تبليغاتX
اندیشه
اندیشه

 

  این روزها همه توجهات و اذهان متوجه سرزمین وحی و دیار عرفه است، رسانه های خبری لحظه به لحظه از آنجا گزارش تهیه و به اقصی نقاط جهان مخابره می کنند. آنهایی که اقوام، خویشان و دوستانشان در سفر حج می باشند بیشتر اخبار را رصد کرده و عربستان همچنان در صدر تماس های بین المللی ( خارجی ) مشترکین مخابرات است. اما این یک روی سکه است ... .

در اینجا می خواهم به روی دیگر سکه بپردازم. آیا تا کنون به فلسفه حج ابراهیمی اندیشیده اید؟ آیا چند درصد از افرادی که به سفر حج مشرف می شوند وقتی که بر می گردند خود را به معنی واقعی کلمه با قبل از سفر(حاجی شدن) مقایسه کرده و سعی در حفظ روحیه معنوی خود می کنند. بنده حقیر که به دیدن هر کدام از حجاج رفته ام غالبا جز تعریف از زرق و برق کشور سعودی، امکانات هتل و ایاب و ذهاب، ثابت بودن نرخ اجناس و ... چیزی نشنیده ام. آیا این گونه حج رفتن به فرمایش امام محمد غزالی(ره) جز تماشای جهان است؟

بعد دیگر حج، ارزش توریستی آن برای کشور سعودی است. البته حج تمتع وقتی بر کسی واجب شد می بایست در اسرع وقت برای ادای آن اقدام کند. ولی چندین بار سفر عمره رفتن آن هم در شرایط فعلی اقتصاد کشور ما چه معنی دارد. در هر فامیل، محله، کوی و برزن ما چقدر انسان های فقیر زندگی می کنند و چقدر جوانان جویای کار و دم بخت زندگی می کنند که با اندک مساعدت ما مشکل آنها حل می شود ولی ما از آنها غافل مانده ایم و پولی را که از کسب و کار در همین محله و از جیب همین مردم فقیر به دست آورده ایم روانه کشورهای عربی می کنیم تا بر ثروت میلیاردرهای سعودی مقیم واشنگتن، سوئد و ... افزوده شود و اگر تمام مسلمانان از سختی و بدبختی بمیرند عین خیالشان نباشد. جالب اینکه بانکهای ما بعضا وام حج عمره هم می دهند! ولی برای پرداخت وام ضروری یا معیشتی خانواده ها چه سخت گیریها که نمی کنند!

  این موضوع به عربستان خلاصه نمی شود. خیلی از خانواده های ایرانی در ایام تعطیل پول خود را در امیر نشین دبی،کویت و ... خرج می کنند تا روز به روز بر زرق و برق و پیشرفت کشور امارات بیافزایند غافل از اينكه كشور خود ما از لحاظ دارا بودن جاذبه هاي توريستي و اكوتوريستي جزو 10 كشور اول دنياست. . فراموش نکنیم که تا چند سال   پیش آرزوی همین اعراب حوزه خلیج فارس دیدن شهرهایی مثل شیراز و اصفهان بود ولی با ولخرجی ما و واردات قابل توجه از این کشورها امروز کارشان به جایی رسیده  و چنان گستاخ شده اند که خلیج فارس را به نام جعلی خلیج عرب می خوانند و کشور متمدنی مانند ایران را مورد هجمه قرار می دهند.

کشورهایی مثل سوریه و عراق هم  با پول ما ایرانیها در حال بازسازی خود هستند. اگر ما فکر اقتصادی داشتیم وقتی به کشوری مثل سوریه سفر می کردیم حداقل یک سری از محصولات کشورمان را در بازارهای آنحا عرضه   می کردیم نه اینکه اجناس عرضه شده در بازار سوريه را به عنوان سوغات وارد کشورمان کنیم و تولید داخلی را نابود کنیم!

این روزها چندین هزار نفر از هموطنان ما در وضعیت اقلیمی و بهداشتی نامناسبی در پشت مرزهای کشور عراق نشسته اند تا عراقی ها آن هم با منت و بعضا با بدرفتاري و هتك هرمت و تازه  پس از رایزنی های فراوان اجازه ورود تدریجی آنها را بدهند. بنده فکر نمی کنم شخصیت های جهان شمول و ارزشمندی همچون حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) راضی باشند شیعیان آنها برای اینکه ارز کشور جمهوری اسلامی را وارد بازرهای عراق کنند و اجناس ترکی، قرقیزی، چینی و اروپایی را بخرند اینقدر به زحمت بیفتند. فراموش نکنیم که نبی اکرم(ص) به اویس قرنی فرمود: "گر در يمنی چو با منی پیش منی".

