجود خانواده‌اش فضاي ضد آخوندي تمام عياري داشت. (درس تجربه، ص 43)
اين نگاه منفي و بيم داشتن از اجبار پدر براي يادگيري دروس حوزوي باعث شد که وي در عرصه فراگيري علوم جديد از خود تقلايي نشان دهد. در کنار اين، از مسائل سياسي هم غافل نبود و کم و بيش در جريان وقايع و رويدادهاي روز قرار مي‌گرفت. بني‌صدر علاقمند تحصيل در رشته حقوق دانشگاه تهران بود، اما به دليل نمره صفر گرفتن در زبان خارجه، نتوانست در كنكور شرکت کند و ناگزير به تحصيل در دانشكده معقول و منقول شد. در دوران دانشجويي ابتدا به حزب «زحمتكشان» مظفر بقايي تمايل يافت، اما در جريان كودتاي آمريكايي 28 مرداد، جذب جبهه ملي شد. (درس تجربه،ص 57)
ابوالحسن بني‌صدر پس از گرفتن ليسانس، كار خود را در مؤسسه تحقيقات علوم اجتماعي احسان نراقي آغاز كرد. او در همين ايام با دختر همسايه دوران نوجواني‌اش در همدان ازدواج کرد.

از جبهه ملي تا پيوند با انقلابيون
در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت دو بار بازداشت شد و مدت كوتاهي را در زندان گذراند. ابوالحسن بني‌صدر پس از سركوب قيام 15 خرداد 42 و منحل شدن جبهه ملي دوم، به فرانسه رفت و در آنجا به همراه برخي، فعاليت‌هاي خود را تحت عنوان جبهه ملي سوم پي گرفت، اما طولي نكشيد كه اختلافات شديدي با كنفدراسيون دانشجويان خارج كشور پيدا كردند و بر اثر بروز اين درگيري‌ها، ابتدا جبهه ملي سوم و در پي آن كنفدراسيون متلاشي شد. در سالهاي اوليه دهه پنجاه، آقاي بني‌صدر كه سالها از فعاليت‌هاي سياسي دور افتاده بود و در فرانسه زندگي مي‌كرد و بعضاً به اتفاق دكتر نقي‌زاده در انگليس گاهنامه «خبرنامه جبهه ملي» را منتشر مي‌ساخت، به اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا نزديك شد. با نزديك شدن به يك تشكل اسلامي دانشجويي، دور تازه‌اي در حيات سياسي بني‌صدر آغاز شد.
زماني که حرکت انقلابي مردم ايران شدت گرفت، روابط بني‌صدر نيز با انقلابيون و پيروان امام نزديکتر شد، به ويژه اينکه در جريان زنداني شدن آيات طالقاني و منتظري و شهادت آيت‌الله سعيدي، برخي از مبارزين از جمله محمد منتظري، محمد غرضي، محمدعلي هادي که آن هنگام در فرانسه حضور داشتند و در کليساي «سن مري» اعتصاب غذا کرده بودند، نقش فعالي پيدا کرد و به همراه سلامتيان، سودابه سديفي و احمد غضنفرپور، جنبه‌هاي مثبت اين حرکت اعتراضي را براي فرانسويان و فعالان حقوق بشر تشريح کرد.
آن موقع صادق قطب‌زاده به خاطر روابط گسترده در عرصه رسانه، در پاريس معروفيتي پيدا کرده بود و با مبارزين انقلاب و چهره‌هاي ملي و مذهبي ارتباط خوبي داشت، اما هم بني‌صدر و هم قطب زاده تاب همکاري و تحمل يکديگر را نداشتند و آن يکي، ديگري را به صفت کيش شخصيتي متهم مي‌کرد و اين ماجرا تا زمان انقلاب اسلامي و حوادث بعد از استفرار نظام هم ادامه پيدا کرد.

بني‌صدر و ورود امام به پاريس
اين اختلافات همچنان باقي بود تا اينکه خبر رسيد امام قصد سفر به فرانسه را دارد. اين مسئله باعث اختلاف نظر ميان نيروهاي انقلابي مقيم پاريس شد. بني‌صدر با آمدن امام به پاريس به دلايل زير مخالف بود:
اول اينکه مي‌گفت، ايشان يك مرجع تقليد هستند و اگر بيايند در يك كشور غربي، در بين مذهبيون ايراني و منطقه جنبه خوبي پيدا نخواهند كرد.
دوم اينكه او نمي‌خواست امام شاهد اختلافات موجود ميان روشنفکران و نيروهاي ملي و مذهبي باشد و اصرار داشت که امام براي اقامت، سوريه را انتخاب کند (هجرت امام از نجف به پاريس به روايت غضنفر‌پور، خبرگزاري فارس، 22/11/85)
سرانجام امام تصميم گرفتند به پاريس سفر کنند و در زمان اقامت ايشان در فرانسه، ارتباط برخي از انقلابيون و روشنفکران از جمله بني‌صدر با امام بيشتر شد.


پس از پيروزي انقلاب
همزمان با بازگشت امام به ايران در 12 بهمن، وي از جمله كساني بود كه در اين سفر با ايشان همراه بود. در آن زمان وي چهره‌اي ناشناخته براي مردم بود، اما بعد از گذشت سه روز از ورودش به ايران، سلسله سخنراني‌هايي در دانشگاه صنعتي شريف داشت كه ده روز به طول انجاميد. از اين پس بسياري او را در لباس يك روشنفكر ديني كه سعي دارد با استفاده از مفاهيم و مضامين قرآني و اسلامي پيوندي با دنياي متمدن غرب برقرار كند، مي‌شناختند.
 
نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است.
 
