تبليغاتX
اندیشه
اندیشه

 

 

7 از تركيب دو عدد 3 و 4 ايجاد شده است كه بنابر حكمت فيثاغورثي و زماني بسيار دورتر از آن، اعدادي خوش يمن شناخته ميشدند.

به عقيده بابليان، مصريان و تمدنهاي باستاني ديگر، به وجود 7 سياره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبري لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظي به معناي قرار گرفتن تحت نيروي 7 چيز است كه برگرفته از هفت ميشي است كه در پيمان ميان ابراهيم نبي و ابي ملك در بيرشيبا به آن اشاره شده است.

هرودت نيز به يك قسم عربي اشاره كرده كه در آن هفت سنگ به خون آغشته مي شوند. آفرينش جهان در هفت روز انجام شده، هفته 7 روز دارد، 7 حسن خداداد، 7 گناه كبيره، 7 مرحله در زندگي انسان، 7 طبقه بهشت و جهنم و مثالهاي بي شمار ديگري در ميان اديان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصاديق حضور جادويي عدد 7 در زندگي و مرگ انسانهاست.

تعدادي از مشهورترين 7 هاي جهان عبارتند از:
هفت طبقه بهشت:
بر اساس آيات قرآن و مفسران احاديث، بالاترين درجه سعادت معنوي، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه يا مرحله آمرزش و بهشتي شدن اعتقاد دارند. اين طبقات هفتگانه همانهايي هستند كه طي شده است.

هفت گناه كبيره:
هفت گناه كبيره گناهاني هستند كه در زمان تاريخ بسيار قديم رهبانيت مسيحي مشخص شده و در قرن ششم ميلادي توسط پاپ گرگوري اول يا گرگوري كبير در يك دسته قرار گرفته اند. اين گناهان عبارتند از: تكبر، طمعكاري، شهوت در معناي تمايل بيش از حد يا نامشروع جنسي، حسادت، شكم پرستي كه معمولا مستي نيز در آن منظور ميشود و تنبلي.
همف گناه كبيره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمايشنامه هاي اخلاقي و هنر اروپاي قرون وسطي بوده است.

هفت كلمه آخر:
هفت كلمه آخر، به آخرين جمله حضرت عيسي بر صليب اشاره دارد. اين كلمات از اين قرارند:
خداي من، چرا مرا به خود واگذاشتي؟

هفت علم انساني ( علوم سبعه ):
طبقه بندي آزاد موضوعاتي كه از قرن پنجم ميلادي به بعد، دربرگيرنده برنامه آموزشي غرب در قرون وسطا بود. به نظر ميرسد كه نام "علوم انساني" برگرفته از رساله "سياست" ارسطو باشد كه در آن از "شاخه هايي از دانش كه شايسته انسان آزاد است" ، يعني دانش اوليه اي كه براي يك شهروند با تحصيلات مناسب لازم است، سخن گفته است. اين علوم عبارتند از علوم سه گانه: دستور زبان ( ادبيات ) ، علم بيان و ديالكتيك ( مباحثه و مكالمه ) و علوم چهارگانه كه پيشرفته تر بوده و از اين قرارند: حساب، هندسه، موسيقي و نجوم.

عجايب هفتگانه طبيعي:
كوه اورست در مرز نپال و چين، آبشار ويكتوريا در آفريقا، گرند كنيون Grand Canyon آمريكا، ساحل مرجان بزرگ استراليا، سپيده دم شمالي قطب شمال، آتشفشان و پاريكوتين Paricutin در مكزيك و بندر ريو دوژانيرو برزيل.

هفت مرد فرزانه:
نامي كه در سنت يوناني به هفت تن از سياستمداران، قانونگذاران و فيلسوفان قرن 7 و 6 قبل از ميلاد داده شد. اين فرزانگان عبارتند از: "سولون" قانونگذار يوناني، "تالس" فيلسوف اهل ميلتوس، "پيتاكوس" فرمانده نظامي اهل ميتيلن، "كلئوبولوس" فيلسوف اهل رودس، "شيلون اسپارتي" از ناظران شاه، "بياس" فرزانه ترين هفت فرزانه، اهل پري ين و"پرياندر" حاكم مستبد كورنتي.