باشد که ما به معنی واقعی کلمه پیش نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) باشیم و به جای ظواهر فروع دین به عمق و باطن آنها نیز بیاندیشیم. و اما برای حسن ختام مطلب این شعر زیبای مولوی را نیز تقدیم می دارم:

اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید            معشوق همین جاست بیایید بیایید

     معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار           در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

            گر صورت بیصورت معشوق ببینید             هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

               ده بار از آن راه بدان خانه برفتید             یک بار از این خانه بر این بام برآیید

              آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید              از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

                   یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید                یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

                      با این همه آن رنج شما گنج شما باد                افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 

محمد   زاده رحمانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:36  توسط زاده رحمانی  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 11:3  توسط زاده رحمانی  | 

 

 
در زمان پیامبر گرامی اسلام، اشخاصی مانند سجاح بنت حارث و مسیلمه کذاب ادعای پیامبری کردند. سجاح بنت حارث قصد آن کرد که با مسیلمه محاربه نماید. لذا لشکری مهیا نمود و به قصد جنگ با مسیلمه روان شد.

مسیلمه نیز با یاران و اطرافیانش برای مقابله با او به سوی او حرکت کرد. لشکرهای پیامبران دروغین در محلی مقابل هم صف آرایی کردند قرار بر این شد که دو پیامبر با هم به خلوت بروند و با هم مذاکره کنند تا شاید به راه حل مناسبی غیر از جنگ دست پیدا کنند.

مسیلمه دستور داد خیمه ای قرمز بین دو لشکر نصب کنند. هر دو پیامبر دروغین وارد خیمه شدند و دو لشکر به انتظار نتیجه نهائی مذاکره دو پیامبر نشستند.

سجاح بنت حارث زنی فربه و زیبا اندام بود و مسیلمه مردی قد بلند و در عنفوان جوانی قرار داشت. در این هنگام مسیلمه به سجاح گفت: از قرآنی که جبرئیل بر تو نازل کرده قدری بخوان.

سجاح گفت: این آیه را به خاطر دارم: یا معاشر النساء خلقن ازواجا و جعلن ازواجآ، یعنی به درستی شما جماعت زن ها مخلوق شدید و جفت قرار داده شدید و جفت نولجه منکن ایلاجا و نخرجه منکن اخراجا، یعنی فرو بردیم در شما زن ها فروبردنی و بیرون آوردیم از شما بیرون آوردنی.

مسیلمه که در شهوت سرکش خود می سوخت گفت: آیا میل به ازدواج و شوهر کردن داری؟ سجاح گفت: آری.

... مسیلمه بدون خواندن خطبه عقد و تعیین مهر، با او در آمیخت. مسیلمه و سجاح سه روز در آن خیمه به عیش و عشرت و خوشگذرانی با هم مشغول بودند و بعد از سه روز بیرون آمدند.

هنگامی که اصحاب سجاح به او گفتند: او را چگونه یافتی و با هم به توافق رسیدید؟

گفت: آری، من او را پیامبر به حق می دانم و او مرا به عقد خود در آورد تا مردم بگویند پیغمبری، پیغمبری را تزویج نمود.

اصحاب به او اعتراض کردند و گفتند: بدون خطبه عقد و تعیین مهریه این چه ازدواجی است؟

سجاح پیش مسیلمه رفت و گفت: اصحاب من از تو مهریه می خواهند.

مسیلمه کذاب گفت: مهریه تو برداشتن نماز صبح و عشاء است که از آنها ساقط شد.

و از مزخرفات مسیلمه است که گفته: پیک وحی به من نازل شده و چنین گفته: الفیل ما الفیل و له خرطوم الطویل، یعنی فیل، فیل چیست؟ و او دارای خرطومی بلند است و یا ان الذین یغسلون ثیابهم و لایجدون ما یلبسون اولئک هم المفلسون، یعنی به درستی کسانی که می شویند لباس هایشان را و نمی یابند چیزی را که بپوشند پس اینان همان ورشکستگان هستند.

بعدها سجاح مسلمان شد و توبه کرد ولی مسیلمه کذاب به کارهای غلط خود ادامه داد و توسط وحشی(غلام ابوسفیان)  کشته شد.

وحشی می گفت: بهترین مردم و بدترین مردم را من کشتم که بهترین آنها حضرت حمزه (ع) و بدترین آنها مسیلمه کذاب است.

از کرامات مسیلمه این است که هر چه می کرد خلاف آن ظاهر می شد.

مردم یمامه به او گفتند: رسول مدینه آب دهن در چاه خشک می ریزد آب چاه طغیان می کند تو نیز چنان کن. پس آب دهن به چاه می انداخت آب چاه به طور کلی خشک می شد. به او گفتند:

رسول مدینه دست بر سر افراد کچل و بی مو می کشد مو می روید، تو نیز چنان کن. او چنین کرد و بقیه موها به کلی ریخت. به او گفتند: هر چه کنی عکس آن ظاهر می شود، گفت: معجزه یعنی خرق العاده یا به طرف اعلی یا به طرف بعدی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 7:19  توسط زاده رحمانی  | 

 
در سالهای اخیر برخی از کشورهای همسایه با خرید کتاب و آثار تحقیقی و تألیفی محققین و اساتید هنر و تاریخ هنر ایران و ترجمه و تبدیل این آثار به زبان عربی و ترکی اقدام به جعل تاریخ فرهنگ و هنر ایران زمین، تحت عنوان آثار تاریخی خود کرده اند.