عامل ديگر كه در نقش بستن بهتر اين ذهينت مؤثر بود، مناظره بني‌صدر با بابك زهرايي از رهبران گروهي مائوئيستي موسوم به كارگران انقلابي بود كه چهره موفقي از او به نمايش گذاشت. كم‌كم زمينه عضويت او در شوراي انقلاب مطرح شد و با قطعي شدن اين موضوع، از اين پس در بيشتر روزنامه‌ها، عكس و خبر او درج مي‌شد.
وي در اين دوران براي بسياري به عنوان كسي كه ظاهرا براي مشكلات، راه حلي ايدئولوژيك و مبتني بر اسلام انديشيده، مطرح بود؛ خصوصا اينكه در آن زمان وي مقالات و كتاب‌هاي زيادي را در اين زمينه تأليف كرده بود، مانند اقتصاد توحيد، كيش شخصيت، صد مقاله پيرامون جمهوري اسلامي و…

پيش به سوي رياست جمهوري
وي در اين مقطع يكي از منتقدان تند و تيز كابينه دولت موقت هم بود و در ساختار اقتصادي از جمله مدافعان سرسخت ملي شدن بانك‌ها و اقتصاد بدون بهره بود. از طرفي ديگر تجربه حضور در وزارت اقتصاد و دارايي و امور خارجه را هم داشت. همه اين عوامل باعث شد كه او به عنوان يكي از چهره‌هاي مطرح براي انتخابات اولين دوره رياست جمهوري شناخته شود؛ به ويژه آنكه وي قبل از مطرح شدن اين فكر، روزنامه «انقلاب اسلامي» را ـ با اين هدف كه صرفا در خدمت انقلاب ايران باشد ـ تأسيس و راه‌اندازي كرد كه عملا اين نشريه به سخنگوي تبليغاتي وي در انتخابات و دوران رياست جمهوريش تبديل شد.
در تاريخ 4/10/58 كيهان در گمانه‌زني‌هاي خود در مورد كانديداهاي احتمالي از بني‌صدر، قطب‌زاده، بازرگان و غلامحسين صديق (از نيروهاي جبهه ملي) به عنوان داوطلبان شركت در انتخابات رياست جمهوري نام برد.
از اين پس گروه‌هاي سياسي وارد ميدان رقابت شدند و با انتشار بيانيه‌هايي، نامزد منتخب خود را به مردم معرفي و ضمن برشمردن اوصاف و شايستگي‌هاي او، خواستار حمايت مردم از نامزد موردنظرشان براي پيروزي در انتخابات شدند.
ابوالحسن بني‌صدر وزير اقتصاد و دارايي نيز در همين ايام به صورت تلويحي اعلام كرد كه ظرف چند روز آينده، رسماً دست به فعاليت انتخاباتي خواهد زد.
 
مدافعان بني‌صدر
از صادق خلخالي كه يكي از نامزدهاي اوليه رياست جمهوري بود، در تاريخ 6/10/58 خبري عجيب منتشر شد. وي در گفت‌گو با «كيهان» گفت: براي نشان دادن اتحاد و هماهنگي و جلوگيري از هرگونه توطئه، اينجانب به نفع جناب آقاي بني‌صدر كناره‌گيري مي‌كنم و به همه افرادي كه به اينجانب لطف و مرحمت دارند، عرض مي‌كنم كه با قاطعيت راي خود را به جناب بني‌صدر بدهند. شوراي مركزي ستاد فدائيان اسلام نيز به پيروي از خلخالي از بني‌صدر حمايت كرد.
در 9/10/58 خبر رسيد كه سيد احمد مدني و ابوالحسن بني‌صدر هر دو ستاد انتخاباتي به راه‌انداخته‌اند.
ستاد انتخاباتي بني‌صدر که به صورت دفتري براي هماهنگي شروع به كار كرد (10/10/58) با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد: بدون پرداختن توهين به ديگر نامزدها تنها برنامه‌ها و اصول و عقايد و نظرات و شخصيت‌ بني‌صدر را به همگان معرفي مي‌كنيم.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم پس از چند نشست ابوالحسن بني‌صدر را كانديداي رياست جمهوري اعلام كرد.
البته بعدها مشخص شد كه اين توافق اوليه بوده و بخشي از جامعه مدرسين با اين نظر موافق بوده‌اند و بالاخره پس از رايزني‌هاي فراوان، از نظر اول خود عدول كرده و به نامزدي جلال الدين فارسي ابراز تمايل كردند.
بازار شعارهاي انتخاباتي داغ شد و بني‌صدر مهمترين برنامه‌هاي خود را وحدت ملي، بازسازي اقتصاد، امنيت و معنويت برشمرد.


جامعه روحانيت مبارز در 12/10/58 بني‌صدر را كانديداي مورد حمايت خود معرفي كرد و در بيانيه‌اي دلايل خود را براي حمايت از اين نامزد اين‌گونه برشمرد:
1-رئيس‌جمهور بايد در برابر تمام مواد قانون اساسي جمهوري اسلامي خاضع و در اجراي آن ملتزم باشد.
2- انقلاب اسلامي ايران مكتبي است و طرز تفكر رئيس‌جمهور بايد مكتبي باشد.
3- مراعات ضوابط اسلامي را در انتخاب همكاران خود ملتزم باشد
4- از هرگونه گرايش كه با روح اسلام سازگار نيست، مبري باشد.
5- در برابر اعمال تخريبي تبهكاران و دشمنان انقلاب اسلامي كه به امنيت و تماميت ارضي ايران لطمه وارد مي‌كنند داراي موضع باشد.
6- از اعمال روش‌هاي مستبدانه در برابر نمايندگان ملت به دور و از رهنمودهاي امام امت الهام بگيرد.