هفت دريا:
شامل درياهاي قطب شمال و قطب جنوب، اقيانوس آرام شمالي و جنوبي، اقيانوس اطلس شمالي و جنوبي و اقيانوس هند.

هفت حس:
بر اساس تعليمات باستاني، روح انسان يا "بدن مقدس درون" او مركب از هفت خاصيت است كه هر يك تحت تاثير يكي از سيارات هفتگانه اند.
"آتش" موجب زندگي، "خام" به وجود آورنده توانايي احساس كردن، "آب" موجب قدرت بيان، "هوا" حس چشايي، "مه" موجد حس بينايي، "گلها" به وجود آورنده حس شنوايي و " باد جنوب" به وجود آورنده حس بويايي.

هفتمين پسر از هفتمين پسر:
همانطور كه گفتيم هفت جادويي ترين اعداد است و در معرفت قومي، هفتمين فرزند پسر از هفتمين پسر يك خانواده با نيروهاي قدرتمند جادويي و شفادهندگي متولد ميشود. او پيشگو است و از قدرت هاي عجيبي برخوردار است.

عجايب هفتگانه قرون وسطي:
آمفي تئاتر روم، كاتاكومبهاي (سرداب) اسكندريه مصر، ديوار بزرگ چين، استون هنج در ويلتشاير انگلستان، برج كج پيزا، برج چيني (از جنس چيني) نانكينگ، مسجد اياصوفيه در استانبول.


منبع: عصر ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 13:31  توسط زاده رحمانی  | 

 

 
سرود تاريخي و خاطره‌ساز «اي ايران» ديروز 64 ساله شد. اين قطعه از ساخته‌هاي زنده‌ياد روح‌الله خالقي است كه در كتاب سرگذشت موسيقي ايران، تاريخ خلق اين قطعه را 27 مهر 1323 عنوان كرده است. اين سرود كه براساس شعري از حسين گل‌گلاب، استاد وقت دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان ايران شكل گرفته، در جريان اشغال نظامي ايران از سوي متفقين تكميل شده است. اين قطعه در همان سال‌ها به رهبري خالقي و خوانندگي بنان اجرا شده است.


برخي صاحب‌نظران، انگيزه سرودن اين شعر را در آن زمان مشاهده بي‌حرمتي‌هاي نظاميان اشغالگر كه از تاريخ و تمدن ايرانيان بي‌خبر بودند و قضاوتشان بر پايه مشاهده وضعيت روز بود، دانسته‌اند.

اين قطعه در دهه 1960 در كنفرانس بين‌المللي بررسي سرودهاي ملي ، موثرترين ، برانگيزاننده‌ترين و ميهن‌گراترين سرود ملي كشورها شناخته شده است كه هر ايراني با شنيدن آن برانگيخته و آماده فداكاري براي ميهن مي‌شود. اين در حالي است كه قطعه حماسي ياد شده در آواز دشتي كه يكي از الحان محزون ايراني است، نوشته شده است.

فرهاد فخرالديني، آهنگساز و رهبر اركستر ملي درباره اين قطعه گفت: زماني كه آقاي خالقي اين سرود را ساخت، سرود يكي از مسائل بسيار مهمي بود كه در مدارس آن زمان به بچه‌ها تدريس مي‌شده است.

وي افزود: در آن زمان، سرودهاي خيلي زيادي ساخته شد كه اين كار در درجه اول به همت كلنل وزيري و خالقي صورت گرفت كه در ميان آنها، چند سرود، خيلي خوش درخشيد كه يكي از آنها سرود «اي ايران» بود.