در این باره استاد برجسته نقاشی و مینیاتور ایرانی که هم اکنون در ایلات متحده آمریکا به سر می برد در یک گفتگوی تلفنی به خبرنگار مهر گفت : متاسفانه سابقه جعل و سو استفاده از هنر ، فرهنگ و هنرمندان ایرانی تنها مربوط به امروز نیست چنانکه در زمان حاکمیت دولت بعثی در عراق هم کتابی با نام " عروبه العلما العجم " که مشاهیر و اساتید معروف ایران مانند سعدی، حافظ، زکریای رازی و ... را عربی معرفی می کرد به چاپ رسید.

بنا بر بررسیها و کاوشهای باستانشناسی سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد باز می گردد واز آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی توسعه و تکامل یافته است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی به خصوص برخوردار است. ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

محمود فرشچیان در این باره ادامه می دهد: در سالهای اخیر یک کتاب دیگر نیز که هنر معماری و کاشیکاری ایرانی را هنر عربی و "اسلامیک آرت " معرفی کرده است با نام " اشکال الهندسیه العربیه " در برخی کشورهای عربی به چاپ رسیده که تا کنون آن را به 27 زبان دنیا ترجمه کرده اند و همسایگان ترک ما نیز هنر نقاشی ایرانی را هم اکنون در موزه " اسمتسونیا " در واشنگتن دی سی پایتخت آمریکا با نام ترکیش آرت به بازدیدکنندگان این موزه معرفی می کنند.

این استاد برجسته نقاشی و مینیاتور ایرانی با اعلام اینکه هنر ایرانی و هنر اسلامی با وجود نزدیکی هایی با هم دارند کاملا از هم جدا و متفاوتند گفت : خود من نسبت به مذهب و عقاید دینی ام بسیار متعصب و حساس هستم اما این دلیل نمی شود که برخی هنر ایرانی را تحت عنوان غلط انداز دیگری در دنیا معرفی کنند و من حساسیت نشان ندهم. هنر ایرانی و هنر اسلامی اگر چه لازم و ملزوم هم هستند ولی نمی توان هر چیزی که شامل هنر ایرانی می شود را حتما هنر اسلامی نیز نامید. به طور مثال برخی از بزرگترین هنرمندان ما در هنر نقاشی از مساجد، ارمنی و مسیحی هستند اما آیا می توان آنها را شامل هنر اسلامی به حساب آورد؟

محققان آثار باستانی و معماری مهمترین ویژگیهای معماری ایرانی را درونگرایی یا حفظ کرامت و احترام انسان، نیارش (فن اجرای ساختمان)، خود بسندگی واستفاده از مصالح بوم آورد، مردم واری و تبعیت از نیازها و ابعاد انسانی و پرهیز از بیهودگی می دانند. امری که به گفته یکی از معدود اساتید برجسته و بازمانده معمارسنتی ایرانی به شدت مورد توجه همسایگان ایران است.

محمود ماهر النقش به خبرنگار مهر می گوید: عربها اخیراً آمده اند تمام فوت و فن معماری سنتی ایرانی را در کتابی به هفت زبان زنده دنیا چاپ کرده اند و هر جا می نشینند می گویند این معماری مال ماست نه ایرانیها و این معماری، معماری عربی است. آن وقت ما اینجا نشسته ایم و زار می زنیم که معماری ایرانی مرده. عربها که تا دیروز اصلاً نمی دانستند ریاضی چیست، هندسه یعنی چه و اصلاً معماری نداشته اند حالا هر جا که می روند می گویند اشکال الهندسیه العربیه!

وی با تایید اینکه همسایگان عرب ما هنرهای ایرانی را با نام خود در دنیا معرفی می کنند می افزاید: هنرمندان کشورهای پاکستان و افغانستان همیشه به وامگیری و الگوبرداری از هنر معماری ایرانی اذعان می کنند و خود من هم در سفر به این کشورها این مسئله را از نزدیک دیده ام، اما متاسفانه در کشورهای عربی با اینکه همه آن چیزی که در معماری استفاده می کنند نشئت گرفته از معماری ایرانی است آن را انکار کرده و متعلق به خود می دانند.

این استاد برجسته معماری سنتی که چندین کتاب در رابطه با معماری ایرانی نوشته است می گوید: اعراب همسایه ما هیچ پیشینه ای در هنر معماری ندارند و با توجه به اینکه کار دست معماران ایرانی از هندوستان تا غربی ترین نقاط خاورمیانه وجود دارد منابع خود در این رشته را این آثار و همچنین تالیفات اساتید ایرانی قرار داده و مبادرت به نوشتن کتاب با نام معماری عربی کرده اند در حالی که تنها اعراب شمال آفریقا دارای یک معماری با هویت مستقل هستند که آن نیز به رغم نزدیکیهای جزئی تفاوتهای زیادی با معماری ما دارد و چندان هم قوی نیست.