اين مسئله نشان مي‌داد كه جامعه روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي اختلافاتي دارد و از اين رو بود كه از نامزدي بني‌صدر حمايت مي‌كند. در اين ميان، آيت‌الله مهدوي كني دبير كل جامعه روحانيت مبارز نسبت به اين انتخاب نظر خوشي نداشت و به حسن حبيبي ديگر نامزد انتخاباتي تمايل داشت و او را براي رياست جمهوري فرد صالحي مي‌دانست. اما با اين وصف، نظر او در اقليت قرار داشت و البته مخالفت‌هاي خود را با بني‌صدر بروز نمي‌داد.
صادق خلخالي از اولين كساني بود كه آمادگي خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري اعلام كرده بود، اما مدتي بعد به نفع بني‌صدر كنار رفت. اما با فاصله‌اندكي در يك اظهار نظر رسمي گفت: در وضع فعلي كه هرج و مرج مصنوعي به وسيله ايادي خودفروخته و وابسته به ايالالات متحده آمريكا و صهيونيسم بين‌المللي در كشور هر روز گسترش مي‌يابد، با توجه به قاطعيت فوق‌العاده‌ مجددا كانديداتوري خود را اعلام مي‌كنم.

در همين روز خلخالي بار ديگر تغيير موضع داد و در مصاحبه با «كيهان» گفت: من هيچ كس را در مقابل خودم براي احراز اين پست قبول ندارم، ولي به حكم اجبار بني‌صدر را مورد تاييد قرار مي‌دهم و به احتمال 90 درصد بني‌صدر رئيس‌جمهور خواهد شد؛ ليكن مدت زيادي در اين پست دوام نخواهد يافت؛ چرا كه يك صدم قاطعيت مرا ندارد.
در 25/10/58 احتمال كناره‌گيري فارسي به خاطر شبهه قانون اساسي و ايراني الاصل نبودن او مطرح شد. اين مسئله حزب جمهوري را با وضعيت دشواري مواجه ساخت. از طرفي مي‌ديدند كه رقيب اصلي انتخاباتي آنان يعني ابوالحسن بني‌صدر از حمايت گسترده برخوردار است و از سوي ديگر فكر نمي‌كردند بتوانند جايگزين مناسبي را براي فارسي انتخاب كنند.
با كنار رفتن جلال الدين فارسي، شانس دكتر حسن حبيبي افزايش يافت و جامعه مدرسين حوزه علميه قم و صدوقي و مدني از او حمايت كردند.

اولين رئيس‌جمهور ايران انتخاب شد
بالاخره در 5/11/58 اولين دوره انتخابات رياست جمهوري برگزار شد و مردم براي انتخاب رئيس قوه مجريه پاي صندوق‌هاي راي رفتند. بعد از پايان راي‌گيري شمارش آرا چند روز به طول انجاميد و در نهايت آخرين نتايج به شرح زير اعلام شد:
سيد ابوالحسن بني‌صدر 10.709.330
سيد احمد مدني 2.224.554
حسن ابراهيم حبيبي 674.859
داريوش فروهر 133.478
سيد صادق طباطبايي 114.776
كاظم سامي 89.270
صادق قطب زاده 48.547
بقيه كانديداها 2.110
 
محتشمي، بني صدر، امام و اوريانا فالاچي
 
 
دفتر هماهنگي‌هاي مردم و رئيس‌جمهوري
با انتخاب بني‌صدر، فضاي تأسف‌باري بر اردوي نيروهاي خط امام آن دوره حاكم شد. نگراني‌ها وقتي دوچندان شد كه ديدند بني‌صدر با راه‌اندازي نهادي موسوم به «دفتر هماهنگي‌هاي رئيس‌جمهوري»، قصد تسخير مجلس را نيز دارد. بنابراين رقابت‌ها از نو آغاز شد و كدورتي كه بين جامعه روحانيت مبارز و حزب جمهوري در آستانه انتخابات رياست جمهوري به وجود آمده بود، به سرع برطرف شد و نيروهاي سياسي مجددا صف‌آرايي كردند.
در آستانه برگزاري نخستين دوره انتخابات مجلس، گروه‌هاي سياسي با شور و هيجان وارد عرصه شدند و از همان ابتدا مشخص بود که رقابت اصلي ميان حزب جمهوري اسلامي و دفتر همکاري‌هاي مردم با رئيس‌جمهور خواهد بود.
بني‌صدر بعد از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري به منظور تجديد اين موفقيت، اقدامات چندي را براي جلب توجه مردم و كسب آراي آنان براي انتخابات و راهيابي نامزدهاي مورد حمايت خود به مجلس آغاز كرد که تاسيس دفتر همكاري‌هاي مردم با رئيس‌جمهوري از جمله اين اقدامات بود.

اين نهاد در شهرستان‌هاي مهم كشور شعبه داشت؛ اما از همان ابتدا مشخص بود كه رقابت اصلي ميان گروه‌ها در تهران صورت مي‌گيرد و جريان‌هاي سياسي همه تلاش خود را براي كسب موفقيت بيشتر در انتخابات تهران به كار خواهند بست.
«دفتر همكاري‌هاي مردم با رئيس‌جمهور» براي تاثيرگذاري بيشتر و نشان دادن اختلاف بين اعضاي جامعه روحانيت مبارز، از نامزدي علي‌اصغر مرواريد عضو اين تشكل روحاني حمايت كرد. مرواريد در آستانه انتخابات مخالفت خود را با ائتلاف حزب جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز اعلام كرده و موجبات رنجش اعضاي حزب را فراهم آورده بود كه بعدها اين مسئله زمينه‌اي براي منازعات قلمي ميان مرواريد و حزب جمهوري اسلامي شد.

