|
|
|
|
|
مانع
در زمان هاي قديم پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند٫خودش را جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد!حاكم اين شهر مرد بي عرضه ايست و ... . با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط راه بر نمي داشت. نزديك غروب يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود نزديك سنگ شد.بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه وسط جاده و زير تخته سنگ قرار داده شده بود. كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در آن يادداشت نوشته بود: “ هــــــر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشــــــــد“ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 7:34 توسط زاده رحمانی
|
|
||
|
|
درباره |
|
کزين برتر انديشه برنگذرد محمد زاده رحمانی هستم ... . امیدوارم با این وبلاگ بتوانم به عنوان یک ایرانی، نقشی هر چند کوچک در دنیای مجازی و عصر ارتباطات ایفا نمایم. خوشحال می شوم اگر این ارتباط دو سویه باشد و از نظرات شما نیز بهره مند شوم. جاری باشید |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||