سکوت مسئولان

محمود فرشچیان درباره واکنش مسئولان سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادهای مرتبط به خبرنگار مهر گفت : بزرگان و مسئولان ما گاهی بنا بر اقتضائات مملکتداری و سیاسی در مورد این مسائل سکوت می کنند اما متاسفانه اعراب هیچ توجهی به این مسائل از خود نشان نمی دهند و با کار خود هنر ایرانی را مورد تهاجم قرار داده اند.

استاد برجسته نقاشی و مینیاتور ایرانی در ادامه گفتگوی خود با خبرنگار مهر افزود: ایران مانند یک گنجینه غنی و با ارزش از انواع هنرهاست و همسایگان ما چون می خواهند برای خود فرهنگ سازی کنند چنین کارهایی را انجام می دهند در صورتی که مسئولان و مراجع و اساتید هنر ایرانی باید با مرجع یابی مسائل رخ داده برای آن چاره اندیشی کنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 12:10  توسط زاده رحمانی  | 

 

 
كتاب «رئيس‌جمهور سياه» اثر‌ «مونتيرو لوباتو» كه با مرگ نويسنده‌اش در 60 سال پيش فراموش شده بود، با انتخاب «باراك اوباما» به ‌عنوان رئيس‌جمهور آمريكا در صدر پرفروش‌هاي برزيل قرار گرفت.

«مونتيرو لوباتو» نويسنده برزيلي رمان «رئيس‌جمهور سياه» كه سال 1948 از دنيا رفت، در اين كتاب ماجراي زندگي «جيم روي» سياه‌پوستي را نقل كرده كه بعدها به هشتاد و هشتمين رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكا مي‌شود.

انتخاب «باراك اوباما» به‌عنوان نخستين رئيس‌جمهور سياه در كاخ سفيد توجه مردم برزيل را به اين اثر فراموش‌شده بازگردانده و آن را در صدر پرفروش‌هاي امروز كتاب اين كشور قرار داده است.

كتاب «رئيس‌جمهور سياه» نوشته‌‌ اين نويسنده برزيلي كه عموما به نوشتن كتاب كودك علاقه داشت، در سال 1926 منتشر شد و رواي داستاني آن به پيش‌گويي مسائلي در آينده مي‌پردازد. در اين كتاب انتخابات سال 2228 آمريكا را نشان مي‌دهد كه در آن «روي» در مقابل رقيب خود «اولين آستر» برنده مي‌شود.

«لوسيا ماچادو» ناشر اين كتاب گفت: «واقعا اتفاق عجيبي است و جداي اينكه رئيس‌جمهور سياه است، جالب اين است كه رقيب وي نيز در كتاب يك زن است.»

وي در ادامه گفت:‌«آمريكا در حال برگزاري انتخابات بود و ما از اين موقعيت استفاده كرديم و كتاب را دوباره منتشر كرديم و وقتي اوباما با هيلاري كلينتون در رقابت بودند، اين كتاب حسابي فروش كرد.»

«مونتيرو لوباتو» همچنين در اين كتاب تكنولوژي اينترنت را نيز پيش‌بيني كرده بود. به قدرت رسيدن چين در جهان و كشف نفت در برزيل نيز از ديگر پيشگويي‌هاي اين نويسنده برزيلي است.

انتخاب رئيس‌جمهور سياه در كتاب «مونتيرو لوباتو» در نهايت به يك جنگ نژادي تبديل مي‌شود.


منبع خبر : فردانيوز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 12:39  توسط زاده رحمانی  | 

 

 
آيا تا به حال شده كه در يك فروشگاه به كسي خيره شويد و در حالي كه تلاش مي‌كنيد نام او را به خاطر بياوريد، موفق نشويد؟ قطعا براي همه ما گاهي اين اتفاق افتاده است.

هرچند مغز ما قويترين رايانه در سياره زمين محسوب مي‌شود اما اين رايانه قدرتمند نيز گاهي به خطا مي‌رود. ما انسانها بيشتر وقت خود را صرف انباشتن چيزهاي مختلف و بي‌فايده به داخل مغزمان مي كنيم.

مهم نيست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهميت دارد اين است كه بدانيم اين عضو نياز به جبران و احياي خود دارد تا بتواند قالب و توانايي خود را حفظ كند.

پژوهشگران روش‌هاي مختلفي را براي سوپرشارژ كردن و افزايش كارآيي مغز ارائه كرده‌اند كه در اين مقاله ساده‌ترين آنها ارائه شده تا هر فردي بتواند به محض احساس نياز، به آنها دسترسي داشته باشد و آنها را بكار بسته و از مزاياي آن بهره‌مند شود:

- بادام بخوريد
بادام حافظه را تقويت مي‌كند و اگر در تركيب با شير قبل از رفتن به رختخواب و يا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود تاثير بهتري دارد.

-آب سيب بنوشيد
پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده‌اند؛ آب سيب توليد نوعي انتقال دهنده عصبي حياتي موسوم به استيلكولين را در مغز افزايش داده و از اين طريق قدرت حافظه را نيز تشديد مي‌كند.

- خوب بخوابيد
تحقيقات نشان مي‌دهد كه حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاوير تجربه شده در روز تقويت مي‌شود.