محمد مبلغي، حسن ابراهيم حبيبي، نجفقلي حبيبي، محمد جواد حجتي كرماني، مهدي شاه‌آبادي و فخرالدين حجازي نيز از جمله نامزدهايي بودند كه مشتركا مورد حمايت حزب جمهوري و دفتر همكاري‌ها قرار گرفتند و در كنار اينها علي گلزاده غفوري، طاهره صفارزاده، محمد مهدس جعفري، فتح‌الله بني‌صدر و محمدرضا پسنديده از جمله چهره‌هايي بودند كه تشكل مورد حمايت بني‌صدر از آنها براي راهيابي به مجلس حمايت کرد.

به هر حال، انتخابات برگزار و حزب جمهوري اسلامي در تهران و ديگر شهرستان‌ها موفق به كسب اكثريت آرا شده بود. اين مساله نارضايتي رئيس‌جمهور و سازمان مجاهدين خلق و ملي‌گراها را در پي داشت. روزنامه انقلاب اسلامي ارگان دفتر همكاري‌هاي مردم با رييس جمهور در روز 25 اسفند فهرستي از آنچه آن را «تقلبات انتخاباتي»ناميده بود منتشر كرد. اين روزنامه مدعي شده بود كه اين تقلبات را بني‌صدر شخصا مشاهده كرده يا مردم به او گزارش داده بودند.

البته اين انتقادات به حدي نبود كه سلامت انتخابات را به خطر اندازد و به همين خاطر، سرانجام بني‌صدر مجبور شد اذعان كند، در جريان برگزاري انتخابات اولين دوره مجلس ميزان تقلبات و تخلفات چشمگير نبوده است.
از مسائل بحث برانگيز روزهاي آغازين اولين دوره مجلس شورا، بحث تصويب اعتبارنامه‌ها از جمله بررسي صلاحيت حسن آيت از حزب جمهوري اسلامي و احمد سلامتيان از ياران و دوستان بني‌صدر بود. براساس گزارش‌هاي رسيده، در مورد هر دو نماينده ابهاماتي وجود داشت كه بايد روشن مي‌شد و از سوي ديگر نگاه جناحي و گروهي نيز مسئله را حساس مي‌كرد.

سلامتيان نماينده منتخب مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي بود كه هماهنگي‌هاي موثري با ابوالحسن بني‌صدر داشت و برخي از موضع‌گيري‌هاي او در مورد مسائل سياسي، خشم نيروهاي خط امامي را برانگيخته بود و احتمال اين مي‌رفت كه با توجه به اين سوابق، اعتبارنامه وي توسط نمايندگان رد شود؛ اما با وجود اينكه اكثريت نمايندگان مجلس جزو نامزدهاي پيشنهادي حزب جمهوري اسلامي، يعني جريان اكثريت مجلس بودند، اين اتفاق روي نداد.
در مورد حسن آيت نيز مسائلي وجود داشت. انتقادهاي تند و تيز او عليه بني‌صدر و همكارانش، از وي چهره‌اي آشتي‌ناپذير با رئيس‌جمهور وقت ساخته بود و تمام تلاش دوستان بني‌صدر بر اين بود كه از همه امكانات براي رد اعتبارنامه او استفاده كنند و حتي در گزارش‌هايي كه عليه وي منتشر كردند، اشاره‌اي به سوابق همكاري او با مظفر بقايي كرماني و حزب «زحمتكشان ايران» داشتند.
با اين وصف، حسن آيت در مقام دفاع از خود پرفروغ ظاهر شد و توانست آراي لازم را براي تصويب اعتبارنامه خود از مجلس بگيرد.
                                                                                                      فتاح غلامی - تابناک
 
 و اما در ادامه بد نیست این مطلب را نیز بخوانید
 
روایت لحظه به لحظه از بزرگترین فرار سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی

خلبان معزی چگونه بنی صدر را از کشور خارج کرد؟

                                                  


سید ابوالحسن بنی صدر ، که با شعار" بنی صدر صد در صد" در انتخابات ریاست جمهوری با بیش از 10 میلیون رأی به پیروزی رسیده بود ، در روز بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ، فقط یک رأی موافق برای ابقا گرفت و بدین ترتیب عالی ترین سمت اجرایی کشور را از دست داد.

درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران ، تا کنون بسیار گفته شده است ، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است ، در
سایت خود ، روایت دقیقی از مراحل این نقشه ، نحوه خروج ، اتفاقات حین پرواز و عبور از مرزهای هوایی و فرود در پاریس داده است که در زیر می آید.
خلبان بهروز مدرسی ، اینک بازنشسته شده و در حال نگارش خاطرات سال ها پرواز است.

سرهنگ بهزاد معزي كي بود ؟

سال 1350 وقتي من به نيروي هوايي پيوستم يك سالي مي شد كه سرهنگ خلبان بهزاد معزي از تهران به شيراز منتقل شده بود .

او از بدو ورود به عنوان فرمانده گردان پرواز هواپيماهاي سي - 130 در پايگاه هفتم ترابري منصوب شده بود. آن گونه كه بچه هاي قديمي آن دوره و بعد ها خود من شاهد اش بودم ، افسري منظم سخت گير و با سواد بود .

سرهنگ معزی ، خلبان مخصوص شاه که نقشه فرار بنی صدر را کشیدفرماندهي كه صداي خنده او را به ندرت مي شد شنيد. و در هنگام عصبانيت عادت به جويدن سبيل هاي كم پشت بورش داشت . او سپس براي طي دوره فرماندهي ستاد به كشور آمريكا اعزام مي شود . و در سال 1352 به ايران برگشته و در ستاد كل نيروي هوايي در مقام معاونت عمليات در بخش " يكنواختي " مشغول به خدمت مي شود و از آن جايي كه رسته اصلي او خلباني بود ، طي هماهنگي هاي صورت گرفته او سه روز در هفته به پايگاه يكم ترابري مي آمد و با هواپيماهاي سي -130 به پرواز و يا ماموريت مي رفت .