فخرالديني اظهار كرد: دليل تاثير زياد اين سرود بين مردم اين است كه آقاي خالقي با تمام وجودش، خيلي خوب توانسته به اين قطعه يك روحيه ايراني بدهد. در واقع اين قطعه تفاوت بسياري با قطعات ديگر و حتي سرودهاي مشابه دارد.

رهبر اركستر ملي با بيان اين‌ كه سرود از نظر فرم، يك فرم اروپايي است، بيان كرد: سرود از فرنگ به ايران آمده، ولي آقاي خالقي روي سرود «اي ايران» به گونه‌اي كار كرده كه هويت ملي و ايراني پيدا كرده و چون آن را در آواز دشتي ساخته است، بيشتر با خلق و خوي مردم ايران الف و انس دارد و به نوعي به دل‌ها مي‌نشيند.

آهنگساز موسيقي سريال امام علي(ع) تصريح كرد: من احساس مي‌كنم مردم وقتي در كنار هم اين قطعه را مي‌خوانند، با هم صميمي‌تر مي‌شوند و رفاقت و صميميتشان بيشتر مي‌شود و همديگر را بيشتر دوست دارند، در واقع اين قطعه نوعي وحدت و يكپارچگي به مردم مي‌دهد.

رهبر اركستر ملي درباره اجراي اين قطعه گفت: گويا نخستين بار اي ايران را بنان خوانده كه پس از آن، خوانندگان مختلف نيز آن را اجرا كرده‌اند. يادم هست يك‌ بار آن را با اسفنديار قره‌باغي در راديو اجرا كرديم. ما اين قطعه را در اركستر ملي با صداي قرباني، عقيلي و رشيد وطن‌دوست نيز اجرا كرده‌ايم.

فخرالديني در پايان با اشاره به اجراي مختلف اين قطعه از سوي اركستر ملي خاطرنشان كرد: در هر كنسرتي تا اين سرود را براي مردم اجرا نكنيم، آنها سالن را ترك نمي‌كنند. بر اين اساس، ما به خواست مردم و به خاطر احترامي كه براي مخاطبان قائل هستيم، در تمام كنسرت‌هاي اركستر ملي اين قطعه را اجرا مي‌كنيم.


ای ايران

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سر چشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی تو جاودان
ای.. دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

سنگ کوهت در و گهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
در گوبی مهر تو چون کنم
تا.. گردش جهان دور آسمان بپاست
نور ايزدی هميشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

ايران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از.. آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود گلی شود دلم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

منبع: جام جم 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 13:21  توسط زاده رحمانی  | 

ای نسيم سحر آرامگه يار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عيار کجاست

شب تار است و ره وادی ايمن در پيش

آتش طور کجا موعد ديدار کجاست

آنکس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاييم و ملامتگر بيکار کجاست

عقل ديوانه شد آن سلسله مشکين کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

دلم از صومعه و صحبت شيخ است ملول

يار ترسابچه و خانه خمار کجاست

باده و مطرب و می جمله مهياست ولی

عيش بی يار مهيا نشود يار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر منال

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:29  توسط زاده رحمانی  | 


 