- از تفريحات ساده لذت ببريد
استرس قدرت مغزي ما را تحليل مي برد. ذهني كه در استرس گرفتار شده بيشتر منابع حافظه ما را مصرف مي كند و به اين ترتيب ذهني ضعيف و كودن براي ما باقي مي گذارد. سعي كنيد براي خود عادتهاي ساده تفريحي در طول روز تعيين كنيد تا بتوانيد به كمك آنها استرس را از ذهن خود پاك نماييد. برخي از اين تفريحات ساده و مفيد براي ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسيقي مورد علاقه، بازي با كودكان، قدرداني از ديگران، پياده روي، دوچرخه سواري و يا شنا به طور روزانه، كار كردن با يك وبلاگ و بالاخره شركت در كلاس‌هاي يوگا و سلامت به طور روزانه.

- ذهن خود را ورزش دهيد
همانطور كه ورزش جسمي براي بهره‌مندي از يك بدن قوي و سالم ضروري است ورزش ذهني نيز به همين اندازه حائز اهميت است تا بتوانيد ذهني تيز و فعال داشته باشد. آيا تا به حال توجه كرده‌ايد كه چرا كودكان قدرت مغزي قوي‌تري نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون كودكان ذهني بازيگوش دارند و يك چنين ذهني توان حافظه را بالا مي‌برد. براي رسيدن به چنين توانايي مي‌توانيد پازل يا جدول حل كنيد، در كارهاي گروهي داوطلب شويد، با ديگران تعامل كنيد، به يك سرگرمي مانند مطالعه، نقاشي يا حتي تماشاي پرندگان مشغول شويد، يك مهارت جديد يا يك زبان جديد بياموزيد.

- يوگا يا مديتيشن انجام دهيد
يوگا و مديتيشن استرس را تخليه مي‌كند. استرس قاتل حافظه است اما يوگا و مديتيشن با كاهش استرس، پايين آوردن فشار خون، كاهش سرعت تنفس، كاهش سرعت متابوليسم و آزاد كردن تنش از ماهيچه‌ها، ذهن را تقويت مي‌كنند.

- مصرف مواد قندي را كاهش دهيد
قند غذا نيست بلكه شكلي از كربوهيدرات است كه يك انرژي واهي توليد مي‌كند. مصرف زياد مواد قندي باعث بروز علائم عصبي و رنج آور، ضعف حافظه و ساير اختلالات عصبي مي شود. غذاها را بدون افزودن شكر مصرف كنيد و از مصرف نوشيدني‌هاي شيرين يا مقدار زيادي شكر يا قند با كافئين پرهيز كنيد.

- از گندم سبوس دار استفاده كنيد
گندم سبوس‌دار حاوي لسيتين است. اين ماده مشكل سخت شدن سرخرگ‌ها را آسان مي‌كند و از اين طريق موجب بهبود عملكرد مغز مي شود.

- شب‌ها غذاي سبك بخوريد
خوردن غذاي زياد و سنگين در شب باعث بروز استرس طولاني مدت و احساسي به هنگام خواب مي‌شود. توصيه مي‌شود غذاي سنگين را در روز مصرف كنيد كه بدن تحرك بيشتري دارد. شبها با خوردن غذاي سبك و ميوه يا سبزي مي‌توانيد خواب بهتري داشته باشيد. خواب خوب شب به معني تقويت قواي مغز است.

- قدرت تخيل خود را تقويت كنيد
يوناني‌ها اصل خيال پردازي را براي به خاطر سپردن همه چيز ياد مي‌گيرند. اين تكنيك احتياج دارد كه فرد يك تخيل واقعي و رنگي را ايجاد كند كه بتوان آن را به يك موضوع يا شي خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بويايي، چشايي، شنوايي و بينايي را درگير خيال پردازي كنيد مي‌توانيد جزئيات بيشتري از يك موضوع را به خاطر بياوريد. اين كار به تقويت حافظه شما كمك مي‌كند.

- خشم خود را كنترل كنيد
غذاهاي تهيه شده از آرد سفيد، مصرف زياد نشاسته يا نان سفيد مي‌تواند منجر به بروز حساسيت‌هاي عصبي شود. در نتيجه مصرف اين قبيل مواد غذايي پرخاشگري و برخي از رفتارهاي افسردگي را موجب مي شود. در عوض سبزي تازه بخوريد. آب زياد بنوشيد و يوگا يا مديتيشن انجام دهيد تا احساسات سمي مانند خشم و استرس از شما دور شود.

- ويتامين ب كمپلكس مصرف كنيد
اين ويتامين حافظه را تقويت مي‌كند. از غذا و سبزيجات غني از اين ويتامين مصرف كنيد. لازم به ذكر است كه مواد غذايي نشاسته‌اي و نان سفيد تاثير مطلوب اين ويتامين براي حفظ سلامت حافظه را خنثي مي‌كند



منبع خبر : عصر ايران

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 16:11  توسط زاده رحمانی  | 

 

 

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس مصاحبه‌ منتشر نشده‌اي را از مرحوم حاج سيد احمد خميني فرزند حضرت امام (ره) در سایت خود منتشر كرده است كه در آن نكات جالب توجهي وجود دارد.