شايان ذكر است در آن ايام فرمانده عمليات ستاد كل نيروي هوايي تيمسار آذربرزين و فرماندهي پايگاه يكم ترابري به عهده تيمسار اميرفضلي بود .

در آن روزگار هر خلباني مجاز به پرواز با شخصيت هاي طراز اول مملكتي و يا با خانواده سلطنتي نبود . فقط تعدادي معين از افسران با تجربه و تعين صلاحيت شده به عنوان كروي ( V.I.P ) مشخص شده بودند كه بهزاد معزي از آن جمله بود .

در اندك زماني كوتاه او به دربار سلطنتي راه يافته و در مقام خلبان مخصوص اعليحضرت به انجام وظيفه مي پرداخت .
سرهنگ معزي بارها در همان روزگار براي خريد هواپيما به عنوان كارشناس مطلع به كشورهاي اروپايي سفر مي كرد . سلامت نفس و رشوه نپذيري او در انجام معاملات زبانزد بود . با خريد هواپيماهاي بوئينگ سوخت رسان 707 او به عنوان فرمانده گردان و در ادامه به عنوان معلم خلبان به فعاليت پرداخت .
در همين ايام بود كه محمدرضا شاه يك فروند بوئينگ اختصاصي به نام شاهين خريداري نمود .
با همين هواپيما بود كه بعد از قيام مردمي بر عليه خاندان سلطنتي ، در تاريخ 26 دي ماه سال 57 محمد رضا شاه را به همراه خانواده اش به مصر سپس مراكش منتقل نمود.

بعد از مدتي با هواپيماي شاهين به ايران بازگشت . بازگشت غير مترقبه سرهنگ بهزادمعزي با هواپيماي شاهين به كشور از او چهره اي قهرمان و متعهد به انقلاب ساخته شد . همه به چشم ديگري به او مي نگريستند. خوب يادمه كه اوايل جنگ بود و همانند ساير بخش هاي اجتماعي در پايگاه هم نيروهاي مومن و انقلابي انجمن هاي اسلامي تشكيل داده بودند كه سرهنگ معزي گل سرسبد آن ها محسوب مي شد .
بدبين ترين افراد هم هرگز تصور نمي كردند كه اين افراد هم ممكن است روزي اغفال شوند . يا به دليل اعتقادات و گرايشات پنهانشان روزي به كشور ضربه اي بزنند .

اگر آن روزي كه يكي از خلبانان سي -130 به نام سروان " موگويي " به دليل گرايشات ضد حكومتي خود از جمع همين افراد وابسته به انجمن اسلامي پايگاه ، ايران را به قصد يكي از كشورهاي اروپايي ترك كرد ، قضيه كالبد شكافي دقيق مي شد و اين عمل او زنگ خطري براي مقامات عالي رتبه پايگاه و برادران حفاظت يا عقيدتي سياسي تلقي مي شد، هرگز اين چنين كشور شوكه نمي گرديد و امثال رجوي سركرده منافقين كه دستش به خون افراد بيشماري آلوده بود با حمايت و خيانت مشتي وطن فروش از كشور به اين راحتي خارج نمي شد .

با روي كار آمدن بني صدر و متعاقب آن حمله ناجوانمردانه عراق به سرزمين ما كشور در شرايط بحراني به سر مي برد .

درگيري مردم در دفاع از آب و خاكشان و به طبع آن سرگرم بودن مسئولان به امور برنامه ريزي تداركات و سازماندهي جبهه هاي جنگ ، بهترين فرصت براي عرض اندام نمودن گروهك هاي ضد مردمي به وجود آمده بود .

خوب يادمه بيشترين ترور ها در همين ايام صورت مي گرفت . راستش رو بخواهيد به دليل رعايت اصول بي طرفي در اين گزارش ، دقيقآ نمي دانم علت اختلاف بني صدر كه در آن هنگام علاوه بر رئيس جمهوري ، فرماندهي كل قوا هم به او تنفيذ شده بود ، با فرماندهان سپاه پاسداران و نيروهاي وفادار به نظام بر سر چي بود . بنی صدر
فقط اين رو مي دونم نزديكي و حمايت بني صدر از رجوي باعث رنجش افراد مومن و حزب اللهي شده بود . به طوري كه زمزمه هاي سلب مصونيت سياسي او در جامعه به گوش مي رسيد . كار به جايي رسيد كه امام خميني ( ره ) با عزل او موافقت فرمودند و مجلس شوراي اسلامي او را از مقام رياست جمهوري خلع يد نمودد .

ماجراي فرار بني صدر و رجوي

كشور در اين هنگام به اوج نا امني رسيده بود . عده اي به طرفداري بني صدر و عده اي به مخالفت او قد علم كرده بودند .

فشار به جبهه هاي جنگ هر روز بيشتر مي شد . در مناطق جنگي برخي از شكست ها رو به حساب خيانت بني صدر قلمداد مي كردند . به عبارت صحيح تر اوج تفرقه و دو دستگي بر ايران سايه افكنده بود . با تسلط سپاه پاسداران و نيروهاي بسيجي بر اوضاع داخلي بني صدر فراري شده و هيچ نشاني از محل سكونت او نبود .
همان طور كه گفتم اين تفرقه و دو دستگي بهترين فرصت رو براي توطئه گران بوجود آورده بود . در اون زمان هنوز ارتش پاكسازي نشده بود . و نيروهاي آشوب گر و جنايت كار هم فعاليت هاي خود را به شكل زيرزميني و با رخنه به سازمان هاي حساس ادامه مي دادند .