 در زماني که من کودکي دبستاني و در علي آباد سادات رفسنجان (روستايي که جد ششم من بعد از مهاجرت از مازندران تاسيس کرده بود ) ساکن بودم ، داستان جالبي در جمع هم ولایتی های ما اتفاق افتاد که تعريف کردن آن در اين ايام و به مناسبتي که در ادامه خواهم گفت ، خالي از لطف نيست .
قبل از گفتن داستان یادآوری نکاتی لازم است اول آنکه  در آن روزگار سفر کردن ، به دليل نبود وسائل نقليه مطمئن و کافي و نيز خرابي راهها ، امر آساني نبود و براي مثال سفر از رفسنجان به سيرجان با يک فاصله دويست کيلومتري آن زمان ،خود يک پروژه تلقي مي شد و دیگر اینکه در آن ايام کشيدن ترياک براي تفريح در محافل خانوادگي امري ناپسند محسوب نمي شد .
روزي دو نفر از هم ولایتی های ما ، دور منقل تميز و زرق و برق داري نشسته بودند و با وافوري ساخته شده از چوب کهور و با کاسه شاه عباسي ، سرگرم کشيدن ترياک گل اناري ماهان بودند .
پس از کشيدن دو سه حب ترياک ، سرشان گرم شد و قصد سفر کردند ، پس از خوش و بش و چون هر دو گرم نشئه ترياک بودند ، کمبود ها و مشکلات زندگي را فراموش و توافق کردند تا به سيرجان بروند و از مهمان نوازي حاج احمد آقا  که مرد مهماندوست و بسيار عزيزي بود بهره مند گردند . پس از کشيدن چند حب ديگر و گرمتر شدن ، بحث به ادامه سفر کشيد و قرار گذاشتند حالا که تا سيرجان رفته اند به بندر عباس هم سري بزنند و در ادامه عيش و بزم ، جواد آقا رو به مهدي آقا کرد و گفت چطوره حالا که تا بندر عباس رفتيم ، از جزيره قشم هم ديدن کنيم ؟
تا اينجاي بحث همه چيز به خوبي سپري شده بود که نا گاه يکي ديگر از حاضران سکوت را شکست و قدمي پيش گذاشت و روبروي آنان  و پاي منقل نشست و گفت : چند حب هم بدهيد ما بکشم تا با شما بيايم !!!؟
گفتن اين جمله طنز همان و پريدن نشئه و منتفي شدن سفر هم همان .
دو روز قبل با خواندن سخنان نشاط آور جانشين خلفم در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، آقاي رحيم مشايي که طي بياناتي پس از صدور فتوا مبني بر عبادت بودن گردشگري فرموده بودند :
"موفقيت هاي بسيار زياد صنعت گردشگري در اين سه سال اخير، نتيجه اقدامات ايشان نيست ، بلکه تحت تاثير و به برکت  ملائکي است که در آسمان ايران در حال پرواز هستند "
من پس از خواندن اين مطلب در روزنامه بي اختيار به ياد ماجراي چهل سال پيش افتادم و به ذهنم رسيد که اي کاش من که کمي با صنعت گردشگري آشنايي دارم و نيز دست اندر کاران صنعت اعم از آژانس داران و هتل داران مي توانستيم از آن باده الستي که ايشان خورده يا حبي که ايشان کشیده، ما هم مي خورديم و مي کشیدیم ، تا با ايشان و البته همراه با ملائک بر فراز آسمان ايران پرواز مي کرديم وبه دور از همه واقعيت هاي  تلخ  ، غرق در نشاط و شادي و شايد مستي مي شديم. 

 هجدهم مهرماه ۱۳۸۷ - سید حسین مرعشی 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:5  توسط زاده رحمانی  | 

                                       