سوال:جناب حجت‌اسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني در آستانه يازدهمين سالگرد دفاع مقدس قرار گرفته‌ايم خواهشمند است بفرماييد كه جنابعالي چگونه از شروع تجاوز وحشيانه دشمن به ميهن عزيزمان باخبر شديد و در آن هنگام در مورد سرنوشت جنگ و پايان آن چه احساسي داشتيد؟
حاج احمد آقا:بسم‌الله الرحمن الرحيم ، به‌طور كلي وقتي جريانات انقلاب اسلامي ايران در پيش بود يعني همان زماني كه امام در پاريس تشريف داشتند يكي از مسائلي كه پيش‌بيني مي‌شد اين بود كه اگر انقلاب پيروز شود چه نوع خطراتي آن را تهديد مي‌كند.

ما معتقد بوديم كه منافقين و چپي‌ها در داخل مسائلي بوجود مي‌آورند چون از اينجا (ايران) هم فردي كه نامش را دقيقاً به خاطر ندارم به آنجا (فرانسه) آمد. وي از ايادي شاه بود كه بعد هم معلوم شد كه عضو سازمان «سيا» مي‌باشد و مدتي هم رئيس دفتر شاهپور بختيار بود. وي يك شماره تلفن به ما داد و گفت اگر با من كاري داشتيد تماس بگيريد و آن شماره متعلق به تلفني بود كه در اطاقي پهلوي اطاق بختيار بود.

مسئله‌اي كه مطرح شد اين بود كه امام حاضر نشدند با فرد مذكور ملاقات كنند. وي اين مسئله را با يكسري از مسائل داخلي را به بنده گفت كه ما خودمان هم همان‌طور حدس مي‌زديم.

ايشان مي‌گفت در تركمن صحرا درگيري هست و در بلوچستان به نوعي ديگر و در قسمتهاي كردستان و حتي در جنوب جرياناتي با نام خلق عرب پديد آمده و ما علاوه بر اينكه اين مسائل را حدس مي‌زديم احتمال هم مي‌داديم كه جنگي عليه انقلاب راه بيفتد. درست در بحران قضاياي بعد از انقلاب بود كه جريان جنگ پيش آمد. البته گزارشاتي از مدتي پيش از شروع جنگ رسيده بود كه عراق نيروهايي را در حال جابجايي دارد.

بعد از اينكه عراق به ايران تجاوز كرد و چند فرودگاه را بمباران كرد يعني در همان ساعات اوليه شروع جنگ از ستاد مشترك به بنده خبر رسيد و من هم به خدمت حضرت امام رفتم و به ايشان خبر دادم. ايشان هيچ عكس‌العملي كه ناشي از دست‌پاچگي باشد نشان ندادند و به حرف من گوش كردند.

آن موقع به قدري ما درگير بوديم كه فرصت زيادي نداشتيم چون نمي‌دانستيم كه جنگ، كوتاه است يا طولاني مي‌شود. بيشتر تحليلهاي روز اول ما اين بود كه يا اين جنگ ظرف چند روز تمام مي‌شود و يا يك جنگ طولاني و درازمدت مي‌شود و اين بستگي دارد و به وضع داخلي كشور ما. يعني اگر ما كنترلمان بر اوضاع بد باشد و آنها بيايند و جاهايي را بگيرند كه قهراًً جنگ تمام شده است اما اگر برعكس باشد ما براي يك جنگ تمام عيار آماده شويم. چون ما مي‌دانستيم كه آنها مجهز به چه سلاحهايي هستند و ما خودمان چه داريم و ما از محل نگهداري خيلي از سلاحها و مهمات خبر نداشتيم و شناخت زيادي نسبت به پادگانها نداشتيم چون كساني كه از اين اوضاع مطلع بودند غالباً از كشور فرار كرد بودند و آن عده‌اي هم كه مانده بودند دل‌خوشي از ما نداشتند كه بخواهند بدون مسائلي اين چيزها را به ما بگويند.

بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتر بوديد و از موضع‌گيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد. لطفاً خاطره‌اي را از آن دوران تعريف كنيد؟
تلخترين خاطره‌اي كه به ياد دارم پذيرش قطعنامه، و شيرين‌ترين خاطره مربوط به فتح خرمشهر است.
فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعت حدوداً چهار بعدازظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سه مرتبه و هر مرتبه حدوداً‌ نيم ساعت قدم مي‌زدند و راديو هم در دستشان بود چون ما از قبل مي‌دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند و درگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.

امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلام كرد. با شنيدن صداي گوينده، من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بود اوقاتشان زياد تلخ نمي‌شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نمي‌شد.

در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود اما بالاخره مسئولان جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط‌العرب (اروند رود) برويم تا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم.

امام اصلاً با اين كار موافق نبودند و مي‌گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اين جنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگ تمام شدني نيست و ما با اين جنگ را تا نقطه‌اي خاص ادامه بدهيم و الان هم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است.