در اين اوضاع و احوال بود كه بزرگترين نقشه فرار طرح و به مورد اجرا در آمد . سرهنگ بهزاد معزي كه روزگاري با در بار شاهنشاهي مراوده داشت و عالي ترين مقامات ارشد رژيم شاهنشاهي همچون اسداالله علم ( وزير دربار ) ، ارتشبد طوفانيان ( مسئول خريد و قراردادهاي كلان تسليحات نظامي ) و ....با او پرواز و نشست برخاست مي نمودند ، به خاطر مراجعت از مراكش و اطمينان بيش از حد به او كارگردان اين نمايش گرديد .

ارتباط سرهنگ معزي با سازمان منافقين

دقيقآ هيچ كس نمي داند ارتباط سرهنگ خلبان بهزاد معزي با سازمان تروريستي منافقين از كي و به چه شكلي بوده است .
شايد هم براي نهاد هاي امنيتي كشور مشخص است . ولي من نمي دانم .

سئوال اساسي اين است كه چگونه او با شاخه نظامي سازمان ارتياط برقرار كرده بود ؟ اگر از زاويه گرايشات سياسي به قضيه نگاه كنيم او فردي سلطنت طلب بوده كه متحول گشته و جزء افراد خاص نظام قرار گرفته بود و ارتباط با اين گونه افراد كه به عنوان فرمانده بزرگترين و حساس ترين گردان پروازي خدمت مي نمود به راحتي ميسر نبوده است .
آيا او از قبل از انقلاب مخالف خاندان سلطنتي بوده است ؟ و يا وقتي به كشور برگشت مخالف نظام جمهوري اسلامي شد ؟
پاسخ هر دو سوال مثل روز واضح است كه اين چنين نبوده است . به نظر بنده ( كه البته نظر شخصي ام است ) او پيش از اين ها با سازمان هاي اطلاعاتي غرب در تماس بوده است .

حضور خواهرش در سياسي ترين نهاد آمريكايي در ايالت تگزاس بهترين رابط مي تواند تلقي شود . به عبارت صحيح تر اين سازمان هاي اطلاعات غربي بودند كه به او دستور بازگشت را دادند .

طراحي نقشه فرار بزرگ

به هر حال او در ظرف مدت كوتاهي هم پشت به سلطنت طلب ها كرده و هم از جمهوري اسلامي روي برگرداند !!
پس همان طور كه اشاره كردم به هر دليلي كه بوده او به سازمان منافقين وصل مي شود . تمام جزئيات نقشه فرار به دقت طرح ريزي مي شود .

به احتمال فراوان نقشه ورود بني صدر و رجوي به داخل پايگاه با اطلاعاتي كه توسط معزي و همدستان اش ارائه گرديده بود برنامه ريزي مي گردد و نقشه پرواز و جزئيات فرار در آسمان تا مقصد كه فرانسه باشد به عهده آقا بهزاد بوده است .

اين عمليات كه واقعآ يكي از پيچيده ترين و گسترده ترين نقشه هاي فرار محسوب مي شود با همكاري طيف عظيمي از نيروهاي فريب خورده منافقين و عوامل نظامي آن در نيروي هوايي صورت مي پذيرد .

بدين صورت كه يك عده وظيفه اغفال و فريب عوامل دژباني و حراست ورودي پايگاه را به عهده مي گيرند . آن ها از چند روز قبل از عمليات با يك دستگاه خودروي كاماروي زرد رنگ مرتب به پايگاه تردد مي نمايند تا روز عمليات چهره اين اتوموبيل عادي تلقي شود . عده اي هم با ماشين آتش نشاني در اطراف پايگاه مستقر مي شوند تا براي فرار دادن سوژه در صورت لو رفتن وارد عمليات شوند .

عده اي هم از شاخه نظامي گروهك منافقين با سلاح هاي سنگين مسئوليت عبور سوژه ها رو به داخل پايگاه به عهده مي گيرند . يه گروه ديگر از افراد نظامي فريب خورده ايستگاه هاي رادار مسير را مختل مي نمايند . به اين صورت كه با قرار دادن جعبه هايي در ايستگاه ، خود در لحظه آغاز عمليات تلفن زده و اعلام مي كنند بمب گذاري شده است !!

عده اي ديگر هم با از كار انداختن 8 فروند هواپيماي شكاري اف – 4 عملآ از ره گيري و تعقيب آن ها جلوگيري مي كنند . ( واقعآ چه انسان هاي خائن ي پيدا مي شوند كه در زمان جنگ تنها ابزار مقابله با دشمن را از كار مي اندازند . ننگ بر شما ) خب بعد از همه اين كار ها نوبت به اسكان سوژه ها مي رسد .

حال يكي ديگر از عوامل سرسپرده و خائن نيروي هوايي بنام سرهنگ ناوبر اسماعيل فرخنده منزل سازماني خويش را در اختيار آن ها قرار مي دهد . ( معزي خيلي سعي دارد او را بي گناه و نا آگاه از ماجرا جلوه دهد ) . و به اين ترتيب همه چيز از قبل طراحي و آماده مي شود . برنامه به اين صورت بود كه با يكي از پرواز هاي شبانه آموزش سوختگيري اين عمليات آغاز شود .

شب عمليات

قرار بود فرار چند روز دير تر صورت پذيرد اما به دليل اعلام حكم انتقال سرهنگ معزي به شيراز مجبور مي شوند در شب 6 مرداد كه مطابق با 27 رمضان بود اين كار را به سر انجام برسانند.

