<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اندیشه</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/</link>
<description>اندیشه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 04:13:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تصاوير زيبا از تخت جمشيد</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-225.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41332_304.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41333_959.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41334_233.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41335_875.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41336_763.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41337_628.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41338_431.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41339_104.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41342_578.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41340_186.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41341_744.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41343_425.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41344_635.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41345_884.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41346_735.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41347_280.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41348_304.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/16/41349_210.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 04:13:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=225</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-225.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>10 ترس رایج در میان انسانها</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-224.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرگزاری مهر، در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از مار (Ophidiophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از مکان (Agoraphobia):&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از دیگران (Xenophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از بلندی(Acrophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از تاریکی (Lygophobia):&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از صائقه (Astraphobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از پرواز (Aviophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از سگ (Cynophobia):&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترس از دندانپزشک (Odontophobia):&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 07:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=224</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-224.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصویر: مقایسه دیوار مهد کودک در تهران و اروپا!</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-223.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مقایسه دیوار یک مهد کودک در تهران و یک مهد کودک در اروپا!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;MARGIN: 6px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/28/40129_568.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;MARGIN: 6px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/28/40130_287.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,0,205)&quot;&gt;منبع: شیعه نیوز&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 08:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=223</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-223.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادی از مولانا</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>&lt;IMG src=&quot;http://www.rumionfire.com/shams/images/rumi114fa.gif&quot;&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 10:18:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كشف سكه‌هاي عصر حضرت يوسف در مصر</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;باستان شناسان مصري موفق به كشف سكه هايي باستاني شدند كه نام و تصوير حضرت يوسف (ع ) روي آنها نقش بسته است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرگزاري فارس، اين سكه‌ها كه به تازگي از ميان اشياي انبار شده در موزه مصر به دست آمده، مثال نقضي بر نظريات پيشين مورخان و محققاني شده است كه تجارت و بازرگاني عصر يوسف پيامبر (ع) را به صورت مبادله كالا به كالا و بدون پول مي‌دانستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گفته باستان شناسان، آزمايش‌ها و بررسي‌هاي صورت گرفته روي سكه‌ها سال ضرب آنها و تصاوير فراعنه و فرمانرواياني را كه در آن دوره بر اين كشور حكومت مي‌كردند را نشان داده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سعيد محود ثابت سرپرست تيم تحقيق با اشاره به همزماني سال ضرب سكه‌ها با دوره زندگي حضرت يوسف (ع) در مصر گفت: مطالعات نشان مي‌دهد آنچه كه پيش از اين در نظر باستان شناسان اشياي جادويي يا زينتي به شمار مي‌رفته‌اند به دلايلي كه امروز اثبات شده است، سكه بوده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي افزود: اولين دليل كشف اين سكه‌ها در مناطق و سايت‌هاي مختلف باستاني و دليل ديگر شكل مدور و بيضي مانند آنها است. سكه‌هايي با نماي دوطرفه كه همچون سكه‌هاي امروزي يك روي آن نوشته شده و روي ديگر آن را تصوير يك شخص در بر گرفته است.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 05:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شروع سال تحصیلی</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=635 src=&quot;http://i17.tinypic.com/6h2nvps.jpg&quot; width=455&gt; </description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 05:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میمند در گذر تاریخ/ رشادتهای سپاهیان میمند</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FLOAT: right; DIRECTION: rtl&quot;&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;«بطوريكه از سالخوردگان شنيده شده ، مراد نامي از فارس باقبيله خود به شهربابک مي آيد. چون منطقه ميمند را مكاني مناسب مي بيند در آنجا سكنا مي گزيند . وي پسري داشته بنام كربلايي ابراهيم كه او را نيز 3 پسر بوده به نامهاي كربلايي علي ـ زين الدين ـ عبدالله ( يا به زبان خود ميمنديها عبدل ) كه از هر سه نفر آنها سه فاميل نسبتا بزرگ و پر جمعيت در شهرستان بجاي مانده است . از كربلايي علي فاميل ( حاج محمود ) كه از اولاد محمود پسر كربلايي علي و از زين الدين فاميل ( زين الديني ) و از عبدالله فاميل ( عبدلي ) كه اغلب در روستاي مسينان شهربابک ساكن هستند . از همه پسران كربلايي ابراهيم با قدرت تر همان كربلايي علي بوده كه ضمن اينكه اندوخته و ثروت زيادي داشته كلانتري ميمند را نيز عهده دار بوده است و در اواخر سلطنت صفويه و هنگام هجوم افاغنه به ايران و در زمان حكومت ميرزا محمد علي بزرگ در شهربابک مي زيسته و پنج پسر به ترتيب سن به اسامي: 1ـ محمود 2ـ محمد حسين 3ـ نورالدين ۴ـ عوض ۵ـ محمد داشته است . در زمان حكومت ميرزا علي بزرگ ، محمود پسر بزرگ كربلايي علي ميمندي چند مشک ماست را از طرف پدرش كه كد خداي ميمند بوده براي دارالحكومه هديه مي آورد . هنگامي كه هديه را مي دهد اظهار ميدارد كه ماستهاي ما را خالي كنيد و مشكهاي ما را پس بدهيد اما دارالحكومه مي گويند كه ما مشک خالي نداريم و اگر مي خواهيد ماست هديه كنيد بايستي با مشک هديه كنيد و ما نمي توانيم مشكها را پس بدهيم. اين گفته دارالحكومه و بي اعتنايي آنها نسبت به درخواست محمود باعث خشم محمود ميگردد و وي از عصبانيت ماستها را در سردر دارالحكومه خالي مي كند و مشكها را با خود مي برد. اين  عمل محمود هم باعث خشم و كينه ميرزا محمد علي مي گردد. در نتيجه طرفين منتظر فرصتي بودند كه عمل يکديگر را تلافي كنند. اين زمان مقارن بود با روي كار آمدن نادر شاه افشار در ايران . نادر شاه براي مبارزه و اخراج بيگانگان از ايران از تمام نقاط ايران منجمله شهربابک سرباز طلب نمود . تعداد سربازي كه از شهربابک در خواست شده بود صد نفر بوده كه دو نفر بارتبه نايبي بر اين عده سمت فرماندهي داشتند . ميرزا محمد علي كليه كلانتران و كدخدايان قصبات و دهستانهاي شهر را احضار كرده و فرمان فرمانده عالي كشور را به استحضار آنها مي رساند و اجراي حكم و سرباز دادن را از هر يک به سهم خويش درخواست مي نمايد. و چون درصدد انتقام جويي از محمود بود ۵۰ نفر از 100 نفر سرباز را سهم نمايندهْ ميمندي ها كه همان محمود بود گذاشت و ۵۰ نفرباقي مانده را ازسايرقصبات و دهستانهاي شهربابک طلب نمود . محمود چون مي فهمد كه اين امر ميرزا محمد علي از روي غرض است عصباني ميشود و ميگويد عدالت را رعايت نميكنيد؟ و از ميمند كه يک روستاست ۵۰ نفر و از ساير نقاط نيز۵۰  نفر انتخاب كرده ايد. يا بايستي هر100 نفر از ميمند آن هم به انتخاب من باشند و يا به نسبت عادلانه تري انتخاب نيرو صورت گيرد. چون ميرزا محمد علي از وجود محمود در شهربابک هراس داشته و همچنين نسبت به او كنيه داشته با خود مي گويد كه بهترين فرصت است تا از شر محمود رهايي يابيم (زيرا فكر ميكرده محمود زنده بر نخواهد گشت) لذا با پيشنهاد محمود موافقت مي نمايد كه هر صد نفر از ميمند باشند و فرماندهي آنها هم به عهده خود محمود باشد . به اين ترتيب محمود و برادرش محمدحسين با  100 نفر سپاهي و با درجهْ نايبي وارد سپاه نادر شدند. هنگامي كه سپاه نادر قلعه كلات كه مقر اشرار بود را محاصره مي كند و محاصره آن چند وقت بطول مي انجامد به سران لشكر خود خطاب ميكند كه آيا در بين شما كسي هست كه قلعه را بگشايد و جايزه بگيرد . محمود ميگويد من حاضرم به شرطي كه انتخاب افراد با خودم باشد . نادر هم مي پذيرد. از اينرو محمود 30 نفر از ورزيده ترين بستگان خود  را از بين 100 نفر همراهي خود انتخاب مي كند . مسافتي به قلعه مانده لشكر نادر متوقف شده و محمود با همان 30 نفر نيرو به نزديک قلعه ميرود . ديده بان قلعه مشاهده ميكند كه عدهْ قليلي نزديک قلعه مستقر شده اند و بعضي از آنها به دوختن گيوه هاي خود مشغولند . لذا به رئيس ياغيان گزارش ميدهد كه لشكر عظيم نادرشاه از تسخير قلعه عاجز مانده و رفته اند و هم اكنون چند نفر پينه دوز را فرستاده . فرمانده ياغيان گفت به مراقبت آنها برويد و با دقت عمليات آنها را زير نظر بگيريد . ديده بانان رفته و برگشتند و گفتند كفش دوزي هم نمي دانند زيرا با درفش كفش را سوراخ مي كنند آنگاه درفش را زمين گذاشته و سوزن را بجاي آن فرو ميكنند  و به اين طريق كفشهاي خود را مي دوزند . رئيس ياغيها مي گويد اينها گيوه دوز نيستند بلكه از عشاير هستند . پس از چند روز توقف و بررسي اطراف قلعه ، شب هنگام از سركه هائيكه همراه داشتند بر ديوار قلعه كه از خشت خام ساخته شده بود مي ريزند تا خيس شود سپس ميله هاي سر تيز آهن كه قبلاً تهيه كرده بودند را بر ديوارها فرو برده و از اين طريق نردبان ساخته و هر 30 نفر وارد قلعه ميشوند . ساكنين قلعه چون مكان خود رامستحكم و عده دشمن را ضعيف و اندک حساب كرده بودند درهاي قلعه را بسته و راحت وبدون واهمه أي خوابيده بودند. محمود هم به اتفاق همراهان دربهاي قلعه را گشوده و با هياهو و فريادهاي متوالي كه ميمنديها آنرا ( قيه ) مي نامند و زدن سنگ و چوب به در وديوار قلعه رعب و وحشت در دل ساكنان قلعه ايجاد مي كنند.  ياغيان مضطربانه همين كه دربهاي قلعه را باز ديدند بدون هيچ مقاومتي پا به فرار نهادند و اموالي كه ساليان دراز چپاول كرده و در آن قلعه جمع آوري كرده بودند جا گذاشته  و متواري ميشوند. همراهان محمود غنائم را جمع آوري و ضبط مي كنند و خود محمود دخل و تصرفي در اموال نمي نمايد . سپس بقيهْ سپاه به دستور محمود وارد قلعه مي شوند و قاصدي نزد نادر مي فرستند . چون خبر فتح قلعهْ كلات به نادر مي رسد محمود را به اصفهان احضار ميكند و هنگام ورودش او را تشويق شاياني مي نمايد و او را به درجه سلطاني مفتخر و حكم فرمانروايي شهربابک را به نام وي صادر و به شهربابک اعزام مي دارد.  در زمان حكومت او تعدي كردن به رعايا تقليل مي يابد و كد خدايان بيش از ماليات مقرر از مردم نمي گرفتند . محمود با رفتن به حج به حاج محمود مشهور شده و اعقاب او به طايفه حاج محمودي مشهور شدند . از جمله آثاري كه بنام وي برجاي مانده است مي توان به قنات محمود آباد و مزرعه أي بنام سلطان آباد كه از قنات برخواه مشروب مي شود اشاره كرد. حاج محمود جهت رفع اختلاف و كسب پشتيباني ، با دختر ميرزا احمد بزرگ كه از سالاريهاي خراساني بوده وصلت مي كند و رشته خويشاوندي بر قرار ميسازد . از حاج محمود شش پسر به نامهاي ابوالحسن خان ـ حاج عليرضا ـ حاج علي ـ آقا موسي ـ آقا محمد جعفر و آقا باقر سلطان به جاي مانده كه پسر ارشد او ( ابوالحسن خان ) بعد از پدر اداره امور شهربابک را بدست گرفت وي به وسيله آقا محمد خان قاجار كه از راه شهربابک به كرمان جهت سركوب لطف علي خان زند سفر مي كرده كور مي شود.