به جرأت مي‌توان گفت از بزرگترين دستاوردهاي دفاع مقدس، ارزشها روحيات و فرهنگ ارزشمند و گرانقدري است كه رزمندگان اسلام در صحنه‌هاي نبرد و ميادين خون و شهادت به نمايش گذاشتند. از نگاه شما براي پاسداري از اين ارزشها و بهره‌گيري از آنها در مقابل با تهاجم فرهنگي استكبار بايد چه تدابيري اتخاذ شود؟
مسئله‌اي كه به ذهن مي‌رسد اين است كه اگر جنگ نبود اين خطري را كه دو يا سه سال پس از پايان جنگ ما با آن مواجه بوديم ممكن بود زودتر دچار شويم. يكي از اثرات بزرگ جنگ، تثبيت انقلاب بود يعني در سايه جنگ بود كه انقلاب تثبيت شد و ضد انقلابها رانده شده و به دست نيروهاي انقلاب از نظام كنار گذاشته شدند و روي هم رفته آنچه كه مهم است همان تثبيت انقلاب است.

من نمي‌گويم كه اگر جنگ نبود انقلاب شكست مي‌خورد اما اگر جنگ نبود بعد فرهنگي و مكتبي بودن انقلاب ما، در دنيا شناخته نمي‌شد و جنگ موجب شد كه اكثر خبرهاي دنيا در هشت سال جنگ در مورد ايران از رسانه‌هاي گروهي پخش مي‌شد. قدرت انقلاب، تفكر امام، برخورد انقلاب با ارزشهاي ترسيم شده از سوي غرب و.... در لابلاي جنگ به دنيا منتقل شد. وقتي اينطور شد، در تمام دنيا نيروهاي اسلامي و هسته‌‌هاي مقاومت كه نقاط بسيار قوي ادامه جنگ بودند پديد آمد.
اگر شما مي‌بينيد كه در جريان سلمان رشدي، مسلمانان دنيا به خيابانها مي‌ريزند و فتواي امام چنان واكنشهايي بوجود مي‌آورد، اين آگاهي است كه در خلال هشت سال جنگ توسط دشمنان ما به آنها منتقل شده است. چون امام كه محور تمام اخبار بودند تفكرشان تفكر اسلامي بود. اسلام و ديدگاه‌هاي اسلامي امام به بهترين وجه در آن دوران براي تمام دنيا و مسلماناني كه در اقصي‌نقاط جهان هستند مخابره شد.

امروز شما مي‌بينيد كه انقلاب ما همان انقلاب است اما چون جنگ نيست و موضعگيريها، موضعگيريهاي جنگي نيست رسانه‌هاي غربي حرفهاي كم‌رنگ ما را پررنگ مي‌كنند و اگر خدايي نكرده اشتباهي در صحبتي باشد آن را پررنگ مي‌كنند و ما مورد خاصي نداريم كه خبرگزاريها بر سر آن رقابت كنند. مثل آسوشيتدپرس، رويتر و... لذا موضع ما در مقابل اسرائيل، ارتجاع منطقه و... نيز در ميان خبرها و گزارشات بيان مي‌شد.

وقتي حرف امام منتقل مي‌شود كه «آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند» و «ما دندانهاي آمريكا را در دهانش خرد مي‌كنيم» و.... توسط خبرگزاريها منتقل و به وسيله راديوها، تلويزيونها، مطبوعات و... بيان مي‌شد و باعث مي‌گرديد كه مسلمانها خويشتن را بازيابند.

اين درست است كه حرف امام بود اما سيم ارتباطي حرف امام با تك‌تك مسلمانان دنيا، جنگ بود. وقتي ما يك موشك به عراق مي‌زديم در حقيقت اين خط رابط با حاملي مي‌شد براي انتقال افكار امام به جهان. وقتي بچه‌هاي ما با يك قايق به ناوهاي غول‌پيكر حمله مي‌كردند آنها مي‌گفتند جنگهاي امروز جنگ الكترونيك است و قايقي كه سه نفر در آن نشسته‌اند و يك «آر.پي.جي» بر دوش دارند به سمت يك ناو مي‌رود و به آن حمله كرده و ضربه مي‌زند هرچقدر هم كه اين ضربه كوچك باشد يك حال خاصي پس از شنيدن اين خبر در مسلمانان دنيا پديد مي‌آيد و اين فكر منتقل مي‌شود كه با دست خالي هم مي‌توان كارهايي كرد.

اين چيزها باعث شد كه انقلاب ما شكل بگيرد و حرفهاي ما زده شود و آن چيزي كه امروز ما رويش حرف داريم اين است كه ما بسيجي به دست آورديم اين ارزشها نبايد خدشه‌دار شود. لذا بايد سعي كنيم كه آن‌چه نظر بنيانگذار اين انقلاب بوده در نظر داشته باشيم و به سمت اهداف امام برويم.