طبق نقشه از پيش طراحي شده سوژه ها در داخل ميني بوسي كه از منازل سازماني كروي پروازي را به رمپ پرواز مي برد پنهان مي شوند . يك مانع بزرگ در سر راه خود داشتند و آن عبور از دژباني پايگاه بود كه متآسفانه آقايون دژباني و پليس هوايي كه معمولآ داخل همه خود رو ها رو بازديد مي نمايند و بعد از مشاهده كارت شناسايي افراد اجازه ورود را مي دهند ، به خاطر احترامي كه به قهرمان اتقلاب قائل بودند ، با ديدن سرهنگ معزي ، بدون بازديد اجازه داخل شدن را مي دهد .

در اين جا لازم مي بينم به يك نكته اشاره نمايم و آن اين است كه معزي در خاطرات خود بيان نموده است كه خلبان حسين اسكندري و مهندس پرواز بيژن وكيلي از ماجرا بي اطلاع بودند كه اين چنين نمي تواند باشد چون ميني بوس خلبانان همه كرو را با هم مي برد پاي هواپيما . مگه مي شه معزي تنها با سوژه ها پاي هواپيما برود ؟! و بعد از پنهان كردن منتظر شاگردان خود بماند ؟

قبل از پرواز چه گذشت ؟

ساعت 19:35 دقيقه سوژه ها در حالي كه لباس پرواز بر تن دارند و در تاريكي شب تشخيص قيافه ها ناممكن است وارد رمپ پرواز مي شوند .
در همين حال از پست فرماندهي اعلام مي كنند كه پرواز يك ساعت جلو افتاده است . و به جاي ساعت 10:30 شب ، يك ساعت زودتر پرواز نمايند . سوژه ها همراه محافظ هاي خود در محوطه اتاقك سوختگيري پنهان مي شوند .

وقتي ساير خدمه از قبيل كروچيف و بوم اپراتور ( مسئول سوختگيري ) براي بازديد قبل از پرواز سعي دارند محوطه را چك نمايند ، با در بسته مواجه مي شوند .
سرهنگ معزي به مسئول مربوطه مي گويد چكار مي كني ؟ وسعي مي كند او را منصرف نمايد . ولي طرف ول كن نبوده وبا تبري كه در هواپيما براي مواقع اضطراري تعبيه شده است سعي در شكستن در مي نمايد .

در همين هنگام گارد ويژه در را باز كرده و با گذاشتن لوله اسلحه بر پيشاني همافر مربوطه از او مي خواهد بي سر و صدا وارد شود .
نفر بعدي با مشاهده غيبت همكارش كنجكاو شده و تا مي خواهد وارد محفظه شود ، او هم به همين ترتيب غافلگير مي گردد. در اين هنگام هواپيما شماره 311 موتور هاي خود را روشن مي نمايد .

ترفند سرهنگ معزي براي گمراه كردن مسئولين

سروان حسين اسكندري در صندلي چپ ( خلبان اصلي ) نشسته و سرهنگ معزي در صندلي سمت راست مي نشيند.
همافر مهندس پرواز بيژن وكيلي هم در بين آن دو مي نشيند . طبق برنامه ريزي قبلي ، كه سرهنگ معزي مشخصات مسير را به آن ها داده بود ، يكي از محافظان با اسلحه وارد كابين شده و با تهديد اسلحه از آن ها مي خواهد كه مختصات را به دستگاه ( I.N.S ) كه نوعي دستگاه ناوبري كامپيوتري است وارد نمايند .

معزي بعد از دور شدن از تهران به برج مراقبت اعلام مي كند كه يكي از موتور هاي من آتش گرفته است .و براي همين به سمت ورامين بر مي گردد .
بر روي ايستگاه ورامين معزي بار ديگر به برج مي گويد كه يك موتور ديگر هواپيما هم آتش گرفته است و متعاقب آن براي پنهان ماندن از ديد رادار اعلام مي كند كه به سمت شمال ، يعني كوه هاي البرز مي رود .


مسئولان برج با ناراحتي فرياد مي زنند كه مواظب باش به كوه مي خوري . لطفآ به آن سمت نرو . و اين دقيقآ همان چيزي بود كه معزي مي خواست برج تصور نمايد كه به كوه خورده است ! و در پاسخ برج كه ارتفاع را مي پرسد به دروغ ارتفاع 12 هزار پا را اعلام مي كند .


واكنش مسئولان پست فرماندهي بعد از پرواز

در حالي كه برج مرتب فرياد مي زند به كوه مي خوري برگرد ، هواپيما در ارتفاع 18000 پايي به مسيرش ادامه مي دهد. معزي مي دانست كه در اين مسير ايستگاه هاي رادار كرج ، بابلسر و تبريز قرار دارند . ولي خيالش از هر سو آسوده بود كه قبلآ توسط عوامل سازمان از كار افتاده اند .

همچنين مي دانست هيچ هواپيماي فانتومي او را تعقيب نخواهد كرد . ( همان طور كه قبلآ گفتم از كار انداخته بودند ) و براي اين كه عوامل برج فكر كنند كه به كوه خورده است ديگر پاسخ برج را هم نداد .

در همين هنگام مسئولان رادار به پست فرماندهي نيروي هوايي اطلاع مي دهند كه هواپيما به سمت البرز رفته و احتمالآ به كوه برخورد نموده است .

سرهنگ خلبان جواد وارسته كه زماني شاگرد معزي بوده با خنده به مسئول رادار مي گويد معزي به كوه نمي خورد ، او فرار كرده است !!
سرهنگ معزي براي گفتگو هاي احتمالي ترتيبي مي دهد كه هواپيما ربا گوشي هاي اسكندري و وكيلي را بگيرد تا شاهد مكالمه او نشوند .

سرهنگ معزي براي اين كه هر چه زودتر از خاك ايران خارج شود و به گير شكاري هاي اف – 14 نيفتد ، با حداكثر سرعت به هواپيما فشار مي آورد .