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;منبع : &lt;A href=&quot;http://www.keacheh.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;وبلاگ&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt; شهربابک در یک نگاه به نقل از وبلاگ کیچه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 16:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزگار سخت زاينده رود اصفهان</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36108_728.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36107_629.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36109_172.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36111_910.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36112_377.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36113_637.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36110_223.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36105_664.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36114_880.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/11/36115_307.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 05:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمضان کریم</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 495px; HEIGHT: 424px&quot; height=424 src=&quot;http://www.hadhramaut.info/App_Images/Large/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84%20%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.jpg&quot; width=550&gt; </description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 17:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناگفته های فرزند خوانده آذر یزدی</title>
<link>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;TABLE width=&quot;70%&quot; align=center&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;خبرگزاري فارس: فرزندخوانده مرحوم مهدي آذر يزدي با ذكر خاطراتي از پدرخوانده‌اش گفت: مادر آذر يزدي با فرزندش بسيار نامهربان بود؛ طوري كه اگر اين مادر در زندگي او وجود نداشت، آذر يزدي اگر شكسپير نمي‌شد، بي‌شك آلفونس دوده مي‌شد. &lt;BR&gt;محمد صبوري، فرزندخوانده مهدي آذر يزدي در مراسم بزرگداشت مهدي آذر يزدي كه عصر ديروز (يكشنبه 18 مرداد) در محل مؤسسه سپاس برگزار شد، در غياب ديگر سخنران اين مراسم، مصطفي رحماندوست، به بازگويي خاطرات زندگي‌اش با آذر يزدي پرداخت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* تأكيد بر مرده‌پرستي ايرانيان &lt;BR&gt;وي در ابتدا عنوان كرد: از اينكه مي‌بينم بعد از درگذشت آذر يزدي مراسم يادبودي برگزار مي‌شود، از يك جهت خوشحال مي‌شوم و از يك جهت ديگر ناراحت. خوشحالم به اين سبب كه از يك سو برگزاري اين مراسم نشان‌دهنده مفيد و تأثيرگذار بودن آذر يزدي براي جوانان اين كشور است و از سوي ديگر احساس مي‌كنم روز بزرگداشت وي روز تولد اوست؛ و از طرفي ناراحت هستم به اين دليل كه ما مردم ايران مرده‌پرست هستيم و بعد از اينكه مرد صاحب‌نامي چون آذر يزدي از ميان ما مي‌رود به ياد وي مي‌افتيم. &lt;BR&gt;وي افزود: خصلت بزرگ ايراني‌ها اين است كه علاقه دارند بيشتر به خصوصيات ريز زندگي انسان‌هاي بزرگ پي ببرند، اما هيچ‌گاه سعي نمي‌كنند تا درباره آثار و صحبت‌هاي آن شخص بحث كنند. همه دنبال اين هستند كه آذر يزدي چطور زندگي كرد و يا اينكه چرا ازدواج نكرد، اما كسي به دنبال شناخت آثار او نيست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* گله از نامهرباني‌هاي مادر مهدي &lt;BR&gt;صبوري در ادامه تصريح كرد: مادر آذر يزدي با فرزندش بسيار نامهربان بود طوري كه اگر اين مادر در زندگي او وجود نداشت، آذر يزدي شايد شكسپير نمي‌شد، اما بي‌شك آلفونس دوده مي‌شد. &lt;BR&gt;فرزندخوانده آذر يزدي ادامه داد: آذر يزدي نويسنده‌اي مستعد بود كه با آنكه دانشگاه نرفت و معلمي نداشت پيش خودش درس خواند و مراتب ترقي را طي كرد. امروز كساني كه درباره آذر يزدي صحبت مي‌كنند نمي‌دانند همه كتاب‌هايي كه از 50 سال پيش در مؤسسه امير كبير منتشر شده اغلب مقدمه‌ها و يا ويرايش آن كار آذر يزدي است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* آذر