جنگ براي انقلاب و جمهوري اسلامي از يك سو و جبهه استكبار و ايادي منطقه‌اي آن از سوي ديگر چه نتايج و تبعات سويي را به همراه داشته است؟
جنگ نه از نظر مادي بلكه از نظر معنوي ابهت غرب را شكست جنگ اگر نبود پيام امام به گورپاچف معنا نداشت و جنگ موجب شد كه اين برداشت كه با فرهنگ غرب و آن چيزي كه به عنوان اسوه و اساس حركتهاي مادي يعني ديدگاههاست و با آنها نمي‌توان جنگيد جنگ ما اين تصور را باطل كرد والا ما مي‌دانيم كه اگر آمريكا بخواهد ما را نابود كند او خيلي اسلحه دارد و ما نداريم اما اينكه ملتي به خاطر اينكه اسلحه ندارد چيزي نگويد را در دنيال باطل كرد.

در شرايط بمباران و موشكباران و...حضرت امام در ارتباط با خانواده در آن شرايط چه برخوردي داشتند؟
وقتي جنگ شروع شد مدتي طول كشيد تا كار به بمباران شهرها كشيد. در ابتداي جنگ ستاد مشترك كسي آمد كه مربوط به تيم مهندسي بود و يك مكان ضد بمب و مستحكم براي امام درست كرد اما حضرت امام فرمودند من به اينجا نمي‌روم و هرچه هم كه من گفتم حداقل شما بياييد و اطاق مذكور را ببنيد ايشان فرمودند من از همين بيرون كه آنجا را ديده‌ام و به آنجا نخواهم آمد و تا وقتي كه تهران زير موشكباران دشمن قرار گرفت در اطاق معمولي خودشان بودند و خيلي معمولي برخورد مي‌كردند.

وقتي هم كه من خيلي اصرار كردم ايشان قسم خوردند كه من اين كار را نخواهم كرد و بين من و بقيه افراد هيچ تفاوتي نيست. ايشان مي‌گفت اگر بمبي به خانه من بخورد و پاسدارهاي اطراف منزل كشته شوند و من در اطاق ضد بمب‌ زنده بمانم ديگر من به درد رهبري نمي‌خورم. من زماني مي‌توانم مردم را رهبري كنم كه زندگي من مثل آنها باشد و همه در كنار همديگر باشيم.

از نظر خانوادگي هم من به شما بگويم كه سالها پيش وقتي مأمورين ساواك به خانه م ريختند كه امام را بگيرند مادر من در حياط ايستاده بود كه من از خانه بيرون دويدم و ايشان به من گفت «پدرت را بردند اگر مي‌خواهد او را ببيني زودتر برو» كلاً مادرم و خواهرانم اهل اين حرفها نيستند و ترسو نيستند و فقط نگرانيشان در مورد حال امام بود. نكته ديگر اين است كه امام اصلاً مايل نبودند كه يك چنين صحبتهايي در آن زمان بشود.
يك نكته‌اي به خاطرم آمد كه برايتان نقل كنم. يك روز كه تهران شديداً زير بمباران و موشكباران بود مادرم وارد اطاق شدند و ديدند كه يك پتويي كج افتاده است با نهايت خونسردي مرا صدا زدند كه بيا و سرپتو را بگير تا آن را درست كنيم و امام از اين حرف خنده‌اش گرفت.

كداميك از رفتارهاي ويژه حضرت امام مي‌تواند به عنوان يك الگوي خاص مورد استفاده جوانهاي مذهبي واقع شود؟
به نظر من مهمترين خصلت امام دو چيز بود يكي صداقت و ديگري صميميت، يعني امام هرگز اين گونه نبود كه يك جايي حرفي بزند و جاي ديگر همان حرفش را عوض كند. رفتار امام در بيرون از خانه و درون خانه يكي بود و فقط در خانه كمي رسميت ايشان كم رنگ مي‌شد. بارها شده بود كه من وقتي وارد خانه مي‌شدم مي‌ديدم كه ايشان مشغول بازي با كودكان هستند و با مردم هم خيلي صميمي و صادق بودند. حتي تا وقتي كه مادرم سر سفره نمي‌آمد امكان نداشت كه ايشان غذا بخورند.

نظر امام در مورد نيروهاي مسلح چه بود؟
امام در نيروهاي رزمنده از همه بيشتر به بسيجيها نظر داشت چون در ميان آنها از پيرمردهايي با موهاي سپيد گرفته تا نوجوانان پرشور حضور داشتند و سرباز واقعي امام بودند. اينها آدمهايي بودند كه از جان و مالشان گذشتند به دنبال دستور امام وارد مبارزه‌اي شديد شدند. از سپاهي‌ها هم به عنوان بچه‌هاي انقلاب نام مي‌برد و خيلي به آنها علاقه داشت. و در مورد ارتش هم همه مي‌دانيم كه ايشان از اول مدافع اين برادرها بودند. حتي زماني كه صحبتهايي در مورد انحلال ارتش بود ايشان شديداً مخالف بودند.

 

منبع خبر : عصر ايران

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:23  توسط زاده رحمانی  | 

 
Begin ParsTOOLs.com ‍Dictionary Code -->