وقتی انيشتن به دنيا آمد، او خيلی چاق بود و سرش خيلی بزرگ، تا آنجايی که مادر وی تصور مي‌کرد، فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه سر و بدنش به اندازه‌های طبیعی بازگشت.
هشت موضوع شگفت‌انگيز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هيچ گاه آنان را نمي‌دانستيد. بله، همگی ما مي‌دانيم که انيشتن اين فرمول[E=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چيزهای کمی در مورد زندگی خصوصی‌اش مي‌دانيم، خودتان را با اين هشت مورد، شگفت زده کنيد!
اول ـ او با سر بزرگ متولد شد.
وقتی انيشتن به دنيا آمد، او خيلی چاق بود و سرش خيلی بزرگ، تا آنجائی که مادر وی تصور مي‌کرد فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه، سر و بدنش به اندازه های طبیعی بازگشت.
دوم-حافظه اش به خوبی آنچه تصور مي‌شود، نبود.
مطمئناً، انيشتن می‌توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانين را حفظ کند، اما برای به يادآوری چيز های معمولی واقعاً حافظه ضعیفی داشته است. او يکی از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه‌اش برای اين فراموشکاری، مختص دانستن آن برای بچه های کوچک بود.
سوم ـ او از داستانهای علمی ـ تخیلی متنفر بود.
انيشتن از داستانهای تخيلی بيزار بود، زيرا که احساس مي‌کرد آنها باعث تغيير درک عامه مردم ازعلم مي‌شوند و درعوض به آنها توهم باطلی از چيزهايی که حقيقتاً نمی‌توانند اتفاق بيفتند، مي‌دهد. به بيان او، من هرگز در مورد آينده فکر نمي‌کنم، زيراکه آن به زودی می‌آيد. به اين دليل او احساس مي‌کرد کساني که بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند، بايد تجربه‌های‌شان را برای خود نگه دارند.
چهارم ـ او در آزمون ورودی دانشگاهش رد شد.
در سال 1895 در سن 17 سالگی، انيشتن که قطعاً يکی از بزرگترين نوابغی است که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنيک سوئيس رد شد. در واقع او بخش علوم و رياضيات را پشت سر گذاشت، ولی در بخش های باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافیا رد شد. وقتی که بعدها از او در اين رابطه سؤال شد؛ او گفت: آنها بی‌نهايت کسل‌کننده‌ بودند، و او تمايلی برای پاسخ دادن به اين سوالات را در خود احساس نمي‌کرد.
پنجم ـ انيشتن علاقه ای به پوشيدن جوراب نداشت.
انيشتن در سنين جوانی يافته بود که شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود. سپس تصميم گرفت که ديگر جوراب به پا نکند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر اين او هرگز برای خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس‌ نمي‌پوشيد، او عقيده داشت يا مردم او را مي شناسند و يا نمی شناسند. پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهميتی مي‌تواند داشته باشد؟
ششم ـ او فقط يکبار رانندگی کرد.
انيشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينانش کمک می‌گرفت. راننده وی نه تنها ماشين او را هدایت می‌کرد، بلکه هميشه در طول سخنرانی ها در‌ميان شنوندگان حضور داشت. انيشتن سخنرانی مخصوص به خود را انجام مي‌داد و بيشتر اوقات راننده‌اش، بطور دقيقی آنها را حفظ مي‌کرد. يک روز انيشتن در حالي که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشين پرسید: چه کسی احساس خستگی مي‌کند؟ راننده اش پيشنهاد داد که آنها جاي‌شان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند، سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند. عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی‌شناخت و طبعاً نمی‌توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد. او قبول کرد، اما کمی ترديد در مورد اينکه اگر پس از سخنرانی سؤالات سختی از راننده‌اش پرسيده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انيشتن درست از آب در آمد. دانشجويان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در اين حین راننده باهوش گفت: سؤالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز مي تواند به آنها پاسخ گويد. سپس انيشتن از ميان حضار برخاست و به راحتی به سؤالات پاسخ داد، به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
هفتم ـ الهام گر او يک قطب نما بود.
انيشتن در سنين نوجوانی يک قطب نما به عنوان هديه تولد از پدرش دريافت کرده بود. وقتی که او طرز کار قطب‌نما را مشاهده می نمود، سعی مي‌کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام اين کار بسيار شگفت زده شد. بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهای مختلف در طبيعت را درک کند.
هشتم ـ راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انيشتن در سال1955مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقيقات برداشته شد.
اما اينکار بصورت غير قانونی انجام شد. بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق‌العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هايی از مغز انيشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي‌شود که مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها، مقدار بسيار زيادی سلولهای گليال که مسئول ساخت اطلاعات هستند، داشته است. همچنين مغز انيشتن مقدار کمی چين خوردگی حقيقی موسوم به شيار سيلويوس داشته، که اين مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بايکديگر فراهم مي‌سازد. علاوه بر اين‌ها مغز او دارای تراکم و چگالی زيادی بوده است و همينطور قطعه آهيانه پايينی دارای توانايی همکاری بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.