يزدي چگونه فرزندخوانده گرفت &lt;BR&gt;وي سپس با اشاره به خاطرات اولين ديدارش با آذر يزدي عنوان كرد: من زماني كه با ايشان آشنا شدم، انسان بدبختي بودم كه پدر و مادرم فوت شده بودند، آذري آن زمان با يكي از دوستانش يك شركت عكاسي داشت. زماني كه براي پيدا كردن كار به اين شركت رفتم و به آذر يزدي گفتم مي‌خواهم در آنجا شاگردي كنم، او گفت تو كوچك هستي و در ضمن سواد هم نداري؛ بنابراين مرا نپذيرفت. در اين حين شريكش آمد و با من صحبت كرد، وقتي از شرايط زندگي من خبردار شد به آذر يزدي گفت اين بچه انسان مؤدبي است. تو فرض كن فرزندي داشتي كه مادرش مرده است، پس اين بچه را به فرزندي قبول كن و او هم كه آرزو داشت فرزندي داشته باشد، مرا به فرزندخواندگي پذيرفت. &lt;BR&gt;صبوري اضافه كرد: از همان روز انس و الفت من با آذر يزدي شروع شد؛ من كودك بي‌سرپرستي بودم كه فرزندخوانده كسي شدم كه از خودم بدبخت‌تر بود. ما زندگي را در نهايت فقر مي‌گذرانديم؛ يادم مي‌آيد كه نزديك عيد نوروز بود و لباسم به تنم كوچك شده بود آذر يزدي كه پولي نداشت كتاب‌هايش را فروخت و لباسي برايم خريداري كرد. بعدها در يكي از نوشته‌هايش به اين مسئله پرداخته و نوشته بود وقتي لباس را برايم خريد و من دستش را بوسيدم او آن وقت احساس كرده كه جواهر پيدا كرده است. &lt;BR&gt;فرزندخوانده آذر يزدي سپس با اشاره به همكاري پدر معنوي‌اش با استادان برجسته زبان و ادبيات فارسي اظهار داشت: من بعد از اينكه بزرگ شدم با آذر يزدي به مؤسسه امير كبير رفتم. او كتاب‌ها را ويرايش مي‌كرد و فرم‌هايي را به من مي‌داد تا براي افرادي مثل دكتر معين، رهي معيري، پژ‍مان بختياري، صادق چوبك و... ببرم. آن زمان ما با خيلي از بزرگان مأنوس بوديم و من با تمام اين نويسنده‌ها بزرگ شدم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* آذر يزدي جايزه سلطنتي را نگرفت &lt;BR&gt;وي همچنين در ادامه به ذكر خاطره برنده شدن آذر يزدي در جايزه كتاب سلطنتي و عدم دريافت اين جايزه گفت: تا زماني كه من ازدواج كنم با آذر يزدي در يك خانه 36 متري در نازي‌آباد زندگي مي‌كرديم. زماني كه ايشان برنده جايزه كتاب سلطنتي شد، گفتند بايد با تشريفات به دربار برويد و جايزه را از دست شاه بگيريد، اما ما به دليل اينكه فقير بوديم و نمي‌توانستيم لباس مناسبي براي براي خود تهيه كنيم، براي دريافت جايزه نرفتيم. &lt;BR&gt;صبوري ادامه داد: بعد از ازدواج من، آذر يزدي تنها زندگي مي‌كرد. بعدها مسائلي پيش آمد كه او را ناگزير كرد از تهران خارج شود و به شهر يزد برگردد. شهري كه به شدت از آن متنفر بود. دليل اين عزيمت به يزد هرگز گفته نشد و بعد از اين نيز گفته نمي‌شود. &lt;BR&gt;فرزندخوانده آذر يزدي سپس با بيان اينكه بزرگترين آرزوي آذر يزدي چاپ ديوان شعر و زندگينامه‌اش بود، تأكيد كرد: او آثار چاپ نشده بسياري دارد كه اميدوارم به زودي اين كتاب‌ها منتشر شود. او شعرهاي خوبي سروده است كه هنوز منتشر نشده است و همچنين زندگينامه‌اش كه با همه علاقه‌اش به آن نتوانست آن را كامل كند، و اميدوارم روزي بتوانم آنها را چاپ كنم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* آذر يزدي دايرةالمعارف بود &lt;BR&gt;وي در ادامه با بيان اينكه آذر يزدي يك دايرةالمعارف جامع بود، گفت: او با آنكه در رشته‌هاي مختلف علمي درس نخوانده بود، اما در همه اين رشته‌ها اطلاعات خوبي داشت. از طرف ديگر ايشان با بزرگان ادب زندگي كرد و با آنها انس و الفت داشت. دكتر احسان يارشاطر، بديع‌الزمان فروزانفر، پرويز ناتل خانلري، علي دشتي، سعيد نفيسي، رهي معيري، جلال آل‌احمد و سيمين دانشور از جمله كساني بودند كه آذر يزدي با آنها دوستي داشت و امروز شما نمي‌توانيد مثل آنها پيدا كنيد. &lt;BR&gt;صبوري در پايان سخنانش با اشاره به ويژگي‌هاي اخلاقي آذر يزدي، يادآور شد: او هميشه مرا به دو امر توصيه مي‌كرد، يكي اينكه مي‌گفت هيچ‌گاه خودت را بزرگ‌تر از آن چيزي كه هستي نشان نده، و ديگر اينكه دستت را به طرف هيچ كسي دراز نكن. همان طور كه خود او هيچ‌گاه براي پول و مقام و جاه ننوشت و به هيچ وجه از نوشته‌هايش نردباني براي ترقي مادي نساخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 08:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zadehrahmani&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>zadehrahmani</dc:creator>
<guid>http://zadehrahmani.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