پيشنهاد تآمين جاني و مالي از قول حضرت امام

اين رو هم بگم كه حداكثر سرعت مجاز بوئينگ 707 ، چيزي نزديك 8 تا 9 دهم سرعت صوت است . ودر اين شرايط در داخل كابين بوقي مرتب به صدا در مي آيد .
در همين موقعيت بود كه رجوي و بني صدر به كابين هواپيما مي آيند . در همين حال هم ستاد نيروي هوايي به يك فروند شكاري اف – 14 خود كه در حال گشت زني است ماموريت مي دهد كه به سوي شمال پرواز نمايد .

در همين شرايط بود كه بالاخره رادار تبريز موفق مي شود هواپيما را شناسايي نمايد . آن ها به خلبان هواپيما تذكر مي دهند كه حضرت امام خميني فرموده است قول مي دهم با شما كاري نداشته باشند و همه شما ها رو تآمين مالي مي نمايم .

معزي براي گمراه كردن رادار تبريز مي گويد ما تقصيري نداريم چند نفر از پرسنل نيروي هوايي ما را به گروگان گرفته اند . در همين هنگام شهيد رجايي كه نخست وزير بود به اتفاق شهيد فكوري فرمانده نيروي هوايي در پست فرماندهي از قول حضرت امام به آن ها تآمين مي دهند .
اما خدمه براي كش دادن زمان ، بهانه مي آورند كه شخص آقاي رجايي صحبت نمايد . ولي صحبت هاي هيچ يك از مسئولان كار ساز نيست .

در همين موقع هواپيماي اف – 14 به معزي اخطار مي دهد برگرد و گرنه شليك مي كنم . سرهنگ معزي كه خوب خلبان شكاري را مي شناخته و روز گاري از شاگردان وي محسوب مي شده خطاب به خلبان آن مي گويد : هواپيما ربوده شده است . لطفآ شما بيا نزديك ما تا اين ها شما را ببينند و بترسند ! و در همين اثنا تمام چراغ هاي داخل و بيرون هواپيما را خاموش مي كند و از بچه ها مي خواهد از قسمت سوختگيري بيرون را نگاه كنند تا ببينند شكاري ديده مي شود يا نه ؟

در همين هنگام بني صدر خطاب به معزي مي گويد به خلبان شكاري اعلام كن كه من داخل هواپيما هستم !! آن گاه او ما را نخواهد زد !! معزي كه به اين طرز فكر آقاي رئيس جمهور خنده اش گرفته است مي گويد قربان خلبان شكاري اگر بداند كه چه كساني داخل هواپيما است ، يا شليك مي كند يا اگر برگردد حتمآ اعدام اش مي كنند . معزي براي پرهيز از گزند موشك هاي هاگ ايستگاه تبريز ، به سوي مرز شوري حركت مي كند . در همين حال هم دو فروند ميگ روس ها لب مرز به پرواز در مي آيند تا به محض ورود به خاك آن ها شليك نمايند .

عبور از مرز ايران

معزي با اطمينان از اين موضوع كه هواپيماهاي اف – 5 مستقر در تبريز قادر به ره گيري در شب نيستند ، از مرز شوروي به صورت نيمدايره از كنار تبريز مي گذرد تا گير موشك هاي هاگ نگردد .

هواپيماي تام كت همچنان تعقيب بوئينگ 707 رو ادامه مي دهد . معزي با رفتن به خاك تركيه ، اعلام مي كند كه قصد نشستن در آنكارا را دارد .
مسئولين تركيه به او اجازه اين كار را نمي دهند و با خاموش كردن چراغ هاي باند از آن ها مي خواهند خاك تركيه را ترك نمايد . اف – 14 پشت سر بوئينگ وارد خاك تركيه مي شود . معزي به برج تركيه مي گويد يك شكاري دنبال من است به ايران بگوييد برگردد و آن ها چنين مي كنند و بدين ترتيب شر شكاري از سر آن ها كم مي شود .

بني صدر بار ديگر نطق اش باز شده خطاب به معزي مي گويد بگو من داخل هواپيما هستم چراغ هاي باندآنکارا را روشن مي كنند !!
معزي پاسخ مي دهد قربان من كه قصد نشستن به تركيه را ندارم . سرهنگ مي دانست موشك هاي سوريه حتمآ او را خواهند زد به همين دليل سعي مي كند به سمت قرس و يونان برود . در همين حال رادار سوريه از طريق يو اچ اف مي پرسد كجا هستيد ؟‌

سرهنگ معزي به خوبي مي داند پاسخ دادن از طريق يو اچ اف ، صرفآ براي شناسايي موقعيت هواپيما است . تا با اعزام جنگنده ها آن ها را بر گردانند . به همين دليل هيچ پاسخي به رادار سوريه نمي دهد


در فضاي يونان و پاريس

. عاقبت با رفتن به سمت يونان و قبرس سر از آسمان پاريس در مي آورد . مسئولان فرانسوي اعلام مي كنند كه اجازه نمي دهند .
سرهنگ معزي كار كشته تر از اين ترفند ها است . لذا آخرين حقه خود را رو كرده و به آن ها مي گويد بنزين هواپيما تمام شده است و اگر اجازه ندهيد بر روي شهر سقوط خواهم كرد و به اين ترتيب آن ها را به سمت فرودگاه اورلي راهنمايي مي نمايند و در پايان بعد از پشت سر گذاشتن ساعت ها پرواز عاقبت در قرانسه پياده مي شوند .

فرداي آن روز بعد از اين كه مشخص مي شود چه خيانت هايي انجام شده است . تمام خائنين دستگير و محاكمه مي شوند و به سزاي اعمال خيانت خود به وطن مي رسند .

                  

 
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 19:56  توسط زاده رحمانی  | 

 
Begin ParsTOOLs.com ‍Dictionary Code -->