انتخاب مطلب: فاطمه جعفری یزدی - یزد فردا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:13  توسط زاده رحمانی  | 

 


یزدفردا - آقای دكتر طارق الشیودان اخیراً كشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشته‌اند:

برابری یك چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد!

مثال: برابری مرد با زن.

هر چند این نكته از لحاظ دستور زبان عجیب می‌نماید، لیكن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشكار می‌گردد این است كه:

كلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است .

همچنین كلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است .

یعنی 24 = 24

سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده كه این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن كریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌كند كه یك چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است.

در ادامه نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه كلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.

کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید
 مسلمین: ۴١  جهاد: ۴١
 فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧
 مردگان (مردم مرده): ١٧
 صدقه: ٧٣  رضایت: ٧٣
 مصیبت: ٧۵  شکر: ٧۵
 ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١
 پناه‌جوئی از شرّ ابلیس: ١١
 ملت (مردم): ۵٠  پیامبران: ۵٠
 سود: ۵٠  زیان: ۵٠
 زندگی: ١۴۵
 مرگ: ١۴۵
 ملائکه: ٨٨
 شیاطین: ٨٨
 دنیا (یکی از نام‌های زندگی): ١١۵
آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵
 
 طلا: ٨  زندگی راحت: ٨
 جادو: ۶٠  فتنه: ۶٠
 زکات: ٣٢  برکت: ٣٢
 ذهن : ۴٩  نور: ۴٩
 زبان: ٢۵  موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵
 آرزو: ٨
 ترس: ٨
 آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨  تبلیغ کردن: ١٨
 سختی: ١١۴  صبر: ١١۴
 محمد (صلوات الله علیه): ۴  شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله): ۴
 مرد: ٢۴  زن: ٢۴

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده‌اند نگاهی داشته باشیم:

دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

%٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا

%٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی


%١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩

دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا می‌توان گفت که این‌ها همه بر حسب اتفاق در قرآن مجید آمده است؟

پرسش این است كه چه كسی این علم را به پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آموخته است؟

پاسخ بی اختیار در ذهن خواهد درخشید.

خداوند قادر مطلق این همه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب قرآن، کلام وحی آموخت.

آیه ٨٧ از سورهء انبیاء:

لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین .

سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم .



منبع:سایت تبیان
یزدفردا
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 18:36  توسط زاده رحمانی  | 

کودکان را دوست بداریم و واقعا برای رفاه و پیشرفت آنها برنامه ریزی کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 9:19  توسط زاده رحمانی  | 

 
 
 
مسئول بازرگاني تهران: اجناس نه تنها گران نشده، بلكه ارزان هم شده!

 

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست، آنچه البته به جايي نرسد فرياد است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:15  توسط زاده رحمانی  | 

 

 
اين فواره قابليت پرتاب آب به ارتفاع 150 متري كه ارتفاعي برابر يك ساختمان 50 طبقه است را دارد.




اين پروژه 218 ميليون دلاري 25 درصد بلندتر از بلندترين فواره جهان در هتلي در لاس وگاس مي باشد.




(با مطالعه در خصوص پیشرفت امارات در سایر زمینه های شهرسازی، جهانگردی، تجارت و ... می توانیم به فاصله قابل توجه کشورمان با این امیرنشین حوزه خلیج فارس که دارای هیچ سابقه تمدنی نیست پی ببریم.)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 13:43  توسط زاده رحمانی  | 

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
بوی خورشيد پگاه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان 
می گريزم در پناه مدرسه
از ميان کوچه های خستگی
اشتياقی در نگاه مدرسه
باز می بينم ز شوق بچه ها
خنده های قاه قاه مدرسه
زنگ تفريح و هياهوی نشاط
از سرود صبحگاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنيد 
روز اول لاله ای خواهم کشيد

سرخ بر تخته سياه مدرسه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 20:11  توسط زاده رحمانی  | 

 
Begin ParsTOOLs.com ‍Dictionary Code -->